کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۱۲ حقیقت تلخ که برای یک رابطه سالم باید در نظر داشته‌باشید

بسیار خوب، می‌دانم به چه‌چیزی فکر می‌کنید… تو کی هستی که می‌خواهی با من از رابطه سالم حرف بزنی؟ آیا تو کارشناسی؟ نه، من کارشناس روابط سالم نیستم. اما، ۲۰ سال است که ازدواج کرده‌ام و زندگی مشترک دارم (هنوز با همان فرد زندگی می‌کنم) و ما در این مدت چیزهای زیادی درباره‌ی واقعیت‌های زندگی مشترک یاد گرفته‌ایم. شاید این نکات تند و ناگوار به نظر برسند اما حقیقت گاهی آزاردهنده است، به‌ویژه اگر ارزش شنیدن داشته‌باشد. بنابراین این مطلب را تا انتها بخوانید.

۱۲ حقیقت تلخ که برای یک رابطه سالم باید در نظر داشته‌باشید

۱۲ حقیقت تلخ که برای یک رابطه سالم باید در نظر داشته‌باشید در این مقاله آمده است.

رابطه سالم

۱. شما بی‌عیب و نقص یا سوپراستار نیستید

همه‌ی ما برای این‌که یک رابطه سالم داشته‌باشیم و در روابط‌مان درست عمل کنیم باید خودمان را بشناسیم، و بخشی از این خودشناسی پذیرش ایرادهای‌مان است. هیچ‌یک از ما بی‌عیب و نقص نیست. بیایید تکبر را کنار بگذاریم، به کاستی‌های‌مان اعتراف کنیم، و به خودمان قول بدهیم سعی کنیم بهتر باشیم.

مطلب مرتبط: ۹ توصیه که یک رابطه عاشقانه و احساسی درست داشته باشیم

۲.شریک زندگی‌تان هم بی‌عیب و نقص نیست

نکته‌ی بالا را ببینید. اگر دوست ندارید با استاندارد بی‌عیب و نقصی سنجیده شوید، پس نباید از شریک زندگی‌تان هم انتظار داشته‌باشید بی‌عیب و نقص باشد.

۳.باید برای رابطه‌تان تلاش کنید

چون شما بی‌عیب و نقص نیستید، گاهی خراب‌کاری می‌کنید، شریک زندگی‌تان هم همین‌طور است. گاهی کج‌خلق می‌شوید و دلخوری‌های‌تان را سر هم خالی می‌کنید. شما فراموش می‌کنید صورت‌حساب‌ها را به موقع پرداخت کنید و او جوراب‌های کثیف‌اش را روی زمین رها می‌کند چون برداشتن جوراب‌های‌اش برای او یک اولویت نیست. چیزی که باید در اولویت باشد این است که یک‌دیگر را همان‌طور که هستید، با تمام خوبی‌ها و کاستی‌هایی که در رابطه‌تان وجود دارد، عاشقانه دوست بدارید و تحسین کنید. اگر شما این کار را بکنید می‌توانید همین انتظار را از او هم داشته‌باشید. سپس می‌توانید با هم برای مشکلات دیگر راه‌حل‌هایی پیدا کنید که برای هر دو طرف قابل قبول است.

۴. زندگی مشترک یک بده بستان است، قرار نیست همیشه ۵۰/۵۰ باشد. به آن عادت کنید

رابطه‌ها آهنگ موزونی دارند. گاهی در زندگی به حمایت بیش‌تری از سوی شریک زندگی‌تان نیاز دارید و گاهی او به حمایت بیش‌تر شما نیاز دارد. اگر هر دوی شما واقعا عاشق هم باشید و به هم اهمیت بدهید، مایل خواهیدبود بیش‌تر از آن‌چه دریافت می‌کنید ابراز محبت و حمایت کنید. از سوی دیگر اگر نسبت این بده بستان دائما نامتوازن باشد، وقت آن است سلامت رابطه‌تان را دوباره ارزش‌یابی کنید.

۵. گفت‌وگو مهم و کلیدی است، زیرا ذهن‌خوانی قابل اطمینان نیست

هرچه‌قدر هم دوست داشته‌باشید شریک زندگی‌تان بتواند ذهن‌تان را بخواند بی‌فایده است. نباید از او انتظار داشته‌باشید همه‌چیز را درباره‌ی شما “دقیق بداند”. بداند چه می‌خواهید یا چه احساسی دارید. بنابراین حرف بزنید و حرف‌های او را بشنوید چون شما هم نمی‌توانید ذهن او را بخوانید. همان‌طور که دون میگل روییز نویسنده‌، در “چهار توافق” می‌گوید”حدس نزنید”. اگر به‌طور شفاف با هم گفت‌وگو کنید از سوءتعبیر، ناراحتی، و پریشانی جلوگیری می‌کنید. می‌دانید، خیلی احمقانه است که فکر کنید می‌توانید درست حدس بزنید.

۶. دعوا می‌کنید. اگر هیچ‌وقت دعوا نمی‌کنید، پس هیچ کدام‌تان به اندازه‌ی کافی برای دوام رابطه‌تان سرمایه‌گذاری نکرده‌اید

چون ما فقط برای چیزهایی وقت و انرژی می‌گذاریم که برای‌مان اهمیت دارند. اگر خشم و احساسات ناراحت‌کننده را مایل‌ها پشت سرتان جا گذاشته‌اید و وارد شهر بی‌تفاوتی شده‌اید…پس به خودتان و شریک زندگی‌تان لطفی بکنید و تمام‌اش کنید تا هریک از شما بتوانید راه خودتان را بروید.

مطلب مرتبط: ۸ چیز در یک رابطه عاطفی و عشقی که نباید باور کنید

۷. اگر به پایان دادن رابطه فکر می‌کنید، احتمالا شریک زندگی‌تان هم به همین فکر می‌کند

اگر شما(یا شریک زندگی‌تان) احساس می‌کنید شتاب‌زده وارد رابطه شده‌اید و اعتراف می‌کنید از این رابطه خوشحال نیستید، پس احتمالا به اندازه‌ی کافی به این رابطه توجه نمی‌کنید و باید تعهدتان را به یک‌دیگر دوباره ارزش‌یابی کنید.

۸. آن‌چه شریک‌زندگی‌تان نمی‌داند می‌تواند به او آسیب برساند و به احتمال زیاد می‌رساند(چون بالاخره می‌فهمد. بله خواهدفهمید.)

ما در عصر رسانه‌های اجتماعی هستیم و در شهری زندگی می‌کنیم که شهرستان سلفی نامیده می‌شود.. توصیه‌ی من را بپذیرید و طوری زندگی کنید که انگار هر کار جزیی که انجام می‌دهید قرار است در فیس‌بوک، اینستاگرام، و توییتر منتشر شود. چه در صفحه‌ی خودتان باشد چه صفحه‌ی دوست‌تان چه دوست دوست تان، قرار است پخش بشود و شریک زندگی‌تان می‌فهمد و آسیب می‌بیند، تحقیر می‌شود، و به احتمال خیلی زیاد تا زمانی که به خانه برشد نقشه‌ی تلافی را می‌کشد.

۹. مقایسه‌ی شریک زندگی‌تان با دیگران راهی مطمئن و سریع برای از بین بردن رابطه‌تان است

جدی؟ اگر آن شخص که آن‌جا ایستاده خیلی فوق‌العاده است، پس چرا با او نیستید یا سعی نمی‌کنید با او باشید؟ گوش کنید، اگر شخص دیگری آن‌قدر از شریک زندگی‌تان برتر است که مجبور به مقایسه هستید، اگر مرغ همسایه غاز است، لطفا سعی کنید آن مرغ را به‌دست بیاورید… و شریک زندگی‌تان را آزاد بگذارید کسی را پیدا کند که او را و رابطه با او را همان‌طور که هست، با تمام خوبی‌ها و کاستی‌های‌اش تحسین می‌کند.

۱۰. شاید رابطه‌ی ما با کسی که در کودکی از ما مراقبت کرده‌است، محرک رفتارمان در روابط بزرگ‌سالی‌مان باشد

جان بالبی، روان‌کاو(۱۹۰۷-۱۹۹۰) نظریه‌ای ارائه کرده‌است که کودکان از دوران نوزادی به کسانی که از آنها مراقبت می‌کنند دلبستگی پیدا می‌کنند، و کیفیت این دلبستگی محرک رفتارهایی غریزی است که ممکن است در بزرگ‌سالی هم با ما باشند(۱۹۶۹-۱۹۸۰). مثلا شاید این‌که مادر شریک زندگی‌تان(یا کسی که از او مراقبت کرده‌است) سرد و غیرصمیمی بوده یا به نیازهای‌اش توجه کافی نمی‌کرده، باعث شده‌باشد یک احساس ناامنی و بی‌اعتمادی ذاتی در وجودشان شکل گرفته‌باشد. این احساس می‌تواند محرک رفتارهای بزرگ‌سالی‌شان مانند وابستگی عاطفی، احساس ناامنی در رابطه، یا حالت‌های تدافعی باشد.

بنابراین…شاید علت بسیاری از رفتارهای شریک زندگی‌تان خیلی به شما ربط نداشته‌باشد و بیش‌تر به رابطه‌اش با کسی ربط داشته‌باشد که در کودکی از او مراقبت کرده‌است.(و درمورد شما هم دقیقا همین‌طور است..)

مطلب مرتبط: قدرشناسی چگونه سلامت رابطه را بهبود می‌بخشد

۱۱. شما نمی‌توانید او را تغییر دهید و اگر دائم سعی کنید او را تغییر دهید منصفانه نیست و شاید سواستفاده‌گرانه باشد

اگر دائم از کسی ایراد بگیرید تا او را وادار به تغییر کنید، اعتماد به‌نفس و تصویر ذهنی‌اش را از خودش خراب می‌کنید. شاید چون فکر می‌کنید دارید”کمک‌اش می‌کنید” یا “خیلیییییییی به او اهمیت می‌دهید”، این کار را می‌کنید. اما اشتباه می‌کنید. دارید سعی می‌کنید کسی را که واقعا دوست ندارید به کسی تغییر دهید که بتوانید عاشق‌اش باشید و قرار نیست هیچ‌یک از شما به‌خاطر آن احساس بهتری داشته‌باشید. بنابراین سعی کنید او را همان‌طور که هست بپذیرید و درک کنید، یا او را ترک کنید و به سوی کسی بروید که خیلی به “اصلاحات” شما نیاز نداشته باشد.

دقت کنید… اگر قرار است فقط یک نکته را از این مقاله بگیرید خواهش می‌کنم آن نکته این باشد:

۱۲. شریک زندگی سواستفاده‌گر تغییرپذیر نیست

فرقی نمی‌کند سواستفاده‌ی کلامی، عاطفی، ذهنی، یا فیزیکی باشد، او خطای رفتاری‌اش را نمی‌بیند و یاد نمی‌گیرد با شما بهتر رفتار کند. این اخلاق را کنار نمی‌گذارد و بارها و بارها تکرارش می‌کند. او به سواستفاده‌اش از شما ادامه می‌دهد. تنها گزینه‌ی شما این است که هرطور شده این رابطه را تمام کنید؛ برای این‌که به زندگی عادی برسید و خودتان را پیدا کنید کمک بگیرید؛ و یاد بگیرید نشانه‌های رابطه‌ی مبتنی بر سواستفاده را تشخیص دهید تا بتوانید در آینده از این دسته آدم‌ها دوری کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار  بازده _ مینا بنادکوکی

نویسنده: کیت بسینجر

منبع: لایف هک

۱۲ حقیقت تلخ که برای یک رابطه سالم باید در نظر داشته‌باشید


 

برچسب ها

بازده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جامانا

پربازدیدترین ها

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی