کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

چرا انسان ها نفس پرست هستند؟

نفس پرستاگر به دنبال جواب این پرسش هستید که شما نفس پرست هستید یا نه با رایان هالیدی کارآفرین، استراتژیست بازاریابی، و نویسنده‌ی کتاب‌هایی هم‌چون “‌به من اعتماد کن، من دروغگو هستم‌” و “مانع همان راه است‌” همراه شوید. آخرین کتاب وی، “‌نفسْ دشمن شما است‌“، اوایل امسال منتشر شد و شاید تاکنون جالب‌ترین کتاب هالیدی باشد. وی که از چهره‌های تاریخی برای بررسی‌های موردی خود استفاده می‌کند، خطرات نفس پرست بودن را در این کتاب به تصویر کشیده است و توضیح می‌دهد چگونه عدم آگاهی از خویشتن می‌تواند بزرگ‌ترین مانع انسان باشد.

 

با رایان هالیدی درباره کتاب جدیدش مصاحبه‌ای ترتیب دادیم و از علاقه‌اش به فلسفه‌ی رواقی‌گری پرسیدیم، و این‌که چرا فکر می‌کند نفسْ دشمن همه‌ی انسان‌ها است. این گفت‌وگو را برای این‌که شفاف‌تر و کمی کوتاه‌تر شود، مورد ویرایش قرار دادیم؛ در ادامه به این گفت‌وگو توجه کنید:

– ابراز امیدواری کردی آدم‌ها پس از خواندن این کتاب کم‌تر به خود فکر کنند. منظورت از این حرف چیست؟

رایان هالیدی : اعتراف می‌کنم استفاده از این جمله در مقدمه‌ی کتاب، کاری عجیب‌وغریب بود. مطمئنا ناشر این کتاب از این جمله وحشت‌زده شد. بیش‌تر کتاب‌ها برای فروخته شدن طراحی و نوشته می‌شوند، و راهی مطمئن برای این مسئله این است که کاری کنید آدم‌ها در مورد خودشان احساسی خوب پیدا کنند. این تمایلی قابل‌درک در نوشتن است، و من نیز یقینا آن را رعایت می‌کنم.

مطلب مرتبط : ۵ روش شناسایی آدم روان پلید ( سایکوپت )

ولی نوع تفکر من در این‌جا واضح و مشخص است: نیت من این نیست که بخواهم آدم‌ها کم‌تر در مورد خودشان فکر کنند، بلکه به این صورت است که از آنها می‌خواهم به مهارت‌های‌شان به شکل منطقی و عینی فکر کنند، نه خوش‌بینانه. از خود بپرسیم چه چیز می‌تواند ما را به سمت بهبود و پیشرفت سوق دهد. علاوه بر آن، هر چه زمانی کم‌تر را به فکر کردن به خود صرف کنید، زمانی بیش‌تر برای فکر کردن به دیگران، و کارهایی که انجام می‌دهید، و استانداردهایی که برای خود در نظر می‌گیرید خواهید داشت. به این ترتیب می‌توانید رشد کنید و بزرگ شوید و چیزهای خودخواهانه و آمیخته با نفس پرست بودن را دور بیندازید.

– “‌نفس‌” اصطلاحی است که تعریفی ثابت از آن وجود ندارد. منظورت از “‌نفس‌” در این کتاب چیست؟

رایان هالیدی : به نظر من، نکته‌ی جالب در مورد “‌نفس‌” این است که تعریف روانشناختی واضح در مورد آن وجود دارد، ولی چنین تعریفی از نفس، مد نظر من نیست. در این کتاب، به تعریفی محاوره‌ای از نفس اشاره می‌کنم. منظورم از نفس، همان معنای ترامپیِ (صفتی برگرفته از دونالد ترامپ، رییس جمهور منتخب ایالات متحده.م) آن است، نه معنای فرویدیِ آن. در این کتاب به غرور در مقابل صلاحیت اشاره می‌کنم، به یقین و اتکای کامل بر خود، به غرق شدن در خویشتن و غیره. بیل والش، مربی سابق تیم فوتبال ان‌اف‌ال، کسی است که در این کتاب در موردش صحبت کرده‌ام؛ وی نفس را به عنوان مرزی تعریف می‌کند که میان اعتماد به نفس و غرور قرار گرفته است. در این کتاب به باور به نفسی اشاره می‌کنم که در تقابل با واقعیت قرار دارد. یک نفس پرست مغرور را نشان می دهم.

