کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۳ توصیه برای مدیریت قدرت در رابطه عاطفی با شریک زندگی

بیشتر ما دوست نداریم وقتی روابط‌مان را در نظر می‌گیریم به “قدرت” فکر کنیم. روابط صمیمی شامل اشتراک و همکاری است – اما برای به اشتراک گذاشتن و همکاری هر دو نفر باید آگاهانه برخورد کنند. اگر یکی از شرکای زندگی اهل تشریک و همکاری در همه چیز نباشد،  چطور؟ در این نوشتار ۳ توصیه برای مدیریت قدرت در رابطه عاطفی با شریک زندگی را برای شما می گوییم.

مدیریت قدرت در رابطه عاطفی با شریک زندگی

هرکسی که از رابطه چیزی کمتری بخواهد قدرت بیشتری دارد . بارزترین نمونه این اصل طلاق است. فقط یک نفر لازم است تا رابطه را خاتمه دهد. مهم نیست که شریک دیگر چقدر تمایل دارد که ازدواج خود را نگه دارد.

این اصل اساسی را می‌توان در بسیاری از فعل و انفعالات کوچک‌تر مشاهده کرد. شام و تماشای فیلم؟ فقط در صورتی که هر دو شریک زندگی تمایل به انجام آن داشته باشیند. رابطه‌ی جنسی؟ این یکی هم هنگامی که توافق و همکاری وجود داشته باشد، بهترین نتیجه را دارد. مطمئناً، رابطه جنسی همیشه توافقی نیست، اما روابط معمولاً پس از رابطه جنسی اجباری یا اشکال دیگر رابطه جنسی غیر توافقی دوام زیادی ندارند.

چه چیزی عدم رضایت را به ابزاری قدرتمند تبدیل می‌کند؟ عدم رضایت نه تنها شخص موافق را در موقعیت تصمیم گیرنده قرار می‌دهد، بلکه پیام واضحی را نیز ارسال می‌کند که “خواسته‌های من از خواسته‌های تو مهم‌تر هستند”. برای شریکی که از یک رابطه چیز زیادی می‌خواهد، همین می‌تواند پیام مخربی باشد. عدم رضایت در واقع نشان می‌دهد که، در آینده، شریک زندگی ناراضی گزینه‌ای برای جلوگیری از یا اعطای همکاری، محبت و حمایت خواهد داشت و البته بدون توجه به نیازها و خواسته‌های طرف دیگر رابطه.

مطلب مرتبط: ۱۱ نکته درباره تهدید به طلاق در مشاجره های زناشویی

مدیریت قدرت در رابطه عاطفی با شریک زندگی

در واقع در رابطه با عدم همکاری در روابط فقط سه پاسخ ممکن وجود دارد:

۱. نخست پذیرش عدم موافقت، هر چه که باشد، به منظور حفظ حداقل حالت ظاهری همکاری و تقابل. این گزینه اگرچه ممکن است برای مدت زمانی قابل قبول باشد، اما کنترل را کاملاً از بین می‌برد. برای اکثر آدم‌ها، این شیوه یک راه حل مناسب و طولانی مدت نیست.

۲. دوم اینکه برای همکاری بجنگیم – یک انتخاب پرخطر برای کسی که به شدت خواهان رابطه است.

۳. سوم این است که دور شویم و بگوییم، “اگر تو تصمیم داری که از من حمایت نکنی یا با من همکاری نداشته باشی، تنهایی را ترجیح می‌دهم یا شخص دیگری را پیدا می‌کنم تا از من حمایت کند یا همراهی لازم را داشته باشد.” در حالی که این گزینه ممکن است امیدوارکننده‌ترین مورد به نظر برسد، اما برای شخصی که به منظور داشتن امنیت و عزت نفس به یک رابطه موجود اعتماد می‌کند، دشوارترین خواهد بود.

مطلب مرتبط: ۸ مهمترین نشانه های پایان رابطه زناشویی و عاشقانه

اگر اینگونه است، پس روابط چگونه ادامه می‌یابد؟ اعتماد یک مولفه اساسی است. وقتی به شریک زندگی خود اعتماد می‌کنیم، تا حدی اعتماد داریم که آنها ما را ترک نخواهند کرد. ما همچنین اطمینان داریم که شریک زندگی‌مان هنگام تصمیم‌گیری در مورد موضوعاتی که بر هر دو شریک زندگی تأثیر می‌گذارد، نیازها و خواسته‌های ما را در نظر خواهد گرفت. این اعتماد به تدریج ایجاد می‌شود. اگر کسی از راه‌های کوچک قابل اعتماد بودن را نشان دهد، ما هم می‌توانیم به مرور در موضوعات بزرگ‌تر و جدی‌تر نیز به او اعتماد کنیم.

روابط انسانی چیزی بیش از قدرت است. این روابط صمیمیت، دوستی، عشق، احترام، کنجکاوی، قناعت، اشتراک، ارتباطات و موارد دیگر را نیز در بر دارد. با وجود این، هنوز هم واقعیت این است که هرکس انتظار کم‌تری از یک رابطه داشته باشد قدرت بیشتری دارد. در یک رابطه خوب، قدرت به عقب و جلو تغییر می‌کند، زیرا هر یک از شریک‌های زندگی نیازهای طرف دیگر را در نظر می‌گیرد و بر این اساس قدرت را در دست گرفته یا واگذار می‌کند.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده-  سارا فیضی

منبع: verywellmind

۳ توصیه برای مدیریت قدرت در رابطه عاطفی با شریک زندگی


 

پربازدیدترین ها

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی