کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

وقتی من دشمن می‌شود

وقتی من دشمن می‌شود

وقتی من دشنم می شود موضوع این نوشنار است.

افزایش اعتماد به نفس فردی که موفق است، یک واکنش بسیار طبیعی انسانی است. با این حال، تفاوت زیادی در نحوه‌ی به تصویر کشیدن اعتماد به نفس بین افراد وجود دارد که می‌تواند اثرات شدید و طولانی‌مدتی بر فرصت‌های آتی آنها داشته باشد. بعضی افراد، بیش از حد اعتماد به نفس خود را به رخ دیگران می‌کشند.

شاید با فردی نشسته باشید که پشت سر هم به شما می‌گوید که چه‌قدر عالی و موفق است. آیا می‌خواهید به سادگی یکی از این موجودات خودپسند را بشناسید تا از کار کردن با آنها به عنوان همکار، شریک، یا مشتری اجتناب کنید؟

when.jpg

در زیر، مواردی ارائه شده‌اند که باید به آنها توجه ویژه‌ای داشته باشید:

آن‌ها فکر می‌کنند تمام کار را خودشان انجام داده‌اند.

نین افرادی که اندکی موفق شده‌اند، احساس می‌کنند تمام موفقیت را مدیون خود هستند. آنها باور دارند که شرکت خود را با دستان خالی ساخته‌اند، تمام فرآیندهای فروش و بازاریابی را به تنهایی انجام داده‌اند، هر روز تا ساعت ۲ صبح مشغول پردازش اعداد بوده‌اند، سطل‌های زباله را خودشان خالی کرده‌اند و حتی دستمال توالت را خودشان عوض کرده‌اند.

از افرادی که سایر افراد اطراف خود را به حساب نمی‌آورند، بترسید. در واقع، در جست‌وجوی افرادی با ویژگی‌های عکس این افراد باشید. بعضی از بزرگ‌ترین رهبران کسب و کار و سیاسی تاریخ، کاملاً برعکس این افراد بودند که تمام موفقیت را از تلاش خود می‌دانند، و در عوض، موفقیت خود را ناشی از اعضای تیم کاری خود تفسیر می‌کردند.

آن‌ها فکر می‌کنند باهوش‌ترین افراد حاضر در دفتر کار هستند.

آیا تاکنون با افرادی برخورد داشته‌اید که دائماً در این‌باره حرف می‌زنند که چه‌قدر باهوش هستند و سایر افراد چه‌قدر کودن هستند؟ مراقب باشید، اگر مجبور هستید به سایر افراد بگویید که باهوش، اخلاق‌مند، یا سخاوت‌مند هستید، کاملاً روشن است که صرفاً در حال تلاش برای متقاعد کردن آنها هستید و ممکن است عکس حرف‌های شما را استنباط کنند.

چنین افرادی، ریسک جدی به کسب و کار شما بنا به دلایل زیر وارد می‌کنند. برای آغاز کار، این واقعیت را بپذیرید که آنها قادر نیستند در برابر ایده‌ها و نظرات بیرونی، گشاده ذهن باشند، همیشه فکر می‌کنند که درست می‌گویند و حتی اگر سایرین به این موارد باور نداشته باشند، باید این حرف‌ها را باور کنند.

آن‌ها کنترل امور را به دیگران نمی‌دهند.

تمام افراد، با خرده مدیران یا دیوانگان کنترل ‌امور آشنا هستند. آنها احساس می‌کنند که تنها روش انجام امور، انجام آن‌ توسط خودشان است که با این کار، کارکنان را بسیار ناراضی و برنامه‌های خود را بسیار فشرده می‌سازند.

لذا مشکلی وجود دارد که از ناتوانی آنها برای آموزش و تفویض اختیار ناشی می‌شود. به همین دلیل است که تقویم کاری آنها به شکل کشنده‌ای پرمشغله است و آنها به ندرت قادر هستند کار کنند و احساس می‌کنند باید در تمام پروژه‌ها یا فرآیندها دخیل باشند.

آن‌ها حرف می‌زنند اما گوش نمی‌دهند.

باور عمومی وجود دارد که افراد دوست دارند درباره‌ی خود حرف بزنند. به علاوه، کتابی از دیل کارنگی با عنوان “چگونه دوستان جدیدی پیدا کنید و بر افراد تاثیر بگذارید” اهمیت فضا دادن به افراد برای صحبت کردن درباره‌ی خود، خصوصاً در جلسات فروش را بیان کرده است.

اما این افراد دوست دارند خود از تمام مکالمه‌ها استفاده کنند تا داستانی از خود بگویند. آنها حتی تلاش می‌کنند تا گامی جلوتر بردارند و داستان خود را به داستانی تبدیل کنند که از داستان شما بهتر است. احساس آنها نسبت به خود، آنها را در گوش دادن ناتوان می‌کند که در فضای کاری، امر ناپسندی است، خصوصاً در جلسات فروش که موفقیت از توانایی شنیدن و درک کردن ایجاد می‌شود، نه واکنش نشان دادن.

اجازه دهید روشن صحبت کنیم. بین داشتن اعتماد به نفس و خودپسندی تفاوت وجود دارد. آیا نکته‌ای درباره‌ی اجتناب از ورود به این حیطه می‌خواهید؟ یک کلمه‌ی ساده را در ذهن نگهدارید که نفس خود را کنترل کنید: فروتنی. این کلمه راه‌حل کاملی برای تمام مشکل است.


ترجمه: تحریریه نشریه بازده

//بازده//

وقتی من دشمن می‌شود


برچسب ها

بازده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی