2 نکته مهم درباره درمان دیابت نوع 2 از طریق درمان مشکلات کبدی

پژوهشگران در خصوص ارتباط میان بیماری کبد چرب و نشانگرهای کلیدی دیابت نوع ۲ در موش‌ها به مطالعه پرداخته‌اند. نتایج این مطالعه نشان می‌دهند، کاهش تولید پیام‌رسان عصبی GABA در کبد می‌تواند سطوح گلوکز خون را تنظیم کند، اشتها را کاهش دهد، و به کاهش وزن منجر شود. پژوهشگران می‌گویند، این مسیر درمانی به طور انحصاری ممکن است برای آدم‌های مبتلا به چاقی مفرط کارساز باشد.  دیابت نوع ۲ با سطوح بالای قند خون در اثر مقاومت به انسولین شناخته می‌شود.

انسولین هورمونی است که به گلوکز کمک می‌کند وارد سلول‌ها شود، و در آن‌جا برای تولید انرژی یا ذخیره‌سازی برای آینده مورد استفاده قرار گیرد. مقاومت به انسولین هنگامی اتفاق می‌افتد که سلول‌های بدن به انسولین واکنش مناسب نشان ندهند، و بنابراین، گلوکز را از خون خارج نکنند.

هم‌چنین، مقاومت به انسولین در دیابت نوع ۲ تولید انسولین را در بدن افزایش می‌دهد؛ این مسئله می‌تواند به افزایش اشتها، افزایش فشار خون، و افزایش وزن بدن منجر شود.

خرید کتاب

مطالعات گذشته نشان داده‌اند، دیابت نوع ۲ به شدت با اضافه وزن و بیماری کبد چرب در ارتباط است؛ بر اثر این بیماری، چربی بسیار زیادی در کبد ذخیره می‌شود. به گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ایالات متحده (CDC)، ۸۹ درصد بیماران مبتلا به دیابت دچار اضافه وزن هستند.

با این‌که دانشمندان از مدت‌ها پیش به این مسئله مشکوک بودند که چربی بیش از اندازه در کبد ممکن است باعث ایجاد دیابت نوع ۲ شود، این مسئله دقیقا چگونه تاکنون یک معما باقی مانده بود.

به تازگی پژوهشگرانی از دانشگاه‌های آریزونا، واشنگتن در سنت لوییز، پنسیلوانیا، نورت‌وسترن به منظور تفکیک آن دسته از سازوکارهای اساسی که بیماری کبد چرب را به هم‌ایستایی یا هومئوستازی گلوکز – تعادل میان انسولین و گلوکز موجود در خون – پیوند می‌دهند، به انجام دو مطالعه پرداختند.

آن‌ها دریافتند حساسیت به انسولین را می‌توان ظرف چند روز کاهشِ تولید بیش از اندازه‌ی پیام‌رسان عصبی GABA در کبد در افراد بیمار بازیابی کرد، و انجام این روش درمانی در طولانی مدت ممکن است به کاهش اشتها و کاهش وزن منجر شود.

پیام‌رسان‌های عصبی به منظور ایجاد امکان برقراری ارتباط میان مغز و سایر بخش‌های بدن بین اعصاب رد و بدل می‌شوند. GABA یک پیام‌رسان بازدارنده است؛ به این معنی که انتقال سیگنال را در سیستم عصبی کاهش می‌دهد.

یکی از پژوهشگران این مطالعه به نام دکتر بنجامین رنکویست می‌گوید، “‌وقتی کبد GABA تولید می‌کند، فعالیت آن دسته از اعصابی را که از کبد به مغز می‌روند، کاهش می‌دهد. از این رو، کبد چرب، با تولید GABA، تکانه‌های الکتریکی را به سمت مغز کاهش می‌دهد. این کاهش در تکانه‌های الکتریکی به وسیله‌ی دستگاه عصبی مرکزی شناسایی می‌شود؛ همین عامل نیز سیگنال‌های خروجی را تغییر می‌‌دهد و بر هومئوستازی گلوکز تاثیر می‌گذارد.‌”‌

این پژوهشگران نتایج این مطالعه را در نشریه‌ی سل ریپورتز منتشر کردند.

۱. مطالعات روی موش‌های آزمایشگاهی

پژوهشگران از طریق آزمایش بر روی موش‌ها، نخست، به این نتیجه رسیدند که بیماری کبد چرب ناشی از چاقی مفرط میزان تولید GABA را در کبد افزایش می‌دهد. سپس آن‌ها دریافتند، افزایش انتقال سیگنال  GABAاز کبد بر هومئوستازی گلوکز تاثیر می‌گذارد.

از آن‌جا که پژوهش‌های قبلی نشان داده بودند، وجود آنزیمی به نام ترانس‌آمیناز گابا (GABA-T) برای تولید GABA در کبد ضروری است، این گروه از پژوهشگران گمان کردند هدف قرار دادن GABA-T به منظور کاهش تولید GABA در کبد ممکن است مقاومت به انسولین را کاهش و دیابت نوع ۲ را درمان کند.

پژوهشگران به منظور آزمودن فرضیه‌شان، نخست از طریق داروهای مهارکننده‌ی فعالیت GABA-T، به درمان موش‌های آزمایشگاهی مبتلا به دیابت نوع پرداختند. این داروها با نام‌های سولفات-او-اتانول‌آمین (EOS) و ویگاباترین شناخته می‌شوند.

دومین روش آزمودن فرضیه‌ی این پژوهشگران از طریق یک روش درمانی ژنتیکی به نام آنتی‌سنس اولیگونوکلئوتید (ASO) انجام شد. این روش درمانی از طریق چسبیدن قطعات کوچک DNA یا RNA به مولکول‌های RNA به منظور جلوگیری از تولید برخی پروتئین‌های خاص به وسیله‌ی آن، عمل می‌کند. در این مورد، ASO از طریق غیرفعال کردن بیان GABA-T در کبد عمل کرد.

هر دو روش درمانی فعالیت GABA-T را کاهش دادند و ظرف چند روز، حساسیت به انسولین را بهبود بخشیدند. هم‌چنین، موش‌هایی که ASO و EOS دریافت کرده بودند، پس از گذشت ۷ هفته از آغاز دوره‌ی درمان، ۲۰ درصد از وزن خود را نیز از دست دادند.

سپس، این پژوهشگران نمونه‌های به دست آمده از ۱۹ فرد مبتلا به چاقی مفرط را طی عمل جراحی چاقی، مورد آزمایش قرار دادند. آن‌ها بیان ژنتیکی موجود در بافت کبد را تحلیل کردند و دریافتند، افراد مبتلا به مقاومت به انسولین دارای سطوح بالایی از بیان ژن‌های مرتبط با تولید و فعالیت GABA بودند.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند، یافته‌های‌شان در مدل‌های موش آزمایشگاهی قابل تعمیم به انسان‌ها نیز هستند.

۲. نتایج منحصر به چاقی مفرط

پژوهشگران، جهت توضیح نتایج‌شان، به این موضوع اشاره کردند که چربی بیش از اندازه در کبد انتشار GABA را افزایش می‌دهد؛ این مسئله تکانه‌های الکتریکی عصب آوران واگی کبدی، خط ارتباطی میان کبد و مغز، را سرکوب می‌کند.

به گفته‌ی آن‌ها، سرکوبی این عصب توسط GABA، همان‌طور که در سایر تنظیم‌کنندگان اشتها مشاهده می‌شود، مصرف غذا و وزن بدن را افزایش می‌دهد. فراهم‌آوری شرایطی برای ایجاد تکانه‌ی الکتریکی نرمال در این عصب تاثیر معکوسی بر کاهش مصرف غذا، افزایش وزن، و مقاومت به انسولین دارد.

هم‌چنین، پژوهشگران روش‌های بازدارنده‌ی GABA-T را بر موش‌های لاغر نیز آزمایش کردند. از آن‌جا که کبد این موش‌ها دارای سطح پایینی از تولید GABA است، این داروها اثر اندکی بر سطوح انسولین، قند خون، و توده‌ی بدنی آن‌ها داشتند یا بی‌اثر بودند.

پژوهشگران این‌‌گونه نتیجه گرفتند، هدف قرار دادن تولید GABA در کبد ممکن است هومئوستازی گلوکز را بهبود ببخشد، میزان مصرف غذا را کاهش دهد، و توده‌ی بدنی را کم‌تر کند – این نتایج منحصرا به افراد مبتلا به چاقی مفرط مربوط می‌شوند.

دکتر رنکویست در این مورد می‌گوید، “‌تمام روش‌های درمانی موجود برای دیابت نوع ۲، در درجه‌ی اول، به دنبال کاهش گلوکز خون هستند. بنابراین، آن‌ها به دنبال درمان یکی از علائم این بیماری‌اند؛ درست مثل این‌که بخواهید آنفولانزا را با کاهش میزان تب درمان کنیم. ما به یک دستاورد جدیدتر نیاز داریم.‌”‌

“‌یک هدف دارویی جدید تنها نخستین گام در کاربرد این قبیل داروها است؛ ما سال‌ها با رسیدن به نزدیکی ایجاد دارویی برای درمان دیابت نوع ۲ فاصله داریم. بزرگی بحران چاقی مفرط این یافته‌های امیدوارکننده را به نخستین گام‌‌های مهمی تبدیل کرده است که شاید در نهایت بتوانند بر سلامت خانواده، دوستان، و جامعه‌تان تاثیر بگذارند.‌”‌

لوسی چمبرز، رئیس انجمن پژوهشی در موسسه‌ی دیابت بریتانیا که شخصا در این مطالعه نقش نداشت، به مدیکال نیوز تودی گفت،”‌با این‌که این یافته‌ها در کوتاه مدت، تغییری در گزینه‌های درمانی نمی‌دهند، مسیر جدیدی را برای توسعه‌ی روش‌های درمانی جدید نظیر بازدارنده‌های GABA در برابر دانشمندان باز می‌کنند؛ مسیرهایی که در آینده به کاهش انتشار GABA در کبد کمک خواهند کرد، و به طور بالقوه، روش جدیدی را برای کنترل وضعیت بیماری به بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ ارائه خواهند داد.

وی افزود، “‌با این‌که این مطالعه بسیار قوی بود، لازم به ذکر است که تمام آزمایش‌های آن بر روی مدل‌های موش آزمایشگاهی مبتلا به دیابت نوع ۲ و چاقی مفرط انجام شدند. برای تحقیق بیش‌تر بر پیوند میان تولید GABA در کبد و حساسیت به انسولین و میزان مصرف غذا به انجام آزمایش‌های انسانی بیش‌تری نیاز است.‌”‌