کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۱۰ شکل گردشگری عجیب و غریب که تا به حال نمی‌دانستید!

وقتی به مفهوم توریست یا همان گردشگر فکر می‌کنیم، معمولا تصویر آدم‌هایی به ذهن‌مان می‌آید که کلاه‌های بزرگی روی سرشان گذاشته‌اند و داخل اتوبوس‌های بدون سقف، دوربین به گردن، این طرف و آن طرف می‌روند؛ یا آدم‌هایی که با مایو در کنار ساحل در حال آفتاب گرفتن هستند. ولی سفر می‌تواند چیزی فراتر از این‌ها باشد. در این نوشتار با ۱۰ شکل گردشگری عجیب و غریب آشنا می شوید که تا به حال نشنیده‌اید.

اگر بخواهیم از سایر اشکال سفر آگاه شویم، می‌توانیم به اشکال مختلفی از توریسم یا گردشگری برسیم که بسیاری از آن‌ها مطابق الگوهای متعارف و اولیه‌ی گردشگری نیستند. این اشکال گردشگری عجیب و غریب ممکن است بحث برانگیز و حتی خطرناک باشند؛ و اگر باعث سردرگمی یا کشته شدن انسان‌ها نشوند، دست‌کم راه‌های واقعا عجیبی برای مسافرت به حساب می‌آیند.

شکل گردشگری عجیب و غریب ۲

انواع گردشگری عجیب و غریب

۱۰. گردشگری جهادی

هنگامی که جنگ سوریه به اوج خود رسیده بود، و گروه داعش کنترل بخش‌های قابل توجهی از عراق و سوریه را به دست گرفته بود، بسیاری از کشورهای غربی با موجی از شهروندان‌شان مواجه شدند که کشورشان را برای جنگیدن در خدمت گروه‌های اسلامی نظیر داعش ترک می‌کنند. به این آدم‌ها گردشگر جهادی گفته می‌شود: شهروندان مسلمانی که کشورشان را برای شرکت در جنگی ترک می‌کنند که هیچ ارتباطی به آن‌ها ندارد.

با تعجب باید گفت، همه‌ی گردشگران جهانی برای جنگ نمی‌رفتند. بیش‌تر آن‌ها، درست مانند یک گردشگر معمولی، فقط برای تماشای مناظر جنگ به آن‌جا می‌روند. آن‌ها به غیر از این‌که نفرات گروه‌های تروریستی را بیش‌تر جلوه دهند، هیچ هدف خاص دیگری نداشتند؛ و شاید آن‌ها فقط وانمود می‌کردند تروریست هستند. اسامه بن لادن نیز خودش یک گردشگر جهادی بود. در زمان هجوم نیروهای شوروی به افغانستان، اسامه بن لادن برای جنگیدن در کنار مجاهدین، عربستان سعودی را ترک کرد. در آن زمان، صفوف مجاهدین پر از گردشگران جهادی بود.

بیش‌تر کشورها درباره‌ی پیامدهای بلند مدت سفر برخی از شهروندان‌شان به کشورهای دیگر برای جهاد دچار تردید و نگرانی هستند. مقامات این کشورها نگران هستند که برخی از این گردشگران تروریست بعد از پایان جنگ یا بعد از آن‌که قادر نباشند با سختی‌های جنگ کنار بیایند، فقط به منظور انجام برخی حملات تروریستی داخلی به کشور خود بازگردند.

۹. گردشگری عجیب در زاغه‌ها

گردشگری زاغه‌نشینی (که به نام‌های ‌گردشگری فقر، ماجراجویانه، یا حقیقت نیز مشهور است)‌‌ به شکلی از گردشگری گفته می‌شود که در آن، گردشگران فقط می‌خواهند حس کنجکاوی‌شان را ارضا کنند. توریست‌ها یا گردشگران زاغه‌ها از محله‌های کثیف و پر از فقیر یک کشور بازدید می‌کنند تا فقط ببینند این آدم‌ها چه شکلی هستند. مقصدهای محبوب این گردشگران معمولا شامل مانیل در فیلیپین، ریودوژانیرو در برزیل، و بمبئی در هندوستان هستند.

شرکت‌های گردشگری در کشورهای فقیر متوجه‌ی افزایش موج گردشگران زاغه‌نشین‌ها شده‌اند، و بسته‌های گردشگری خاصی را برای پذیرایی از این نوع گردشگران ارائه می‌دهند. با وجود این، گردشگری در زاغه‌ها هم‌چنان یک موضوع بحث برانگیز است. با این‌که طرفداران این شکل از گردشگری، آن را راهی برای افزایش آگاهی از زندگی آدم‌های فقیر می‌دانند، آدم‌های مخالف این شکل از گردشگری، آن را فقط بهانه‌ای برای شگفت‌زده شدن از اوضاع اسف‌بار آدم‌های فقیر می‌پندارند.

با تعجب باید گفت، گردشگری در زاغه‌ها در گذشته در ایالات متحده نیز محبوب بوده است. در طول قرن ۱۹، ثروتمندان و آدم‌های کنجکاو لندنی برای دیدن تن‌فروشان و محله‌های فقیرنشین نیویورک و سان‌فرانسیسکو به آن‌جا مسافرت می‌کردند. کل این صنعت، در آن زمان، به خاطر گردشگری در زاغه‌ها به طور ناگهانی پیشرفت کرد؛ تا جایی که شرکت‌های گردشگری بازیگرانی را استخدام می‌کردند تا ادای معتادان و اعضای گروه‌های جنایتکار را در بیاورند. حتی برخی از این بازیگران پا را از این نیز فراتر می‌گذاشتند و صحنه‌هایی را از تیراندازی‌های خیابانی درست می‌کردند تا حس کنجکاوی گردشگران ساده و بی‌خبر را ارضا کنند.

شکل گردشگری عجیب و غریب

۸. گردشگری عجیب با هدف خودکشی

همدستی در خودکشی، یعنی کمک به یک آدم برای ارتکاب به خودکشی، در بسیاری از کشورهای جهان غیر قانونی است. ولی این کار در سوئیس غیر قانونی نیست. امروزه، سوئیس میزبان نوع جدیدی از مسافران است؛ گردشگران خودکشی. این دسته از گردشگران آدم‌هایی هستند که برای دستیابی به خدمات خودکشی، کشور خود را به مقصد سوئیس ترک می‌کنند.

گردشگری با هدف خودکشی به اندازه‌ی همدستی در خودکشی و خودکشی معمولی بحث برانگیز است. طرفداران گردشگری با هدف خودکشی معمولا به این حقیقت استناد می‌کنند که بیش‌تر این گردشگران از یک وضعیت خاص رنج می‌برند و مایل هستند به زندگی‌شان پایان دهند. در غیر این صورت، این آدم‌ها به چه دلایل دیگری باید از یک کشور دور به سوئیس مسافرت کنند – جایی که نه خانواده‌ای در آن دارند و نه خویشاوندی، تا فقط برای مردن از دیگران کمک بگیرند؟‌ به علاوه، طرفداران این شکل از گردشگری معتقدند، تنها در صورتی می‌توان از گردشگری با هدف خودکشی پیشگیری کرد، که این آدم‌ها در کشور خودشان بتوانند به راحتی به این خدمات دسترسی داشته باشند.

گردشگری عجیب ۷:  گردشگری تجربی

“‌گردشگری تجربی‌”‌ یک عبارت کلی است برای تعریف نوعی اقدام برای تجربه‌ی یک چیز جدید. هیچ قاعده‌ی مشخصی برای برشمردن ویژگی‌های گردشگری تجربی وجود ندارد، زیرا هر شکلی از گشت و گذار را می‌توان شامل این نوع از گردشگری دانست. برای گردشگری تجربی حتما نیاز نیست از شهر یا کشورتان خارج شوید. سفر به فرودگاه شهرتان می‌تواند به عنوان یک گردشگری تجربی به شمار برود.

اگر حتما تصمیم دارید از شهرتان خارج شوید، سر زدن به اداره‌های دولتی یکی از شهرهای مجاور نیز به عنوان گردشگری تجربی تلقی می‌شود. اگر می‌خواهید کار غیر متعارف‌تری نیز انجام دهید، فقط کافی است نقشه‌ی شهر مورد نظرتان را تهیه‌ کنید، با یک مداد مسیری را در خیابان‌های شهر تعیین کنید، و همان مسیر را در دنیای واقعی طی کنید. یا این‌که می‌توانید چشم‌بسته یک شهر جدید را انتخاب کنید، و به همراه یکی از دوستان‌تان که به آن شهر آشنا است، به آن‌جا سفر کنید. حتی می‌توانید، چشم‌بسته کل شهر را نیز با کمک دوست‌تان بگردید!

۶. گردشگری فاجعه

توریست‌ها یا گردشگران فاجعه آدم‌هایی هستند که به مناطقی سفر می‌کنند که دچار فجایع انسانی یا طبیعی شده‌اند. این شکل از گردشگری با نام “‌گردشگری سیاه‌”‌ نیز مشهور است. گردشگران در این شکل از گردشگری فقط به دنبال ارضای کنجکاوی و مشاهده‌ی دست اول اثرات یک فاجعه هستند.

از جمله جاذبه‌ها و مقاصد محبوب گردشگری فاجعه در ایالات متحده، می‌توان به پرل هاربر که توسط نیروهای ژاپنی در جنگ جهانی دوم بمباران شد، و گتیزبرگ پنسیلوانیا اشاره کرد. گتیزبرگ مرگبارترین نبرد در جنگ‌های داخلی آمریکا بود که فقط ظرف سه روز بیش از ۵۰۰۰۰ نفر تلفات به جای گذاشت. یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری فاجعه محلی است که آبراهام لینکلن و مارتین لوتر کینگ در آن به قتل رسیدند.

از جمله جاذبه‌های گردشگری فاجعه در خارج از ایالات متحده نیز می‌توان به هیروشیما، پمپئی، و اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی اشاره کرد. گردشگران فاجعه فقط به دنبال مکان‌های تاریخی نیست، و آماده‌اند به هر منطقه‌ای که به تازگی دچار فجایعی از قبیل طوفان، گردباد، و حتی جنگ شده‌اند، سرازیر شوند. بسیاری از آدم‌ها برای مشاهده‌ی اثرات طوفان مخرب کاترینا به نیواورلئان مسافرت کردند.

در ۲۰۱۵، یک آژانس گردشگری در روسیه پیشنهاد کرد مشتاقان گردشگری فاجعه را به سوریه ببرد تا بتوانند اتفاقات این جنگ را به صورت دست اول مشاهده کنند. با این‌که بیش‌تر تمرکز این سفر به پشت جبهه‌های جنگ معطوف بود، این آژانس گردشگری اعلام کرد، در صورت امکان، قصد دارد گردشگران را به خط مقدم جبهه نیز ببرد. حکومت سوریه نیز علی‌رغم وجود جنگ مشتاق است گردشگران را به این کشور جلب کند، و هم‌چنان کشورش را به عنوان یک جاذبه‌ی گردشگری معرفی کند.

۵. گردشگری جنسی

گردشگری جنسی، همان‌طور که از نام آن پیدا است، به معنی مسافرت به یک کشور دیگر جهت ایجاد روابط جنسی است. در بیش‌تر موارد، گردشگر جنسی از یک کشور توسعه یافته به یک کشور کم‌تر توسعه یافته مسافرت می‌کند. در گذشته، این نوع از گردشگری مخصوص گردشگران غربی بود، ولی امروزه بیش‌تر گردشگران جنسی از کشورهای چین، ژاپن، کره، و تایوان هستند.

مقاصد محبوب گردشگران جنسی معمولا شامل کامبوج، تایلند، فیلیپین، بنگلادش، جامائیکا، و جمهوری دومینیکا می‌شوند. گردشگری جنسی برای اقتصاد این قبیل کشورها اهمیت بالایی دارد؛ مثلا این شکل از گردشگری در کشوری مانند تایلند حدود ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. این گردشگران می‌خواهند در فضایی کاملا آزاد و بدون هیچ نگرانی بابت پیامدهای قانونی ایجاد روابط جنسی – آن طور که ممکن است در کشورهای خودشان وجود داشته باشد – به کسب تجربه‌های جنسی بپردازند.

البته، گردشگری جنسی نیز از جمله موضوعات بحث برانگیز است. این شکل از گردشگری اساسا شامل تن فروشی است که به عنوان مهم‌ترین دلیل قاچاق انسان در جهان به شمار می‌رود. معمولا تن فروشی و قاچاق انسان توسط خلافکاران و جنایتکاران انجام می‌شود. آدم‌هایی که تن فروشی می‌کنند معمولا قادر نیستند از حقوق خود دفاع کنند، زیرا این عمل از لحاظ حقوقی در کشورهای مقصد گردشگری جنسی نیز غیر قانون تلقی می‌شود.

۴. گردشگری برای تجربه‌ی سلاح گرم

بر خلاف ایالات متحده، معمولا سایر کشورها به شهروندان‌شان اجازه‌ی تملک تفنگ‌های جنگی و تک‌تیرانداز نمی‌دهند. در برخی از کشورها، دسترسی به یک هفت‌تیر نیز تقریبا غیر ممکن است. برخی از شهروندان استرالیایی و کشورهای آسیایی و اروپایی که آرزو دارند انگشت‌شان ماشه‌ی سلاح‌های گرم را لمس کند، به ایالات متحده سفر می‌کنند تا آرزوی خود را برآورده کنند.

البته همه‌ی گردشگران مشتاق اسلحه از همان ابتدا، با هدف تجربه‌ی استفاده از سلاح گرم پا به ایالات متحده نمی‌گذارند. برخی از آن‌ها مسافرانی عادی هستند که در همان لحظه‌ی تصمیم‌گیری برای ارضا حس کنجکاوی‌شان در تیراندازی، به چنین گردشگرهایی تبدیل می‌شوند. سایر این قبیل گردشگران نیز آمریکایی‌هایی هستند که توان مالی خرید اسلحه را ندارند یا کنجکاو هستند تیراندازی با نوع خاصی از اسلحه را تجربه کنند. هاوایی و لاس‌وگاس جزء مقاصد محبوب این گردشگران به شمار می‌روند.

هاوایی مقصد محبوب‌تری است. میدان‌های تیر و سالن‌های تیراندازی افرادی را استخدام می‌کنند تا در کنار جاده‌ها بایستند و با در دست داشتن بنرهایی، خدمات این مراکز را برای گردشگران تبلیغ کنند. گردشگران مشتاق تیراندازی که بسیاری از آن‌ها قبلا هرگز تجربه استفاده از تفنگ را نداشته‌اند، به داخل این مراکز راهنمایی می‌شوند تا بتوانند با بیش از چهار اسلحه‌ی مختلف تیراندازی کنند؛ این مراکز بسته‌های خدماتی مختلفی را به گردشگران ارائه می‌دهند.

گردشگری عجیب ۳: گردشگری اتمی

همان‌طور که شاید بتوان از نام آن حدس زد، گردشگری اتمی به سلاح‌های هسته‌ای مربوط می‌شود. گردشگران اتمی معمولا از موزه‌های هسته‌ای، مناطق مهم مربوط به توسعه‌ی سلاح‌های هسته‌ای، یا مناطقی که به وسیله‌ی سلاح‌های هسته‌ای یا ذوب شدن سوخت رآکتورهای هسته‌ای نابود شده‌اند، بازدید می‌کنند.

یکی از مقاصد محبوب گردشگری هسته‌ای در ایالات متحده موزه‌ی موشکی تایتان در توسان آریزونا است؛ سابقا، در این موزه موشک‌های هسته‌ای نگهداری می‌شد. در این موزه، گردشگران حتی می‌توانند وارد یک سیلوی موشکی نیز بشوند. محل آزمایش هسته‌ای ترینیتی در نیومکزیکو نیز یکی دیگر از مقاصد محبوب گردشگران اتمی است؛ در این محل، در ۱۶ جولای ۱۹۴۵، نخستین بمب اتمی منفجر شد. گردشگران فقط می‌توانند سالی دو بار، در روزهای مشخص، به این محل بیایند و می‌توانند حتی نقطه‌ی دقیق انفجار بمب را نیز مشاهده کنند.

به علاوه، از دیگر مقاصد گردشگری اتمی می‌توان به سایت هسته‌ای هنفورد، مکانی که نخستین رآکتور هسته‌ای در آن ساخته، و پلوتونیوم لازم برای نخستین بمب اتمی نیز تولید شد، و هم‌چنین، به موزه دانش و انرژی آمریکا در اوک ریج، ایالت تنسی، که محل غنی‌سازی پلوتونیوم بود، اشاره کرد. هم‌چنین، موزه‌ی ملی تاریخ و علوم هسته‌ای آمریکا در البوکرکی نیومکزیکو نیز مقصد دیگری است که گردشگران کنجکاو می‌توانند مطالبی را درباره‌ی رآکتورهای هسته‌ای یاد بگیرند.

در خارج از ایالات متحده، موزه‌ی بمب اتمی ناگازاکی و یادمان صلح هیروشیما نیز دو مقصد گردشگری اتمی هستند که بازدیدکنندگان می‌توانند اطلاعاتی را درباره‌ی بمب‌های اتمی که ایالات متحده در جنگ جهانی دوم در کشور ژاپن منفجر کرد، به دست بیاورند. گردشگران مشتاق، هم‌چنین، می‌توانند به اوکراین بروند تا از نواحی اطراف نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل که در ۱۹۸۶ دچار ذوب سوخت هسته‌ای شد، دیدن کنند. علاوه بر آن، گردشگران می‌توانند از شهر متروکه‌ی پریپیات که بعد از فاجعه‌ی چرنوبیل خالی از سکنه شد، بازدید کنند.

۲. گردشگری عجیب مواد مخدر

گردشگری مواد مخدر، سفر از یک کشور به کشور دیگر صرفا به منظور استفاده از مواد مخدر، به شکل روزافزون در حال تبدیل شدن به بازار حاشیه‌ای کشورهای تولید کننده‌ی مواد مخدر نظیر کلمبیا است. گردشگران غربی و استرالیایی معمولا فقط برای خرید و استفاده از کوکائین به کلمبیا سفر می‌کنند.

این بازار حاشیه‌ای به سرعت در حال رشد است، زیرا کوکائین در کلمبیا، دست‌کم با استانداردهای غربی، به شدت ارزان است. در استرالیا، یک گرم کوکائین به قیمت ۳۰۰ دلار به فروش می‌رسد. در کلمبیا، همین مقدار کوکائین را می‌توان بین ۷ الی ۱۵ دلار خرید. به علاوه، خرید کوکائین در کلمبیا بسیار آسان است و می‌توان آن را در خیابان‌ها خریداری کرد.

فروشندگان مواد معمولا در مناطقی که گردشگران حضور دارند، تردد می‌کنند؛ یا این‌که در کنار جاده‌ها می‌ایستند و تحت پوشش فروش آب‌نبات و آدامس، به خریدارانی که از شغل اصلی آن‌ها آگاه هستند، کوکائین می‌فروشند. پلیس به ندرت مزاحم فروشندگان مواد مخدر می‌شود؛ البته، به شرط آن‌که رشوه‌ی آن‌ها پرداخت شود. گاهی اوقات، پلیس برای گردشگران خارجی مواد مخدر تهیه می‌کند تا از آن‌ها تقریبا یک دلار رشوه بگیرد.

۱. گردشگری گورستان یا گورستان‌گردی

گورستان‌گرد به مسافری گفته می‌شود عاشق بازدید از گورستان‌ها است. با این‌که گردشگری گورستان معمولا در مورد بازدید از گورستان‌هایی است که آدم‌های مشهور یا قهرمانان ملی در آن‌ها دفن شده‌اند، قطعا هر گورستانی با تاریخچه‌ای جالب نیز می‌تواند مقصدی برای گورستان‌گردی تلقی شود. از جمله گورستان‌های محبوب برای گردشگران می‌توان به آرامستان ملی آرلینگتون در واشنگتن و گورستان پر-لاشز در پاریس اشاره کرد.

آرامگاه ابدی خواننده‌ی مشهور آمریکایی، جیم موریسون، در گورستان پر-لاشز قرار دارد. گردشگران طرفدار جیم موریسون معمولا سیگار نیمه‌ سوخته‌ای را روی سنگ مزار این خواننده می‌گذارند. یکی دیگر از ساکنان مشهور گورستان پر-لاشز اسکار وایلد، نویسنده‌ی مشهور، است. مطمئنا بسیاری از طرفداران این نویسنده خانم هستند، زیرا همواره یادداشت‌ها و دستمال‌هایی با اثر بوسه به رنگ رژ لب در اطراف آرامگاه وی وجود دارد.

گردشگری گورستان پدیده‌ی جدیدی نیست. گورستان‌گردی از دوره‌ی ویکتوریا تاکنون مرسوم بوده است. انگلیسی‌ها در آن دوره علاقه‌ی زیاد به گورستان‌ها داشتند و آثار سنگی بزرگ و زیبایی در گورستان‌های بریتانیا می‌ساختند. با وجود این، مردم اروپا بعد از تحمل مصیبت‌های ناشی از جنگ‌های جهانی اول و دوم از گورستان‌ها فاصله گرفتند.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – امیر رضا مصطفایی

منبع:listverse

۱۰ شکل گردشگری عجیب و غریب که تا به حال نمی‌دانستید!


 

برچسب ها

بازده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی