کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

 ۷ نکته کلیدی از عقد بیع که همه باید بدانند

به جرات می‌‌توان گفت قدمت بیع (خرید و فروش) به درازای تاریخ است، از آن زمانی که انسان دریافت به‌تنهایی قادر به رفع تمام حوائج خود نیست. پس با داد و ستد کالاهای افزون بر نیاز خود توانست سایر ملزوماتش را تهیه کند. اندکی که پیش رفت با مشاهده برخی دشواری‌ها نیاز به وجود معیاری برای سنجش ارزش کالاها و تسهیل روابط بازرگانی مشهودتر و در نتیجه با اختراع پول تحولی شگرف در زندگی بشر آغاز شد و پول به سرعت به وسیله ای برای بیع تبدیل شد. در دنیای امروز با حرکت جوامع به سمت مصرف‌گرایی و افزایش حجم مبادلات بازرگانی روزانه میلیون‌ها کالا مبادله می‌شود که بعضا با مشکلات حقوقی و شاید کیفری ما را مواجه می کنند پس لازم است از قواعد حقوقی بیع که ناظر بر این معاملات است اطلاع نسبی داشته باشیم. در ادامه سلسله مباحث حقوقی بازده به نکات مهم عقد بیع از جمله تعریف، ارکان، انواع، اوصاف، آثار و شرایط این عقد می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

عقد بیع

۱)تعریف عقد بیع

طبق ماده۳۳۸ قانون مدنی ” بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم“

به بیان ساده‌تر، خرید یا بیع عبارت است از مالک شدن کالا در برابر پرداخت قیمتی مشخص.

حال پس از روشن شدن مفهوم این عقد به بیان ارکان و چگونگی انعقاد آن می‌پردازیم.

۲)ارکان عقد بیع

ماده ۳۳۹ ق.م حاکی است ” پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع می‌شود. ممکن است بیع به دادوستد نیز واقع گردد.“

از این ماده می توان ارکان زیر را عقد بیع استنباط کرد:

۱)ایجاب و قبول

۲) متعاملین

۳)مبیع (مثمن)

۴)ثمن

در ادامه به این ارکان به اختصار پرداخته می شود.

۱)ایجاب و قبول: به پیشنهاد انعقاد قرارداد ایجاب،  و به پیشنهاددهنده موجب گفته می‌شود. قابل در مقابل موجب قرار دارد که پیشنهاد ایجاب قرارداد را قبول می‌کند. در واقع ایجاب و قبول دو کاشف از قصد متعاملین برای انعقاد قرارداد بیع است و باید قاطع و روشن بیان شود. در عقد بیع پیشنهاد انعقاد عقد از طرف فروشنده و قبول آن از جانب خریدار است.

۲)متعاملین: فروشنده و مشتری (بایع و خریدار) طرفین عقد بیع هستند. این دو مفهوم در معنی به هم موکول و مرتبط هستند. به عبارتی هر جا که فروشنده‌ای باشد خریداری هست.

۳)مبیع (مثمن): چیزی که فروخته می‌شود. مبیع طبق نص قانون بایستی عین و شی‌ء مادی و قابل لمس و رویت باشد نه حق مانند حق اختراع و سرقفلی و یا منفعت(تملیک منفعت در مبحث اجاره بحث می‌شود).

۴)ثمن: قیمتی که در ازای خرید یک کالا پرداخته میشود. ثمن باید معلوم باشد اما الزاماً عین نیست می‌تواند کالا، خدمات، ابراء دین یا حق‌الامتیاز باشد.

معاطات

ذیل ماده ۳۳۹ ق. م. ذکر شده است: «ممکن است بیع به دادوستد واقع گردد». به این مفهوم در حقوق معاطات( از ریشه ی عطی) یا دست به دست شدن می گویند.

علی‌رغم نظر مشهور فقها که معاطات را مفید اباحه یا روا بودن می‌دانند، قانون مدنی آن را همچون بیع سبب تملیک دانسته است. در معاطات از ایجاب و قبول لفظی استفاده نمی‌شود بلکه معامله به وسیله فعلی که بیانگر اراده طرفین عقد است واقع می‌شود. برای مثال فردی با ورود به فروشگاه و انتخاب جنس مورد نظر خود بهای آن را پرداخت کرده و خارج می‌شود بدون این‌که خریدار و فروشنده صیغه مخصوص(لفظ خریدم و فروختم) را به کار برند، اعم از آنکه لفظ دیگری گفته شود یا نشود. در برخی عقود بیان اراده در قالب لفظ الزامی است و نمی‌توان به صورت معاطاتی منعقد نمود مانند عقد نکاح که بایستی صیغه آن جاری شود.

۳)انواع عقد بیع

سه نوع عقد بیع داریم:

۱)بیع عین معین:  این کتاب را فروختم.

۲)بیع کلی: پنجاه کیلو سیب لبنانی را فروختم(جنس و وصف و مقدار کالا کاملا باید مشخص باشد).

۳)بیع کلی در معین: پنجاه کیلو از این پانصد کیلو را فروختم.

در بیع عین معین بلافاصله پس از عقد، تملیک واقع و پس از گفتن قبولی توسط مشتری مالکیت به وی منتقل می‌شود، اما در بیع کلی و بیع کلی در معین به محض انعقاد عقد تملیک واقع نمی‌شود بلکه با”تعیین مصداق“ توسط بایع مالکیت به مشتری منتقل می‌شود. مثلاً بایع می‌گوید پنجاه کیلو سیب لبنانی را فروختم مشتری نیز می‌گوید خریدم، اگرچه عقد بیع منعقد شده است اما هنوز مشتری مالک سیب‌ها نشده، پس از آنکه بایع پنجاه کیلو سیب لبنانی را از بقیه سیب‌ها جدا کرد(در واقع تعیین مصداق کرد)تملیک صورت می‌گیرد حتی اگر تحویل نداده باشد.

۴)ویژگی‌ها یا اوصاف مبیع ( مال مورد معامله)

عموما ۸ ویژگی برای مبیع برشمرده می شود که در ادامه آمده اند.

۱)مالیت داشته باشد: اگر مورد معامله عرفاً مالیت نداشته باشد اما در رابطه با طرفین عقد دارای ارزش باشد عقد صحیح است. مانند فروش عکس‌های خانوادگی.

۲)موجود باشد: این شرط ناظر به معامله عین معین است و در معامله عین کلی لازم نیست آن عین در زمان انعقاد عقد موجود باشد بلکه کافیست در زمان تسلیم موجود باشد.

۳)مقدور یا مقدور التسلیم باشد: مثلا بیع یک پرنده خاصی که در هوا پرواز می‌کند و هیچ‌کس قادر به شکار آن نیست به علت مقدورالتسلیم نبودن باطل است.

۴)مشروع باشد: چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است را نمی‌توان فروخت، مانند فروش مواد مخدر و وسایل عتیقه‌ی متعلق به عموم زیرا مشروع و قانونی نیست.

۵)منفعت عقلایی داشته باشد: بدین معنی که نیازی را برآورده کند و سود آن بیش از زیانش باشد.

۶) قابل نقل و انتقال باشد: مال وقفی(جز در موارد استثنا) و یا مال رهنی را نمی‌توان فروخت.

۷) معلوم و معین باشد: معلوم باشد بدین معنی که جنس و وزن و مقدار مبیع مشخص بوده و مجهول نباشد. معین بودن مبیع تعیین مصداق آن در خارج است مثلاً فروش یکی از چند گوسفند به‌نحو تردید باطل است، مورد معامله دقیقاً باید مشخص باشد.

۸)ملک فروشنده باشد: اگر مال متعلق به شخصی غیر از بایع باشد معامله فضولی و غیرنافذ است و اگر مالک اصلی رضایت به انتقال ندهد معامله باطل میشود.

۵)شرایط صحت عقد بیع

برای صحت هر معامله که واجد اوصاف بیع باشد شرایط  اساسی ذیل باید برقرار باشند.

۱)قصد و رضای طرفین 

۲)اهلیت طرفین

۳)موضوع معین که مورد معامله باشد

۴) مشروعیت جهت معامله

در ادامه به هر کدام پرداخته می شود.

۱)قصد طرفین و رضای آنها

قصد مصمم شدن به انجام یک عمل حقوقی از قبیل بیع است خواه تصمیم گیرنده رضایت به اقدام خود داشته باشد یا نداشته باشد، مانند شخصی که به اکراه اقدام به بیع می‌نماید. در انعقاد معامله طرفین بایستی قصد داشته باشند  و الا معامله باطل است. به موجب ماده ۱۹۵ ق.م کسی که در حال مستی یا بی‌هوشی یا در خواب معامله نماید آن معامله به واسطه فقدان قصد باطل است. همین‌طور معامله مجنون و صغیر غیر ممیز، هازل(کسی که در حال شوخی معامله کند)، ساهی(کسی که سهواً کاری را انجام می‌دهد)، مجبور (در اثر اکراه مادی) و معامله صوری باطل است.

رضا به منزله‌ی اشتیاق درونی جهت انعقاد عقد بیع است. اگر متعاملین یا یکی از آنان هنگام انعقاد عقد بر اثر اکراه راضی به انعقاد نباشند، این معامله غیرنافذ خواهد بود. یعنی اثر حقوقی خود را تا زمانی که معامله توسط شخص مکره تنفیذ(اجازه معامله)یا رد نشده به دنبال نخواهد داشت. برای مثال اگر فردی توسط دیگری تهدید شود که در صورت عدم فروش منزل خود به قتل خواهد رسید و در اثر آن فرد منزل خود را معامله نماید این عقد اکراهی و غیر نافذ است(اثر بیع که تملیک است واقع نخواهد شد) مگر آنکه بعد از زوال اکراه بایع عقد را تنفیذ نماید که در این صورت عقد صحیح و در صورت رد(عدم اجازه)، معامله از روز اول باطل خواهد شد.

۲)اهلیت طرفین

مطابق مواد ۲۱۰ تا ۲۱۳ ق. م. طرفین باید برای معامله اهلیت داشته باشند. زمانی طرفین اهلیت دارند که عاقل و بالغ و رشید باشند. در مقابل عاقل، مجنون، در مقابل بالغ، صغیر و در مقابل رشید، سفیه قرار دارد. در ادامه این مفاهیم به اختصار توضیح داده می شوند.

مجانین به دو دسته تقسیم می‌شوند: مجنون دائمی و مجنون ادواری.

مجنون دائمی: در همه اوقات دچار اختلال اعصاب و نقص عقل است. معاملات مجنون دائمی همواره باطل است.

مجنون ادواری: کسی که در بعضی اوقات دچار اختلال روانی و در بعضی اوقات حالت عادی دارد. معاملات مجنون ادواری درحال جنون باطل و در حال افاقه ( هوشمندی و تندرستی) صحیح است. اگر شک کردیم که ایا معامله در حال جنون بوده یا افاقه، اصل بر جنون است و معامله باطل و کسی که مدعی افاقه است باید آن را اثبات نماید.

سفیه (غیر رشید): کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد. منظور از عقل متعارف عقول است.

صغار نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند: صغیر غیر ممیز و صغیر ممیز.

صغیر غیر ممیز: صغیری که توان درک و تمیز نفع و ضرر را در معامله ندارد.معاملات صغیر غیر ممیز مطلقاً باطل است.

صغیر ممیز: صغیری که نفع و ضرر را در دادوستد(در امور جزئی) مانند اشخاص عاقل و بالغ تشخیص می‌دهد. معاملات صغیر ممیز و سفیه(غیر رشید) غیر نافذ می‌باشد که با تنفیذ( اجازه) ولی یا قیم آنان صحیح و با رد (عدم اجازه) آنان باطل می‌شود.

۳)موضوع معین که مورد معامله باشد

ماده ۲۱۶ ق. م. می گوید« مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.»

مقصود از مبهم نبودن، معلوم و معین بودن مورد معامله است( این مورد در ویژگی‌های مورد معامله بحث شد).

منظور از موارد خاصه در این ماده(عقود مسامحه‌ای و احتمالی) است.

۴)مشروعیت جهت معامله

جهت معامله همان داعی، محرک و انگیزه اصلی و مستقیم فرد برای انعقاد قرارداد است. مشروع بودن جهت معامله شرط صحت آن نیست و تا زمانی که نامشروع بودن جهت معامله وارد قلمرو تراضی طرفین نشده و طرفین از آن آگاه نباشند، خللی به صحت عقد وارد نمی‌کند، چراکه بیان جهت انعقاد عقد اصولاً الزامی نیست. برای مثال اگر انگیزه اصلی مشتری از خرید انگور تهیه شراب باشد اما این موضوع در قرارداد ذکر نشده و طرف عقد(بایع) نیز از آن اطلاعی نداشته باشد معامله صحیح و معتبر است در غیر این صورت باطل خواهد بود.

۶)اوصاف عقد بیع

عقد بیع عقدی است (۱) تملیکی، (۲) معوض، (۳) معین(بانام)، (۴) لازم و (۵) رضائی. در ادامه به این اوصاف می پردازیم.

۱. تملیکی: عقد بیع یک عقد تملیکی است. نتیجه مستقیم عقود تملیکی ملکیت است یعنی به موجب این عقد مال از ملکیت بایع خارج و به ملکیت مشتری در می‌آید.

 ۲. معوض: عقد بیع قراردادی معوض(معاوضی)است. عقد معوض عقدی است دارای دو موضوع(تعهد)که در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. هر یک از طرفین در برابر مالی که می‌دهد یا تعهدی که برعهده می‌گیرد، مال یا تعهدی را به نفع خود کسب می‌کند. در واقع هر یک از طرفین درعین‌حال که طلبکار است بدهکار نیز هست.

نتایج معوض بودن عقد بیع

۱)اگر تملیک یکی از دو عوض باطل باشد، تملیک عوض دیگر هم باطل میشود. برای مثال اگر بایع اتومبیل خود را در ازای یک فرش ابریشم به مشتری بفروشد و بعد معلوم شود فرش ابریشم متعلق به شخص ثالثی بوده و و وی اجازه نداد و معامله باطل شود، فروش اتومبیل هم باطل میشود، این دو در ازای یکدیگرند که اگر یکی باطل شد دیگری هم باطل میشود.

۲)هر یک از خریدار و فروشنده می‌توانند اجرای تعهد خودشان را موکول به اجرای تعهد طرف دیگر نمایند که به آن حق حبس گفته می‌شود. مثلاً فروشنده میتواند تا زمانی که پول(ثمن)را از خریدار اخذ نکرده مبیع را تسلیم نکند.

۳)اگر مبیع پیش از تسلیم بدون تقصیر فروشنده در دست او تلف شود بیع منحل(منفسخ)می‌شود و مشتری تعهدی به پرداخت ثمن ندارد واگر پرداخته می‌تواند مسترد نماید که بدان تلف مبیع قبل از قبض گفته می‌شود(ماده ۳۸۷).

۴)عوض و معوض باید تقریباً و عرفاً با هم برابر باشند وگرنه خیار غبن ایجاد می‌شود. مثلاً اگر اتومبیلی که پنجاه میلیون ارزش دارد هفتاد میلیون فروخته شود، مشتری میتواند به استناد خیار غبن عقد را فسخ نماید.

۳. معین(بانام): عقد بیع از جمله عقودی است که در قانون، احکام و قواعد آن توسط قانونگذار ذکر شده است.

۴. لازم: در عقد بیع هیچ یک از طرفین حق فسخ معامله را ندارند مگر به موجب یکی از خیارات.

۵. رضایی: بیع علی الاصول عقدی رضایی است بدین معنی که برای انعقاد آن نیاز به طی تشریفات خاصی نمی‌باشد و با صرف ایجاب و قبول واقع می‌شود و آنچه که مهم است قصد و رضای طرفین است و نحوه ی ابراز آن موضوعیتی ندارد. به استثناء بیع صَرف(بیعی که مبیع و ثمن آن هر دو طلا یا نقره بوده و مستلزم قبض و اقباض مبیع و ثمن توسط فروشنده و خریدار است).

۷) حالت‌های عقد بیع از نظر حال یا موجل بودن مبیع و ثمن

ماده ۳۴۱ ق. م. می گوید: بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تأدیه تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داده شود.

ماده ۳۴۴ق. م. می گوید: اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده یا برای تسلیم مبیع یا تأدیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است. مگر این‌که بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرطی یا موعدی معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکری نشده باشد.

حالت ها یا اجل های عقد را می توان به چهار مقوله تقسیم کرد:

۱)بیع نقد: بیعی است که مبیع و ثمن آن هر دو حال(یعنی نقد) است و باید بالفعل پرداخت شود. بیع علی الاصول حال است و موعد(سر رسید، اجل، مدت) ندارد.

۲)بیع نسیه: بیعی است که مبیع حال و ثمن آن کلی و موجل است. کلی یعنی عین معین نیست مثل پول(وجه نقد کلی است).

موجل یعنی برای پرداخت ثمن اجلی قرار داده شده باشد. در بیع نسیه اجل باید مشخص باشد(مثلا ده روز دیگر، یک ماه بعد و…)والا عقد باطل است. زمان در قیمت اثر دارد هرچه اجل یک چیزی بیشتر باشد قیمتش بالاتر می‌رود. مثلاً بایع اتومبیل خود را به مبلغ بیست میلیون تومان میفروشد که ده روز دیگر مشتری ثمن را پرداخت نماید.

۳)بیع سلم یا سلف: برعکس بیع نسیه است. ثمن حال و مبیع کلی و موجل است مثلاً مشتری هنگام عقد ثمن را به بایع می‌دهد که وی یک ماه آینده اتومبیلی را به‌صورت کلی به مشتری تسلیم نماید. در اینجا هم اجل باید معین باشد وگرنه بیع باطل است.

۴)بیع کالی به کالی: بیعی است که مبیع و ثمن آن هر دو کلی و موجل باشد. موعد هر دو می‌تواند یکسان یا متفاوت باشد. برای مثال بایع یک تن گندم را در ازای یک میلیون تومان می‌فروشد که مشتری ثمن را ده روز آینده پرداخت کند و بایع گندم‌ها را یک ماه دیگر تسلیم نماید.

منابع مورد استفاده

  • کتاب درسهایی از عقود معین جلد اول نوشته دکتر ناصر کاتوزیان
  • کتاب حقوق مدنی شرح جامع قانون مدنی دکتر فرهاد بیات و شیرین بیات
  • کتاب ترمینولوژی حقوق نوشته دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی
  • جزوه حقوق مدنی دکتر شهبازی
  • جزوه حقوق مدنی دکتر حسن جعفری تبار

تحریریه سایت کسب و کار بازده- زهرا نعمتی خوشدل

 ۷ نکته کلیدی از عقد بیع که همه باید بدانند


 

برچسب ها

بازده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بازده

پربازدیدترین ها

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی