کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم : نتایج و شواهد بزرگ‌ترین مطالعه

زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم : نتایج و شواهد بزرگ ترین مطالعه

این نوشتاز به زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم بر اساس بزرگ ترین پژوهشی که تا کنون بشر انجام داده است می پردازد. زندگی پس از مرگ همواره موضوع مورد علاقه‌ی همه‌ی انسان‌ها است. بسیاری از ما احساس می‌کنیم که حقایقی در رابطه با تجربیات نزدیک به مرگ وجود دارد و این‌که شاید هشیاری ما می‌تواند بعد از مرگ مغزی ادامه داشته‌باشد. مشکل این است که تا کنون هیچ مطالعه‌ی علمی عظیمی در رابطه با این موضوع صورت نگرفته‌است.

زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم

پژوهش اَوِر (آگاهی در زمان احیا) که در سال ۲۰۰۸ آغاز شد، نگاهی عمیق داشت بر بیش از ۲۰۰۰ بیمار از ۱۵ بیمارستان در بریتانیا، ایالات متحده و اتریش که ایست قلبی را تجربه کرده‌بودند و متعاقبا احیا شده‌بودند. چیزی که پژوهشگران متوجه شدند این بود که حدود ۴۰% از این بیماران نوعی از هشیاری را در زمانی که احیا می‌شدند تجربه کردند، در حالی که به لحاظ بالینی مرده‌بودند.

آیا این پژوهش و شواهد می توانند زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم را توجیه کنند ؟

این پژوهش که به سرپرستی دکتر سَم پارنیا از دانشگاه ایالتی نیویورک، “استونی بروک” انجام شد، ۴ سال طول کشید. نتایج در دسامبر سال گذشته منتشر شد. این دانشمند شیوه‌ی انجام این تحقیق را توضیح می‌دهد:

surrender-goddess-300x300

“بر عکس آنچه تصور می‌کنیم، مرگ یک لحظه‌ی خاص نیست بلکه فرآیندی به طور بالقوه برگشت‌پذیر است که بعد از هر بیماری سخت یا تصادف رخ می‌دهد و باعث می‌شود که قلب، ریه‌ها و مغز از کار بیفتند. اگر برای معکوس‌کردن این روند تلاشی صورت بگیرد، آن را “ایست قلبی” می‌نامیم؛ هرچند اگر تلاش‌ها موفقیت‌آمیز نباشد، این روند مرگ نامیده می‌شود. در این پژوهش ما می‌خواستیم پا را فراتر از تجربه‌ی نزدیک به مرگ بگذاریم، تجربه‌ای که به لحاظ عاطفی بسیار پرتنش است اما هنوز به خوبی تعریف نشده‌است؛ هدف از این کار کشف عینی آن‌چه پس از مرگ برای ما رخ می‌دهد، است.”

بسیاری از بیماران به دلیل خستگی، مصاحبه‌ی ناقص، و مرگ از این پژوهش حذف شدند. هرچند، به نظر می‌رسد که دو مورد برجسته در این مطالعه وجود دارد.

یکی از بیمارانی که دچار ایست قلبی شده‌بود، می‌گوید “من از آن بالا خودم، پرستار و مرد دیگری را که کله‌ای تاس داشت، نگاه می‌کردم…نمی‌توانستم صورت‌اش را ببینم اما پشت بدن‌اش را می‌دیدم. او تقربیا چاق بود… گان (لباس جراحی-م) آبی پوشیده‌بود و کلاه آبی بر سر داشت، اما به خاطر جایی که کلاه قرار گرفته‌بود، می‌توانم بگویم که اصلا مو نداشت.”

مطلب مرتبط : زندگی پس از مرگ را جراح مغز و اعصاب هاروارد تایید می‌کند

توضیحات قید شده در این پژوهش تایید کردند که: ” بازبینیِ اسناد پزشکی … تیم پزشکی حاضر در زمان ایست قلبی و نقشی که را مرد شناسایی شده در پاسخ به ایست قلبی ایفا کرده‌است  تأیید کرد.”

پارنیا یک بیمار دیگر را نیز به یاد داشت. او از قول این بیمار گفت: “در آغاز، فکر می‌کنم صدای پرستار را شنیدم که گفت”۴۴۴ را بگیرید، ایست قلبی، ” و گزارش داد که صدای بیپ بیپ کردن ماشین را در فواصل سه دقیقه‌ای می‌شنود.

پارینا گفت: “در این مورد، هشیاری و آگاهی ظاهرا در طول یک دوره‌ی سه دقیقه‌ای یعنی زمانی که ضربان قلب قطع می‌شد، رخ می‌داد.”

death-and-transformation-300x225

“بخش متناقض موضوع همین جا است، زیرا به طور معمول ۲۰ تا ۳۰ ثانیه پس از آن‌که قلب از کار بیفتد، مغز متوقف می‌شود و تا زمانی که قلب تپیدن را از سر نگیرد، شروع به کار نمی‌کند. به علاوه، خاطرات دقیق هشیاری دیداری در این مورد سازگار با رخدادهای بازبینی‌شده بود.”

مطلب مرتبط : آنچه از تجربه نزدیک به مرگ باید بدانید

دانشگاه ساوت‌همپتون بریتانیا، که هزینه‌های این پژوهش را تامین کرده‌بود، برخی از نتایج مهم آن را در وب‌گاه خود منتشر کرد:

۱. موضوعات مرتبط با تجربه‌ی مرگ ظاهرا بسیار گسترده‌تر هستند از آن‌چه تا کنون فهمیده‌ایم، یا آن‌چه به عنوان تجربیات نزدیک به مرگ توصیف شده‌است.

۲. در برخی از بیمارانی که ایست قلبی داشتند، خاطرات هشیاری دیداری که سازگار با تجربیاتِ به اصطلاح “خارج از بدن” هستند، ممکن است با رخدادهای واقعی مطابقت داشته باشند.

۳. آدم‌های زیادی می‌توانند تجربه‌ی واضحی از مرگ داشته باشند، اما به دلیل اثرات آسیب مغزی یا داروهای آرام‌بخش روی مدارهای حافظه، نمی‌توانند آن را به خاطر بیاورند.

۴. عباراتی که بسیار استفاده می‌شوند اما هنوز به لحاظ علمی مبهم هستند مثل تجربیات نزدیک به مرگ و خروج از بدن، ممکن است برای توصیف تجربه‌ی واقعی مرگ کافی نباشند. پژوهش‌های آتی باید روی ایست قلبی که به لحاظ بیولوژیکی مترادف با مرگ است، تمرکز کنند نه روی حالت‌های پزشکیِ بد تعریف شده که گاهی به عنوان حالت‌های “نزدیک به مرگ” از آنها یاد می‌شود.

۵. تجربه‌ای که شخص از مرگ به یاد می‌آورد، استحقاق یک تحقیق واقعی و بدون تعصب را دارد.


ترجمه:نشریه بازده_سارا فیضی

منبع: د اسپریت ساینس

زندگی پس از مرگ از دیدگاه علم


//بازده//

برچسب ها

بازده

  1. گفت:

    سلام
    مرگ به طور طبیعی در ذات آدمی نیست
    بلکه عده ای باورانده اند وهنوز ام که هنوزه دنیا میل
    انها میرود خدای واقعی ترسی ندارد از اینکه آدمی ممکن
    است باشد که نمیرد وزنده بماند وخطرناکه
    یا عادلانه نباشد زیاد حیات شخصی
    خدای اصیل و واقعی دنیا را آفریده برای حیات و کمک‌ به
    هم برای تکامل مثلأ ما و مردم آفریقا تا آمریکا با هم
    در مسیر تکامل
    آیا آفریده شده ایم طبق حیات دیکته ای عده ای مرموز
    که حتی اجازه نمی دهند آفرینش را ببینیم‌وزود بارو بندیل
    بستمان می کنند خدایند جهان خدایی دارد وبی حکیمِ عالِم
    عاقل نیست پس میبیند که آزار دهندگان کجایند
    وآدم را چه ها میکنند وآدم را گناه کار می گردانند

  2. علی گفت:

    دنیای قبل از تولد = دنیای بعد از مرگ

    هیچ

  3. کتاب گفت:

    با نظر امیرحسین کاملا موافقم
    ی عده فکر میکنن عقل کل هستن.خیلی صریح و قاطع همه چیز رو خرافات تلقی میکنند و زیر سوال میبرند
    البته من مطمینم اینجور افراد حتی یک کتاب هم مطالعه نکردن و در وجودشون از مرگ هراس دارند و با نفی دنیای پس از مرگ میخوان ازش فرار کنند.اما سخت در اشتباه هستن

  4. امیرحسین گفت:

    این دوستان نیما، علی و محسن خیلی خوبه که این جملات قاطعانه‌شون رو که حتما به دلیل دانش بالایی هست که در حوزه‌های انسان‌شناسی، عصب‌شناسی، فیزیک کوانتوم، فلسفه ذهن، پزشکی، زیست مولکولی و…. دارند هر چه سریع‌تر در قالب یک مقاله علمی منتشر کنند تا بیهوده وقت صدها فیزیک‌دان، زیست‌شناس، پزشک، فیلسوف و…برای بررسی تجربه‌نزدیک از مرگ گرفته نشه.سوالی هم داشتم از محسن عزیز، وقتی ثابت شد زمین به دور خورشید میچرخه خرافه بودن مرکزیت زمین ثابت شد، وقتی هم حرکت خورشید ثابت شد، خرافه بودن ثابت بودن خورشید ثابت شد و…. مرز بین خرافه و واقعیت رو چی تعیین می‌کنه؟ به نظرتون تعصب کسی که بر مبنای اسطوره‌های کتاب مقدس درباره عالم حکم میده با تعصب کسی که ابزارهای علمی کنونی رو کافی برای شناخت جهان می‌دونه و بر اساس اون‌ها درباره عالم حکم قاطع میده چه تفاوتی داره؟شناخت بیشتر جهان و متوجه پیچیدگی اون شدن لزوما به معنی بازگشت به پاسخ‌های اسطوره‌ای نیست. از این گذشته فکر نمی‌کنید همون‌طور که اجداد ما اسطوره‌های بهشت و جهنم را ساختن – البته از ترس مرگ این کار رو کردن- امروز هم بشر از ترس مواجه شدن با ناشناخته ها اسطوره‌ي علم و دانش رو ساخته؟

  5. علی گفت:

    نباید تجربه هنگام مرگ را با تجربه بعد از مرگ قاطی کنید.بعد از مرگ دیگر سلولهای عصبی هم زنده نیستند. کمی دقت لازم است.

  6. nima گفت:

    یک سوال؟ ما قبل از اینکه به دنیا بیایم و دارای
    اگاهی و ادراک شویم، کجا بودیم و چه بودیم٬ اگه جواب
    هیچ باشه بعد از مرگ هم هیچ میشیم، و این چرخه
    ادامه پیدا میکنه

  7. محسن گفت:

    دوس عزیز متاسفانه وجود نداره مرگ پایان همچیه ترس از مرگ و بیماری
    باعثه بوجود اومدن همچین داستان های شده.به امید دنیای مبنی بر علم و
    عاری از خرافات

  8. ملیحه گفت:

    من مادرمو از دست دادم.شب یلدا از پیشم رفت.در بیمارستان.بر اثر ایست قلبی حتی چند لحظه برگشته بود اما ….درنهایت فوت کرد.امیدوارم دنیای پس از مرگ وجود داشته باشه.چون برای همه این دنیا و ادمهاش باید عدالتی باشه…..

  9. مدیر سایت گفت:

    از این که نظر بسیار سنجیده و اندیشمندانه ی خود را با ما و خوانندگان مان در میان گذاشتید صمیمانه سپاسگزاریم.بی تردید ادعای شما پشتوانه ی علمی دارد. ولی هنوز اکثریت مردم جهان و حتی شمار کثیری از دانشمندان به نوعی به نظریه ها و باورهای دینی حیات پسا مرگ اعتقاد دارند. این پژوهش ها هم اگر چه صرفا بر گزارش های تجارب نزدیک به مرگ یا تجربه ی خارج از بدن به هنگام خواب یا خلسه یا کما متکی هستند ولی ادعا دارند نگاهی علمی به گزارش ها و روایت های حیات پس از مرگ دارند. هر قدر علم فربه تر می شود امکان آزمایش های دقیق تر هم بالا می رود. به هر حال در نظر داشته باشید که این مطالب ترجمه هستند و ما اساسا به انتقال این دانش به مخاطبان ایرانی می اندیشیم و انتشار آن ها به معنی تایید آن ها نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی