13 نکته برای مقابله با آدم های بدقلق

مقابله با آدم های بدقلق نیازمند مجموعه‌ای از مهارت‌ها است که باید مدت‌ها پیش از ورود به اجتماع، مثلا دانشگاه یا محیط کار، باید روی آن‌ها کار کنید. اگر بدون این مهارت‌ها وارد محیط دانشگاه شوید، مثل این است که بدون تجهیزات لازم وارد آتش شوید. ارتباط با استادان، اعضای گروه‌های مطالعاتی، و سایر هم‌کلاسی‌ها، نخستین روابط واقعا جدی زندگی‌تان هستند، و این روابط آینده‌تان را می‌سازند – و شما باید روشی سازنده پیدا کنید که بتوانید برای مقابله با وضعیت‌هایی که ناچار به تعامل با آدم‌های بدقلق هستید، از آن‌ها استفاده کنید. برای کمک به شما در تحصیل یا کار، فهرست مختصری از ۱۳ نکته‌ برای‌تان جمع‌آوری کرده‌ایم که نه تنها در مقابله با آدم‌های بدقلق کمک‌تان می‌کنند، بلکه هم‌چنین، باعث می‌شوند در این گونه تعاملات به موفقیت برسید. تا انتهای این مقاله، با سایت بازده همراه باشید!

۱. سعی نکنید آن‌ها را متقاعد کنید

بیش‌تر اوقات، آدم‌های بدقلق مایل نیستند درباره‌ي مسئله‌ای متقاعد شوند. آن‌ها می‌دانند چه طرز فکری دارند، و بر آن پافشاری می‌کنند؛ حتی اگر با شواهد تجربی خلاف آن برای‌شان ثابت شود. لحظه‌ای که تلاش‌تان را برای متقاعد کردن این آدم‌ها برای پذیرش حقیقت شروع می‌کنید، همان لحظه‌ای است که شما به آن‌ها امکان می‌دهید کنترل‌تان را به دست بگیرند.

به خصوص، وقتی جوان‌تر هستید، همیشه وسوسه می‌شوید حقانیت خود را به دیگران ثابت کنید. به جای آن‌که مدام خود را درگیر این مسئله کنید، به این واقعیت برسید که باید دیگران را آزاد بگذارید تا هر آن‌چه را فکر می‌کنند صحیح است، بپذیرند. پذیرفتن نقطه نظرات مختلف در کنار نظر شخصی‌تان نشان‌دهنده‌ی ضعف شما نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی اوج بلوغ‌تان است.

۲. خودتان را درگیر هر بحثی نکنید

شاید این کار در ابتدا به نظر سخت باشد، ولی هر چه بیش‌تر تلاش کنید خودتان را درگیری هر بحثی نکنید، بیش‌تر متوجه خواهید شد که این رفتار چه آزادی عملی به شما می‌دهد. البته، اگر بتوانید به خوبی از عهده‌ی این کار بر بیایید، به این معنی است که درک خوبی از سیستم اعتقادی خود دارید. کدام یک از مسائل هستند که تحت هر شرایطی مجبور می‌شوید از آن دفاع کنید؟ فایده‌ی بحث کردن در این موارد چیست؟‌ آیا بحث کردن باعث می‌شود طرز فکر طرف مقابل‌تان تغییر کند؟ آیا این بحث بر رفتار سایر آدم‌های اطراف که حرف‌های‌تان را می‌شنوند، تاثیر مثبت می‌گذارد؟ آیا شما در هر دو صورت، احساس رضایت و پیروزی می‌کند، و شاید یک سوال مهم‌تر، آیا اگر دهان‌تان را به اجبار ببندید، احساس می‌کنید نمی‌توانید شرایط را تحمل کنید؟ پاسخ‌‌تان این سوال‌ها نشان می‌دهد آیا مبارزه کردن برای شما ارزش دارد یا خیر.

۳. موضوع بحث را تغییر دهید

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، آدم‌های بدقلق معمولا می‌خواهند تمام تمرکز جمع بر آن‌ها باشد. آن‌ها والدینی هستند که به سرعت تمام تقصیرات را گردن‌تان می‌اندازند، زیرا شما طبق حرف‌های‌شان رفتار نکرده‌اید یا با اعتقادات و تجربیاتی که خودشان در دوران بزرگسالی به دست آورده‌اند، موافق نیستید. آن‌ها آشنایانی هستند که فقط شکایت می‌کنند یا فقط در مورد خودشان حرف می‌زنند.

با تغییر موضوع مورد بحث به چیزهای دیگر، می‌توانید شرایط را به گونه‌ای تغییر دهید که این قبیل آدم‌ها دست از سرتان بردارند، و بهترین کاری که می‌توانید برای رسیدن به این هدف انجام بدهید این است که بدون تبدیل اختلاف نظرتان به دعوا و درگیری،‌ موضوع مورد بحث را به شیوه‌ای زیرکانه تغییر دهید.

۴. شوخ طبعی به خرج دهید

هر کسی نمی‌تواند شوخ طبع باشد، ولی اگر به طور طبیعی آدم شوخ طبعی هستید، به شما توصیه می‌کنیم از این استعداد خدادادی‌تان به عنوان ابزاری برای مقابله با آدم‌های بدقلق استفاده کنید. استانداردهای آدم‌ها در مورد بامزه بودن چیزهای مختلف با یکدیگر فرق می‌کند.

گاهی اوقات می‌توانید فرد بدقلق طرف مقابل‌تان را خلع سلاح کنید و وی را به خنده وادارید. گاهی اوقات نیز شما می‌توانید وی را با نشان دادن اعتماد به نفس‌تان در شوخ طبعی خود به ترس وادارید؛ این کار می‌تواند افرادی را که به دنبال اعمال نفوذ بر شما هستند، خلع سلاح و دفع کنید. با خنده یا بی خنده، شوخ طبعی جواب می‌دهد.

۵. رهبر و پیشرو باشید

شما با تقویت قدرت رهبری‌تان، به طور طبیعی می‌تواند آدم‌های بدقلق را از خود دور کنید، زیرا هدف اصلی آن‌ها این است که راه خودشان را بر سایر آدم‌ها تحمیل کنند. رهبران از کسی دستور نمی‌گیرند؛ آن‌ها دستورالعمل ارائه می‌کنند. این دقیقا برخلاف چیزی است که آدم‌های بدقلق به دنبال‌اش هستند؛ بنابراین، با تقویت ویژگی‌های رهبری طبیعی‌تان، خودتان را در موقعیتی قرار خواهید داد که شاید هرگز مجبور نباشید با چنین آدم‌های سروکله بزنید.

برای کمک به تقویت ویژگی‌های رهبری، به شما توصیه می‌کنیم ۸ مهم‌ترین نظریه‌های رهبری و مدیریت در سازمان را مطالعه کنید؛ در این مقاله به راه‌هایی اشاره شده است که با استفاده از آن‌ها می‌توانید ویژگی‌های رهبری خود را تقویت کنید.

۶. آستانه‌ی تحمل‌تان را در برابر قلدری پایین بیاورید

قلدری می‌تواند اشکال مختلف داشته باشد، و بیش‌تر اوقات، تنها راه برای خلاصی از شر قلدری دیگران این است که از سیاست تحمل قلدری دست برداریم. بسیاری از ما از دوستان و افراد خانواده‌مان شنیده‌ایم تنها راه برای مقابله با قلدری این است که یک راست یک مشت به دهان آدم‌های قلدر روانه کنیم. با این‌که ما حقیقتا از خشونت طرفداری نمی‌کنیم، همیشه باید آماده باشید تا نه مشت‌های واقعی بلکه مشت‌های استعاری را روانه‌ی دهان آدم‌های قلدر کنید تا به آن‌ها نشان دهید – فارغ از این‌که چه‌قدر آن‌ها برای بدرفتاری با دیگران پافشاری می‌کنند – ادامه‌ی انجام این قبیل رفتارها علیه شما نه تنها برای‌شان مفید نیست، بلکه برای آن‌ها دردسرساز نیز خواهد بود.

البته، همه‌ی آدم‌های بدقلق بی‌رحمی و بی‌تفاوتی‌شان را نسبت به دیگران از طریق بدرفتاری با آن‌ها نشان نمی‌دهند، ولی آن‌ دسته از آدم‌های بدقلقی که با شما قلدری نیز می‌کنند، وقتی بفهمند شما آدمی هستید که بدرفتاری‌های‌شان را بدون پاسخ نمی‌گذارید، به سرعت از موقعیت می‌گریزند و به گفتگو با شما ادامه نمی‌دهند.

درست همان‌طور که بهترین راه برای جلوگیری از دزدیده شدن خودروی‌تان استفاده از دزدگیر و سایر تجهیزات امنیتی است، بهترین راه برای دور کردن آدم‌های قلدر استفاده از یک سپر دفاعی قدرتمند و استراتژی ضدحمله در واکنش‌های متقابل‌تان خواهد بود.

۷. آدم‌های بدقلق را با کارهای مثبت مشغول نگه دارید

به خصوص وقتی با آدم بدقلق در یک گروه همکار هستید، می‌توانید با محول کردن کارهای مثبت به وی، از سختی‌های سروکله زدن با این قبیل آدم‌ها اجتناب کنید. البته، برای رسیدن به این هدف، شما باید ویژگی‌های رهبری قدرتمندی داشته باشید؛ ولی به هر حال این روش بسیار موثر خواهد بود. اگر به طور هم‌زمان بتوانید حساب‌شده و مقتدر عمل کنید، می‌توانید این قبیل آدم‌ها را به مسیر مورد نظر خودتان هدایت کنید، و از همان ابتدا، هرگز فرصت تسلط بر موضوعات مورد نظر را به آن ندهید.

فقط مطمئن باشید با آن‌ها محترمانه رفتار می‌کنید؛ در غیر این صورت، شما نیز ممکن است به عنوان یک فرد بدقلق شناخته شوید، و این وضعیت تنها می‌تواند باعث افزایش دشمنی‌ها شود. به این ترتیب، شاید بتوانید یک فرد بدقلق را تحت کنترل در بیاورید، ولی چند دشمن جدید نیز برای خود ایجاد خواهید کرد!

۸. پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کنید

اگر شما نیز از این ویژگی بهره‌مند هستید که پیش از ملاقات با هر آدمی، خودتان را آماده می‌کنید، برنامه‌ای را نیز برای نشان دادن واکنش مناسب به افرادی که می‌خواهند به جدل و دشمنی با شما بپردازند، تهیه کنید. هر چه بتوانید یک فرد بدقلق را بیش‌تر بشناسید، یافتن پاسخ برای تمام شیوه‌هایی که آن‌ها برای مسلط شدن بر موضوع مورد بحث استفاده می‌کنند و ساکت کردن آن‌ها برای‌تان ساده‌تر می‌شود.

با پیش‌بینی رفتارهای این قبیل آدم‌ها، شما فرصت بسیار مناسبی را به دست خواهید آورد که انتخاب کنید آیا می‌خواهید با آن‌ها سروکله بزنید یا تا آن‌جا که می‌توانید از آن‌ها دور شوید. و همین فرصت، ما را به مورد بعدی می‌رساند.

۹. درب‌های خروج را شناسایی کنید!

کارشناسان همیشه به مردم توصیه می‌کنند هنگام وقوع یک حمله‌ی تروریستی در یک ساختمان یا وقتی هواپیما دچار اختلال فنی می‌شوند، به دنبال درب‌های خروج و راه‌های فرار باشید. همین کار را نیز باید هنگام برخورد با آدم‌‌های بدقلق انجام دهید.

چشم‌ها و گوش‌های‌تان را به خوبی باز کنید و به دنبال لحظه‌ای در گفتگو بگردید که باید بحث را رها و مکان را ترک کنید؛ به این ترتیب، می‌توانید مدت تعامل‌های ناخوشایند را به حداقل برسانید و بر عقل و منطق خود کنترل پیدا کنید.

اگر نمی‌توانید راه مناسبی برای فرار یا خروج پیدا کنید، آرام باشید و یک راه جدید برای خود درست کنید. “‌من همین الان باید جایی بروم،‌”‌ “‌من تا چند دقیقه بعد باید در یک جلسه‌ی ملاقات مطالعاتی شرکت کنم‌”‌ – این روش خوب و قابل قبولی است که با استفاده از آن می‌تواند خودتان را از دست آدم‌های بدقلق رها کنید و وقت‌تان را بیهوده هدر ندهید.

۱۰. جنبه‌های خوب پنهان آدم‌های بدقلق را نیز ببینید

هیچ‌کس از همان روز اول بد متولد نمی‌شود. حتی آن‌هایی که بدترین قساوت‌ها را در تاریخ بشریت از خود نشان دادند نیز هنگام برخورد با خانواده و دوستان‌شان لحن ملایم‌تری داشته‌اند. البته، این جنبه‌های خوب شاید نتوانند جلوی پلیدی‌های‌ این افراد را بگیرند؛ هم‌چنین، وقتی شما با آدم‌های بدقلق مواجه می‌شوید، وظیفه‌ای برای سر به راه کردن این قبیل آدم‌ها ندارید. هدف اصلی‌تان این است که چگونه بتوانید به خوبی با آن‌ها تعامل کنید – البته، اگر مجبور به تعامل با آن‌ها هستید – و در این مسیر شاید بهتر باشد به دنبال بخش‌هایی از شخصیت این آدم‌ها بگردید که معمولا از خود بروز نمی‌دهند.

با پیدا کردن برخی جنبه‌های مثبت شخصیتی آدم‌های بدقلق، قادر خواهید بود مسیر بحث را به جایی بکشانید که ویژگی‌های ناخوشایند اخلاقی این قبیل آدم‌ها کم‌تر به چشم بیایند.

۱۱. ببینید سوسیس چگونه تولید می‌شود!

یک جمله‌ی معروف در زبان انگلیسی وجود دارد که ترجمه‌ی آن تقریبا این است: “ببینید سوسیس چگونه تولید می‌شود!‌”‌ مفهوم این جمله این است که از فرایند ناخوشایند و چندش‌آور تولید سوسیس یا هر چیز دیگری که ظاهری خوشایند و حتی وسوسه‌انگیز دارد، آگاه شوید. در این‌جا منظورمان از نحوه‌ی تولید سوسیس همان فرایندهای ذهنی درونی آدم‌های بدقلق است که باعث بدقلقی‌شان می‌شوند!

آگاهی از این فرایندهای ذهنی در مغز آدم‌های بدقلق نه تنها در درک محرک‌های رفتاری و کلامی این آدم‌ها به شما کمک می‌کند، بلکه کمک‌تان می‌کند پیش از آن‌که آن‌ها فرصت پیدا کنند رفتارهای ناخوشایندشان را به شما نشان می‌دهند، بتوانید از مهلکه فرار کنید.

متاسفانه، بعضی از ما افرادی را در خانواده‌ی خود می‌شناسیم که وقتی به فردی می‌رسند که می‌توانند زهرشان را به وی بریزند، ذره‌ای از این کار دریغ نمی‌کنند و تمام هیجان‌های منفی درون‌شان را سر این بخت‌برگشته خالی می‌کنند. نکته‌ی خوب این مسئله این است که با مرور زمان، یعنی شاید پس از گذشت سال‌ها، بتوانید الگوی رفتاری این قبیل آدم‌ها را متوجه شوید. حتما شما هم در خانواده‌تان فردی را دارید که همیشه احساس می‌کند باید در مورد حزب سیاسی مخالف خود غر بزند و شکایت کند. با این‌که الان چنین چیزی را بیان کرده‌ام، معمولا نمی‌خواهم در مورد این مسائل صحبت کنم، زیرا من به طور کلی، آدم خوش‌بینی هستم، و جهان اطراف‌ام آن‌قدر چیزهای منفی برای‌ام داشته‌اند که نمی‌خواهم در مورد مسائلی که از آن‌ها شکایت دارم، سخنرانی‌های تند و آتشین راه بیندازم.

بنابراین، هر وقت چنین افرادی شروع به صحبت مي‌کنند، من سعی می‌کنم به چیزهای کاملا غیر مرتبط یا جنبه‌های فرعی مسائل مورد بحث‌اش فکر کنم – چیزها یا جنبه‌هایی که بار مثبت به همراه داشته باشند. به این ترتیب، سعی می‌کنم فورا مسیر بحث را عوض کنم. گاهی اوقات، این کار به سرعت جواب می‌دهد. گاهی نیز باعث دو یا سه مرتبه‌ی دیگر تلاش کنم تا به نتیجه برسم. در هر دو صورت، این کار به اندازه‌ي قابل توجهی میزان مسمومیت محیط گفتگو را کاهش می‌دهد.

۱۲. هیچ چیز را به خودتان نگیرید

گاهی اوقات، آدم‌های بدقلق شما را هدف قرار می‌دهند، و وقتی این اتفاق رخ می‌دهد، شما یکی از این دو کار را می‌توانید انجام دهید: ۱) سپر و شمشیرتان را بردارید و با شدیدترین لحن به دفاع از نقطه‌ نظرات‌تان بپردازید؛‌ یا ۲) به راحتی از این مسئله بگذرید و بگویید “‌شما هم حق دارید نظر خودتان را داشته باشید.‌”‌

با این‌که شاید زمان و مکان مناسبی برای دفاع از خود و ضدحمله پیدا کنید، واقعا نباید خودتان را درگیر هر بحث و جدلی بکنید – به بخش شماره‌ی ۵ مراجعه کنید – زیرا خیلی از مسائل کوچک ارزش دفاع کردن ندارند. به سادگی اجازه دهید آتش فرد بدقلق مقابل‌تان بخوابد و عدم تمایل خود را به بحث و جدل با وی نشان دهید.

این کار از هر روش ضربتی دیگری برای شکست دادن این قبیل آدم‌ها کارسازتر است. معمولا به این روش مبارزه “‌با پنبه سر بریدن‌”‌ گفته می‌شود – البته، در زبان انگلیسی به این کار “‌کشتن با مهربانی‌”‌ می‌گویند.

گذشته از این‌ها، هرگز نباید حرف‌های دیگران را به خودتان بگیرید و آن‌ها را شخصی کنید، زیرا آن‌ها واقعا شخصی نیستند.

شاید پیش خودتان بگویید، “‌یک دقیقه صبر کن. اون فلان و فلان شده چه فلان و بهمانی به من گفت!‌”‌ ولی، در نهایت، نحوه‌ی دشمنی و دفاع کردن این قبیل آدم‌ها بازتاب شخصیت و چیزهای درونی آن‌ها است، نه شخصیت و طرز فکر حقیقی شما. آن‌ها را با مشکلات درونی‌شان تنها بگذارید. اجازه ندهید مشکلات آن‌ها به مشکلات شما تبدیل شوند.

۱۳. تکامل پیدا کنید

منظور ما از رسیدن به “‌تکامل‌”‌ در این مسئله این است که شما باید یاد بگیرید چگونه روابط‌تان را با آدم‌های بدقلق، فراتر از وضع موجود، به تکامل برسانید.

بگذارید بیش‌تر توضیح دهیم. شما نمی‌توانید به هر آدم بدقلقی که در زندگی‌‌تان وجود دارد بگویید از زندگی‌تان خارج شود و هرگز نزدیک‌تان نیاید. گاهی اوقات این آدم‌های بدقلق بسیار به شما نزدیک هستند – مادر، پدر، یا هر فرد دیگر – و حتی اگر بخواهید به هر قیمتی از آن‌ها دوری کنید، به نوعی یا هر از گاهی مجبور می‌شوید با آن‌ها رابطه داشته باشید.

همین جا است که می‌گوییم باید به تکامل برسید. اجازه ندهید رابطه‌تان با یک فرد خاص، یک سال دیگر، شبیه همین رابطه‌ای باشید که همین الان با وی دارید. برای روشن‌تر شدن این مسئله، به رابطه‌ی والدین و فرزند نگاه کنید. وقتی ۲ ساله هستید، مادر و پدرتان بیش‌تر تصمیم‌های زندگی را برای‌تان اتخاذ می‌کنند. وقتی ۲۲ ساله می‌شوید، تقریبا شاید هیچ تصمیمی را مادر و پدرتان برای‌تان نگیرند. این رابطه باید تغییر کند تا شما به آدم کارآمد و مسئولیت‌پذیر تبدیل شوید. همین مسئله نیز در مورد روابط‌تان با آدم‌‌های بدقلقی که نمی‌توانید از زندگی‌تان کنارشان بگذارید، صدق می‌کند.

به خودتان بگویید قرار نیست درمانگر این آدم‌ها باشید. و هم‌چنین، قرار نیست به شخصی تبدیل شوید که آن‌ها بتوانند تمام هیجان‌های منفی‌شان را سر شما خالی کنند.

جمع‌بندی

در این مقاله به نکاتی اشاره کرده‌ایم که هنگام سروکله زدن با آدم‌های بدقلق باید از آن‌ها استفاده کنید. با این‌که در این مقاله سعی کردیم، فهرست نسبتا کاملی از این نکات را جمع‌آوری کنیم، راه‌ها و نکات مختلف و متعددی دیگری وجود دارند که در این مقاله به آن‌ها اشاره نکرده‌ایم. هر کدام از آدم‌ها می‌توانند روش مناسب خودشان را در مقابله با افرادی که به عنوان آدم‌های بدقلق شناخته می‌شوند، به کار بگیرند.