مطلب مرتبط : ۱۱ خصوصیت که همکار شما یک بیمار روانی است

– آیا منظورت از نفس پرست یعنی کسی که اعتماد به نفس‌اش از جهل و نادانی‌ سرچشمه می‌گیرد؟

رایان هالیدی : بله، فکر می‌کنم این جمله از نفس پرست دقیقا درست باشد. بدیهی است آدم‌های موفق معمولا دارای نفسی بزرگ و قوی هستند، ولی تا هنگامی که بخشی از این نفس مبتنی بر حقیقت باشد، بینش و ادراک‌شان از خویشتن هم‌چنان می‌تواند بر جذابیت دستاوردهای‌شان فایق آید. بنابراین، وقتی کانیه وِست توانایی‌های خود را به عنوان یک رَپِر تحسین می‌کند، می‌توان این کار را به حساب اعتماد به نفس گذاشت. ولی وقتی می‌گوید “‌ادیسون، جابز، وِست‌”، خود را یک احمق جلوه می‌دهد (که نام خود را در کنار توماس ادیسون و استیو جابز آورده است.م).

– وقتی بیش‌تر آدم‌ها در مورد نفس فکر می‌کنند، تعریف فروید به ذهن‌شان می‌آید، ولی آیا فکر می‌کنی تمثیل ارابه‌رانِ افلاطون از جهت روانشناسی به مفهوم مد نظر شما بیش‌تر نزدیک باشد؟

در این تمثیل از نظر افلاطون، روحْ ارابه‌ای است که توسط دو اسب هدایت می‌شود. ارابه‌ران جزء منطقی این روح است، ولی این ارابه دائما توسط اسب‌ها به جهات مختلف کشیده می‌شود؛ یکی از اسب‌ها نمایانگر خواسته‌های متعالی و خردمندانه و دیگری نمایانگر هوس‌های غیرعقلانی – طمع، حسد، و عشق به خود – است. تعریف شما از نفس و نفس پرست چگونه با این تصویر سازگار می‌شود؟

رایان هالیدی : تا حدودی با این تمثیل افلاطون آشنا هستم. فروید نیز تصویری مشابه دارد که در آن مردی بر اسب نشسته است و نفس تلاش می‌کند کنترل اسب را به‌دست بگیرد. نفس، به شکلی عجیب، بنابر آن‌چه به صورت فرهنگی تعریف‌اش کرده‌ایم، تمایل دارد خلاف این تصویر را نشان ‌دهد. نفسْ همان اسب است، تمایلات رام نشده‌ی درون‌مان؛ و ما سعی داریم افسار آن را به‌دست بگیریم.

از این طریق، تا آن‌جا که نفس به آدم‌ها انگیزه‌ی انجام برخی کار‌ها را می‌دهد، می‌تواند برای برخی‌ها مفید و موثر نیز باشد. ولی مشکل این‌جا است که آنها قادر نیستند به این کارها عاقلانه بنگرند، آنها نمی‌توانند به شکلی عاقلانه خود را درک کنند. بنابراین، وقتی به جایگاهی می‌رسند که آرزوی‌اش را داشته‌اند، ناگزیر دستاوردهای‌شان را به مخاطره می‌اندازند.

مطلب مرتبط : شناخت شخصیت افراد با ۱۰ روش اثبات شده

– آیا فکر می‌کنی نفس پرست بودن محصول جانبی و اجتناب‌ناپذیرِ زندگی در جامعه‌ای جایگاه-محور است که بر اساس داشته‌های‌تان تعریف می‌شود؟

رایان هالیدی : فکر نمی‌کنم اجتناب ناپذیر باشد، ولی قطعا معتقد هستم که مرتبط است. داستان نفس در تمام تاریخ بشر گسترش یافته است. نمی‌توانید نمایشنامه‌ای از سوفوکل یا سنکا، یا شعری از پالمر، یا نقدی از تفکرات بودایی بخوانید و با هشدارهایی علیه نفس پرست بودن مواجه نشوید. شاید واژگان‌شان متفاوت باشند، ولی همگی به یک چیز مشترک اشاره می‌کنند. نفسْ موضوعی است بی‌انتها در سراسر تاریخ، که سابقه‌اش حتی به دوران گیلگمش باز می‌شود. در آن‌جا نیز این هشدارها به چشم می‌خورند. به وضوح، این مسئله به بخشی از تاریخ مشترک بشر تبدیل شده است.

با وجود این، مورد بحث من این است که امروزه، به جای اعتنا به این هشدارها، خلاف آنها عمل می‌کنیم. منظورم صرفا برنامه‌ی تدتاک نیست که پیام اصلی‌اش فقط این است “‌کمی آن را متعادل کنید.‌” در عوض، بیان چنین جمله‌ای “اگر پا جا پای سوپرمن بگذارید، هر کاری می‌توانید بکنید، و اعتماد به نفس‌تان بیش‌تر می‌شود.‌” می‌تواند ما را بیش‌تر به سمت نفس پرست بودن سوق دهد.

در این کتاب، در مورد مخاطبان خیالی صحبت می‌کنم که مدت‌های طولانی علم روانشناسی از وجودشان آگاه بوده است. یکی از چیزهایی که رسانه‌ّهای اجتماعی به خوبی حداکثرِ استفاده را از آن برده‌اند، دقیقا به همین اختلال عملکرد مربوط می‌شود، زیرا این رسانه‌ها مخاطبانی در اختیارمان می‌گذارند که احساس می‌کنیم واقعی‌ هستند، هرچند در حقیقت، ساختگی و خیالی‌اند. دائما برای جلب توجه جمعیتی تلاش می‌کنیم که حقیقتا وجود ندارند، و این مسئله باعث می‌شود زندگی‌مان را دائما مانند یک صحنه‌ی نمایش ببینیم.

مطلب مرتبط : اختلال شخصیتی و انواع اختلال شخصیتی را بشناسیم

– نفس را نوعی راویِ درونی توصیف کرده‌ای، نوعی گواه برای ندای درون که به ما القا می‌کند شخصیت قهرمانِ داستان زندگی‌مان هستیم.

رایان هالیدی : درست است؛ با تعاریفی بازی می‌کنم که بیش‌تر با این موضوع سازگار هستند. “‌مغالطه‌ی روایی‌” گرایشی درونی‌ است که واقعیت‌ها را به شکل روایتی منسجم و به ترتیب زمانی در کنار یکدیگر قرار می‌دهد، در حالی‌که ‌بیش‌تر این رویدادها در حقیقت تصادفی و بی‌ربط هستند. در این میان، نفس باعث می‌شود لزوم تفکر خردمندانه درباره‌ی این رویدادها نادیده گرفته شود؛ نفس همان خواست و آرزویی است که باعث می‌شود بخواهیم زندگی‌مان به یک فیلم سینمایی یا رمان تبدیل کنیم. همه‌ی ما تصور می‌کنیم در زندگیِ قهرمانانه‌ای به سر می‌بریم که ما ستاره‌ی آن هستیم و دیگران نقش‌های مکمل‌اش را دارند.

بارها گفته‌ام گوگلْ شرکتی است که تحت تاثیر همین مسئله شکل گرفته است. شعار گوگل این است ‌”‌سعی می‌کنیم جهان را تغییر دهیم و در تولید محصولاتی سرمایه‌گذاری می‌کنیم که جهان را تغییر دهند “، ولی حقیقت این است گوگل به عنوان یک رساله‌ی دکتری شروع به کار کرد و به این‌جا رسید. یوتیوب کارش را به عنوان یک وب‌گاه دوست‌یابی آغاز کرد. حقیقت این است که بیش‌تر موفقیت‌های بزرگ، آغازی محقرانه داشته‌اند. ولی همیشه در مورد این‌که چه‌وقت و چگونه به موفقیت رسیدیم، برای خودمان داستان‌سرایی می‌کنیم، و بیش‌ترِ این داستان‌ها حق به جانب و ساختگی هستند. همواره چشم‌مان را به روی شانس‌های تصادفی که در مسیر طولانی موفقیت به سمت جلو سوق‌مان دادند، می‌بندیم.

– در این کتاب از نقل قول‌های عالیِ اپیکتتوس استفاده کرده‌ای تا از طریق آنها نشان دهی آن‌چه را فکر می‌کنید از پیش می‌دانید، نمی‌توانید یاد بگیرید. و البته به مدل حکمت سقراط نیز اشاره کرده‌ای، و از قول وی به این نتیجه رسیده‌ای که خردْ آگاهی از نادانی است. آیا نفس مانع اولیه‌ی آگاهی از خویشتن تلقی می‌شود؟

رایان هالیدی : به نظر من، نفس و نفس پرست بودن نه تنها برای دانش و آگاهی، بلکه برای توانایی‌های درونی، خلاقیت، و بینش نیز مانعی بزرگ محسوب می‌شود؛ و به ویژه برای یادگیری نیز عاملی مخرب است. اگر فکر ‌می‌کنید هر چه را می‌توانید بدانید، می‌دانید، شاید تا حدودی حق با شما باشد؛ زیرا دیگر هرگز برای یادگیری‌اش تلاش نخواهید کرد. چنان‌چه خود را همیشه به صورت دانش‌آموزی بنگرید که فقط بخشی را از یک موضوع می‌داند، دائما به رشد و یادگیری و پیشرفت ادامه می‌دهید.

چگونگی تفکرمان درباره‌ی دنیا و خودمان تعیین‌کننده‌ی چگونگی رفتار و یافتن پاسخ‌ها است. کارول دووِک، استاد روانشناسی در دانشگاه استنفورد، آن را “‌رشد طرز تفکر‌” نامیده است. به نظر من، این شیوه سالم‌ترین و از قضا، سازنده‌ترین راه زندگی و فکر کردن است. در غیر این صورت، باید تا آخر عمر به دانسته‌ها و دستاوردهای قبلی‌تان افتخار کنید.

– چگونه بین اعتماد یا اتکا به نفس سالم و نفس پرست بودن تمایز قایل می‌شوید؟

رایان هالیدی : پرسشی است بسیار ارزشمند. پرسیدن این سوال به تنهایی یک گام بزرگ است، ولی معمولا بیش‌تر آدم‌ها از این امر اجتناب می‌کنند. من از کمبود اعتماد به نفس رنج برده‌ام، و گمان می‌کنم هر شخصی ممکن است در بعضی موارد اعتماد به نفس کافی نداشته باشد و در بعضی موارد دیگر بیش از اندازه اعتماد به نفس داشته باشد. از این رو، تشخیص مرز میان این دو بسیار دشوار است.

یکی از مواردی که می‌توان این مسئله را با آن مقایسه کرد دویدن است؛ موردی که هنگام فکر کردن درباره‌ی این کتاب به ذهن‌ام خطور کرد. می‌دانم که می‌توانم مسافتی مشخص را در یک ساعت بدوم زیرا این کار را قبلا کرده‌ام، و هم‌چنین هنگامی که خودم را برای یک ماراتن آماده می‌کنم، می‌توانم به خوبی حدس بزنم که از لحاظ بدنی آمادگی به پایان رساندن آن را دارم، زیرا هرگز تاکنون وسط راه کم نیاوردم، بنابراین پا در جاده می‌گذارم و در هر مرحله احساس می‌کنم می‌توانم تا مرحله‌ی بعد نیز ادامه دهم. هیچ‌وقت پیش خودم فکر نمی‌کنم، چون دیگران توانسته‌اند پس من هم می‌توانم. این مسئله به درکی از ظرفیت‌ها و تجربه‌های واقعی‌ و خصوصیت‌هایی بستگی دارد که برای انجام کارها و وظایف لازم هستند.

– این‌که برای تشریح مباحث‌تان در مورد نفس، در بررسی‌های موردی ‌از چهره‌های تاریخی استفاده می‌کنید، کاری بسیار پسندیده است. فرآیند کار چگونه بود؟

رایان هالیدی : مدت‌ها به این شیوه کار کرده‌ام. من کارم را به عنوان دستیار پژوهشی رابرت گرین (نویسنده‌ی کتاب ۴۸ قانون قدرت) آغاز کردم، و این همان شیوه‌ای بود که وی برای تشریح مباحث‌اش در کتاب‌ها از آن استفاده می‌کرد. بنابراین از سال‌ها پیش این شیوه را به عنوان دستیار پژوهشی آموختم و کاملا فرا گرفتم. و هنگامی که تصمیم به تالیف این کتاب گرفتم، آدم‌هایی خاصی به عنوان مدل‌هایی کارآمد و مفید به ذهن‌ام خطور کردند.

برای مثال، جرج مارشال، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع ترومن (رییس‌جمهور سابق ایالات متحده.م)، را همیشه تحسین کرده‌ام، و می‌دانستم وی از نظر بسیاری افراد از زمین تا آسمان با مک‌آرتور یا آیزنهاور متفاوت است. بنابراین هم‌زمان با نگارش کتابی که با این موضوع هم‌سو بود، در مورد هر چیزی راجع به وی به مطالعه‌ی پرداختم، و سعی کردم به تمام خصوصیات مشترک‌اش با دیگر آدم‌های موفق پی ببرم. در نهایت به این ترتیب، می‌توان به مشترکات و استنباطی از آموزه‌ها یا درس‌های اساسی دست یافت که در بردارنده‌ی موضوعات کتاب باشند.

– فکر می‌کنی بهترین نمونه‌ای که دارای فضیلت زندگی خالیِ از نفس‌پرستی است، چه کسی باشد؟

رایان هالیدی : فکر نمی‌کنم زندگی خالی از نفس‌پرستی ممکن باشد. یکی از چیزهایی که بر اثر نوشتن این مطالب آموختم این است که به ندرت می‌توان فردی را یافت که در هر جنبه‌ از زندگی‌اش مظهر این صفات باشد. هیچ یک از ما کامل نیست.

پیش از این کتابی درباره‌ی رواقی‌گری نوشتم تحت عنوان “‌مانع همان راه است.‌” اکثریت نمونه‌هایی که در این کتاب از آنها نام بردم، از جمله آدم‌هایی نبودند که در این مکتب علم آموخته یا از چهره‌های شاخص رواقیون باشند. ولی آنها آگاهانه یا ناآگاهانه، آموزه‌های رواقی‌گری را به تصویر کشیدند. به نظر من، همین مسئله نیز در مورد شخصیت‌های این کتاب صادق است. آدم‌ها موجوداتی پیچیده‌اند. خوب و بد در همه‌ی آدم‌ها وجود دارد. در همه‌ی ما نفس‌ و عدم نفس‌پرستی وجود دارد. در این‌جا قصد داشتم داستان‌‌هایی را بیابم که دربردارنده‌ی افرادی باشند که ایده‌آل‌ترین حالتی را به تصویر بکشند که بتوانیم آنها را به عنوان مظهر و الگو برای خود قرار دهیم.

– آگاهی و عمل دو مقوله‌ی متفاوت هستند. چگونه آگاهی‌مان را از امیال نفس‌پرستانه به اقداماتی مفید و ثمربخش تبدیل کنیم؟

رایان هالیدی : فلسفه‌ی رواقی از این نظر با بیش‌تر فلسفه‌ها متفاوت است که مجموعه‌ای از احکام یا توضیحات کلی در مورد جهان ارائه نمی‌دهد. رواقی‌گریْ یک عمل است. شخصی نظیر مارکوس آئورلیوس، هنگام نگارش کتاب “‌تاملات‌”، آن را نمی‌نوشت؛ بلکه وی در سراسر این کتاب خود را تکرار می‌کرد، زیرا به وضوح می‌دانست چه باید بکند و با این حال، از انجام آن در زندگی ناتوان بود. بنابراین، این فلسفه یک فرآیند است.

اساس بحث من در این‌جا این نیست که “‌این کتاب را بخوانید و دیگر نفس‌پرست نخواهید بود.‌” بلکه، این است “هنگامی که تحت تاثیر و قدرت نفس قرار گرفتید این مجموعه از تمرین‌ها را به یاد بیاورید.‌” این کتاب را با تصویری از جارو زدن زمین به اتمام رساندم، که برگرفته از مقایسه‌ی این مبحث با هنرهای رزمی است – و این ایده را از دنیله بوللی، کارشناس هنرهای رزمی و فیلسوف و شخصیت دانشگاهی، وام گرفت. طبق این ایده، خردمندی و روشن‌فکری مانند جارو کردن زمین است – اگر امروز آن را انجام دهید، روز بعد گرد و خاک‌ها باز می‌گردند. برای این‌که زمین همیشه تمیز بماند، باید دائما آن را جارو بزنید. به همین طریق، پس زدن نفس مانند مراقبه، نیازمند تمرین‌های مداوم است.


ترجمه:تحریریه سایت کسب و کار بازده_امیررضا مصطفایی

منبع: وکس

نویسنده: شان ایلینگ

چرا انسان ها نفس پرست هستند؟


 

برچسب ها

بازده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین ها

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی