کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۱۰ نکته که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شناخته شد. در مقاله کامل و مفصل که تایم منتشر کرده است به ۱۰ نکته مهمی اشاره میکنیم که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود. با بازده همراه باشید.

۱۰ نکته که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود

حتی برای دونالد ترامپ، در ارتفاع ۶۰۰ فوتی پنت‌هاوس‌اش در آسمان، که درک آدم‌های عادی را سخت می‌کند، فکر کردن به این فاصله خنده‌دار است. اسکیت‌بازان روی یخ که به پیست یخ ولمن‌رینک سنترال­پارک هجوم آورده‌اند شبیه برفک تلویزیونی، و مشتری‌هایی که برای خرید تعطیلات به خیابان پنجم آمد‌ه‌اند مثل حشراتی توی ناودان هستند. حتی برای دیدن این منظره، اپراتورهای آسانسور، که روزهای‌شان را با یک‌جا ماندن می‌گذرانند، باید دکمه‌ی ۶۶-۶۸ را فشار بدهند، که سه طبقه‌ی شاهانه‌ی ترامپ را نشان می‌دهد. در داخل، اعضای خدمه روی کفش‌هایشان روکش‌های پارچه‌ای می‌پوشند، مبادا روی مرمر درخشان خش بخورد یا روی فرش‌های کرمی گرانبها لکه بیفتد.

در ادامه ۱۰ نکته که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود آمده است:

۱.زندگی شاهانه دارد و با این حال نماینده‌ی کارگران جهان است

نکته اول که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود این است که او زندگی شاهانه دارد. خلاصه، یک جای عادی برای تمرین همذات‌پنداری نیست. طلایی و پر زرق‌وبرق است، منظره ای رویایی از پرده‌های منقوش رنگ‌باخته، ساعت‌های عتیقه و نقاشی‌های فرسکو از خدایان یونانی عضلانی روی سقف. بالش‌های زینتی روکش‌های ترامپ دارند، و دستمال‌های کاغذی منقش به حرف اول نام خانوادگی ترامپ هستند. نزدیک‌ترین همسایگانش، حداقل در این ارتفاع، مجموعه‌ای از غول‌های میلیاردر هستند که تصمیم گرفته‌اند پول‌شان را در وان۵۷ و ۴۳۲ خیابان پارک بریزند، که دو جدیدترین آسمان‌خراش‌هایی هستند که برای بازسازی قلب منهتن ساخته شده‌اند. اینجا در آسمان هیچ جامعه‌ی منسجم، پسرک روزنامه‌فروش یا پستچی، و هیچ جشن بعد کاری وجود ندارد.

و با این حال ترامپ به عنوان رئیس جمهور منتخب آمریکا اینجا ساکن است، زیر باران بلور، با دکمه سردست‌های الماس.

پرسه‌ی نمایندگان سرویس مخفی در اطراف ثابت می‌کند که این اتفاق واقعا افتاده است، افراد کمی این نتیجه را پیش‌بینی می‌کردند. با هیکل‌های درشت و قیافه‌های جدی، خیلی محتاطانه سعی می‌کنند با روکش های پارچه‌ای رو کفش‌هایشان، روی مرمر بمانند و از فرش‌ها دوری کنند. روی میز همسرش ملانیا، کنار کتاب‌های مد جیانی ورساچه و جواهرات الیزابت تیلور، یک کتاب جدید به چشم می‌خورد: کاخ سفید: چیدمان‌های تاریخی و اولین خانواده‌های آن.

در طول تمام زندگی عمومی ترامپ، روشنفکران و ذائقه‌سازان او را به عنوان یک شخص عامی و مجلس‌گرم‌کن کارناوال‌ها، یک مجری با زرق‌وبرق فراوان و محتوای کم رد کرده کرده‌اند. اما این منتقدان هرگز نفهمیدند این تمسخر آن‌ها بود که به او قدرت داد. او سال‌ها از این بی‌احترامی‌ها استفاده کرد و از آن برای گرفتن سرتیترهای بیش‌تری در روزنامه‌های نیم‌قطع استفاده کرد، تا با مردم عادی ارتباط برقرار کند. حالا او رهبری هردو حزب سیاسی اصلی را معکوس کرده و جهت‌گیری سیاسی نظام بین‌المللی را به شکلی موثر تغییر داده است.

مطلب مرتبط: ریاست جمهوری ترامپ برای تجارت جهانی چه معنایی دارد

او به زودی، همراه با اهرم‌های اقتصادی دستور مرگبارترین ارتش تاریخ را خواهد داد که می‌تواند زندگی میلیاردها نفر را تغییر دهد. و آدم‌هایی که باید سپاسگزارشان باشد همان‌هایی هستند که او میلیون‌ها رای‌دهنده‌ی آمریکایی ‘فراموش‌شده’ می‌نامد، افرادی با کفش‌هایی که هرگز این فرش‌ها را لمس نخواهند کرد و ساعتی دستمزد می‌گیرند ـ قشر کارگر، جین و جو های معمولی، نقطه‌هایی در دوردست.

این موضوعی است که ترامپ می‌خواهد در اتاق پذیرایی‌اش، با سقف بلند و میز مرمری به طول ۵۰ فوت راجع به آن حرف بزند: اختلاف پیروزی که در شهر کول ویرجینای غربی به دست آورد، صف‌آرایی جمعیتی که در روز انتخابات گرد آمدند، آن‌چه ‘چیز جالب’ می‌خواند، تضادی در قلب جذبه‌اش. رئیس جمهور بعدی با لبخند می‌گوید:

‘چیزی که بسیاری از آدم‌ها را شگفت‌زده می‌کند آن است که من در آپارتمانی زندگی می‌کنم که هیچ کس شبیه آن را ندیده است، و با این حال نماینده‌ی کارگران جهان هستم.’

فیدل کاستروی فقید احتمالا با شنیدن این جمله سیگارش را تف می‌کرد – میلیاردری که خیلی مدعی شعارهای طبقه‌ی کارگر بود. اما ترامپ اهمیتی نمی‌دهد. با حرف زدن درباره‌ی مردم ویسکانسین، میشیگان، اوهایو و پنسیلوانیا، که به کمربند زنگار دور دریاچه‌های بزرگ معروفند و باعث پیروزی او شدند، ادامه می‌دهد ‘من نماینده‌ی آن‌ها هستم، و آن‌ها عاشق من هستند و من هم عاشق آن‌ها هستم، و حالا اینجا هستیم در شرایطی بسیار متفاوت’.

۲. آخرین، بزرگ‌ترین معامله

حدود ۱۷ ماه در کارزار انتخاباتی، ترامپ با استعدادی جسورانه، کاری کرد که هیچ سیاستمدار آمریکایی نسل‌ها برای انجامش تلاش نکرده بود. به جای کشیدن یک تصویر درخشان از آینده‌ای منسجم، او تقسیم‌بندی‌های حال را بزرگ‌نمایی کرد، و الهام‌بخش سطوح جدیدی از خشم و ترس در کشورش شد. هر طوری که راجع به این مرد فکر می‌کنید، تمام این‌ها انکارناپذیر است:‌ او از فرصتی رونمایی کرد که دیگران وجودش را باور نمی‌کردند، بزرگ‌ترین معامله برای یک فروشنده‌ی قرن بیست‌ویکم.  مطبوعات ملی، طنزهای اخر شب، رهبران منتخب، اهداکنندگان، و رئیسان شرکت‌های بزرگ، و یک رئیس جمهور فعلی که پیش از موعد خداحافظی کرده ـ همه معتقد بودند ترامپ فقط این کشور را سر کار گذاشته است.

حالا حساب کردن تمام راه‌های ترامپ برای عوض کردن بازی کار دشواری است: این کاسب واقعی‌تر از حرفه‌ای‌های سیاسی نمایشی، ظاهر شد. این مرد معتاد به اخبار شبکه‌های ماهواره‌ای، کاری کرد تحلیل‌گران نظرسنجی‌ها احمق به نظر برسند. فریاد این داستان‌سرا از خبرنگارانی که برای جدایی حقیقت و دروغ مبارزه می‌کردند، رساتر بود. این عوام‌فریب، آرای افراد لاتین‌ و سیاهپوست بیش‌تری را نسبت به نماینده‌ی جمهوری‌خواه، برنده شد. و حالا هم اینجاست: دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ !

مطلب مرتبط: روانکاوی سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ

ترامپ راهی پیدا کرد تا با اختلافی تاریخی نظر سفیدپوستان انجیلی را جلب کند، و حتی آن‌هایی را که هر هفته در مراسم‌های مذهبی شرکت می‌کنند به سمت خود بکشد. علارغم فخرفروشی به آزار جنسی زنان در یک ویدئو، باز هم توانست راهی پیدا کند که زنان سفیدپوست را با ۹ امتیاز به نفع خود ببرد. به عنوان یک قهرمان حقوق فدرال برای فقرا، تعرفه‌های وارد بر چین، و خدمات بهداشتی ‘برای همه’، در میان محافظه‌کاران خودـ توصیف، برتری داشت.

در کشوری که به نظر می‌رسید، با تلاش عده‌ی زیادی برای خروج از چرخه‌های تاریک‌تر تاریخ، به سوی آینده‌ی جمعیت‌شناختی‌اش خم شده باشد، ثابت کرد غرایز قبیله‌ای هرگز نمی‌میرند، که در دوران نزاع اقتصادی و تغییر اجتماعی وحشتناک، یک رهبر کاریزماتیک هنوز می‌تواند دشمن داخلی را بیابد و توده‌ها را برای پشتیبانی از خودش جمع کند. در هفته‌های پس از پیروزی‌اش، صدها مورد آزارواذیت ـ علیه زنان، مسلمانان، مهاجران، و اقلیت‌های رنگین‌پوست ـ در سراسر کشور گزارش شد، که بسیاری از آن‌ها با استفاده از نام او انجام شدند.

۳. نقطه‌ی آغازین موفقیت او، که فقط با ده‌ها هزار رای قابل اندازه‌گیری است، واضح‌ترین دستورالعمل در سیاست بود.

او مسئله‌ی اصلی انگیزه‌بخش به رای‌دهندگان آمریکایی را شناسایی کرد و بعد اکثریت آن‌ها را در ایالت‌ها چنین متقاعد کرد که او بهترین فرد برای ایجاد تغییر است.”بهترین شغل‌هایی که در تاریخ جهان به تاراج رفتند“ دلیل او، ”فقط من می‌توانم درستش کنم“ نقطه‌ی تمایز غیرمحتمل او، و ”دوباره بهترین“ شعار مبارزاتی او بود.

از زمانی که جنگ ناشیانه‌ی عراق در اذهان رنگ باخت، تنها یک مسئله‌ی تعریف‌کننده در سیاست‌های ریاست جمهوری آمریکا وجود داشته است، که حزب و ایدئولوژی را به هم متصل می‌کند. به همین دلیل است که الیزابت وارن، سناتور ماساچوست، فریاد می‌زند ”سیستم بر پایه‌ی بانک‌ها بنا شده است“ و برنی ساندرز، سناتور ایالت ورمونت با مجکوم کرده حرص ‘میلیونرها و میلیاردرها ‘بسیار مقبولیت یافت. این همان چیزی است که مارکو روبیو از گفتن ‘داریم رویای آمریکایی را می‌بازیم’ منظور داشت، و دلیل آن‌که جب بوش ادعا کرد ‘همه حق برخاستن’ دارند.

موضوع ساده است:  دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ می شود!

مطلب مرتبط: دونالد ترامپ:۱۰ حقیقت باورنکردنی درباره ترامپ که باید بدانید

رئیس جمهور باراک اوباما در اوایل ۲۰۰۵، به عنوان یک سناتور تازه انتخاب شده که در کالج تاینی‌ناکس شهر گیلزبرگ ‌ایلینویز سخنرانی فارغ‌التحصیلی ایراد می‌کرد، این قضیه را فهمید. دعای اوباما برای ” فراموش‌شدگان“ بلیط ورود او به کاخ سفید بود. او گفت ”شما می‌دانید این چالش جدید چیست. آن را دیده‌اید، این واقعیت که وقتی حول‌وحوش وقت ناهار از کنار کارخانه‌ی قدیمی میتگ می‌گذرید، دیگر کسی از آن خارج نمی‌شود… انگار کسی وسط بازی قوانین را عوض کرده است و هیچ کس به خودش زحمت نمی‌دهد به این قشر بگوید “.

همان‌طور که اوباما گفت، وعده‌ی آمریکایی به فروش گذارشته شده است و این امر توسط نیروهای اقتصادی عظیم تقویت می‌شود. عهد او، که در آخرین تبلیغ تلویزیونی ۳۰ دقیقه‌ایش در ۲۰۰۸ تکرار شد، تغییر برای ضعفا، کمک برای نیازمندان، و امنیت برای کسانی بود احساس سقوط می‌کردند. چهار سال بعد، برای شکست میت رامنی دوباره به همان راهبرد بازگشت، و نامزد جمهوری‌خواه را به عنوان فرد کندذهن ثروتمندی از بخش خصوصی نشان داد که هدفش ورشکست کردن دیترویت بود. نقل‌قولی از یک گروه کانونی ـ ”سخت‌تر کار می‌کنم اما عقب می‌افتم“ ـ تبدیل به شعار اوباما برای انتخاب مجدد شد، که روی دیوارها نصب شد و بالای پاورپوینت‌ها قرار گرفت. او این مسئله را شناسایی کرده بود، و مادامی‌که اسمش روی برگه‌ی رای بود، هیچ‌کس نمی‌توانست شکستش دهد.

مطلب مرتبط: واکنش جهان به پیروزی ترامپ :همه زجر خواهیم کشید

اما اوباما هرگز رفاهی را که وعده داده بود برآورده نکرد. مطمئنا کمک‌هایی در حاشیه بود، مثلا رشد هزینه‌های خدمات درمانی کاهش یافت و برای میلیون‌ها نفر بیمه فراهم شد. او چندین پروژه‌ی آزمایشی را برای مراکز تولید آغاز کرد، در دوسال گذشته اندکی درآمدها را افزایش داد و  با ایجاد یا نجات مستقیم میلیون‌ها شغل، باعث شد کشور از یک رکود اقتصادی سخت خارج شود. نرخ بیکاری که در اکتبر ۲۰۰۹ به ۱۰٪ رسیده بود حالا در پایان دوره‌ی او به نصف و ۴.۶٪ رسیده است. در نهایت، او به این حقیقت اذعان کرد که به عنوان رئیس جمهور فقط همین مقدار از دستش برمی‌آمد.

جدیدترین داده‌های در دسترس، ماجرای قابل توجهی را بیان می‌کنند: طبق پژوهشی که توسط رابرت شاپیرو، اقتصاددانی که درکمپین ۱۹۹۲ به بیل کلینتون مشاوره می‌داد، بین ۲۰۰۱ و ۲۰۱۲، درآمد میانه‌ی خانوارهای تحت سرپرستی افراد بدون مدرک دانشگاهی ـ حدود دوسوم تمام خانواده‌ها ـ با افزایش سن آن‌ها کاهش یافت.

با افزایش بهره‌وری و تولید ناخالص داخلی در دهه‌ی اول قرن جدید، درآمد میانه‌ی تمام آمریکایی‌ها به شدت افت کرده، و راکد شد.

طبق تحقیق انجام گرفته توسط برانکو میلانوویچ، اقتصاددان سابق بانک جهانی، بیش‌تر آمریکایی‌ها درآمدی کمتر از درآمد میانه کسب می‌کنند، اما نه به قدری که واجد دریافت مزایای محرومیت باشند، و از کاهش درآمدی حدود ۵٪ بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ رنج بردند.

اگر در شهرهای خوب کشور زندگی می‌کردید یا یک مدرک دانشگاهی داشتید، احتمالا قدرت کامل این نیروها را احساس نکردید. کاهش درآمد متوسط برای پردرآمدها طی سال‌های پس از بحران اقتصادی حدود ۱٪ بود. تغییر جهانی به این صورت فریبنده است. در کشورهای پیشرفته کسانی را ثروتمندتر می‌کند که می‌توانند دخل و خرجشان را کنترل کنند، چیز جدیدی خلق کنند یا کارشان را از راه دور به فروش برسانند. و دارایی‌های فقیران جهان را افزایش می‌دهد، به ويژه در آسیا، و حدود یک میلیارد نفر را از فقر، در بدو ورود به یک طبقه‌ی متوسط جدید تحت کنترل چین قرار می‌دهد.

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶

مطلب مرتبط: ترامپ ثروتمندتر از رئیس جمهورهای قبلی آمریکا است

اما برای زنان و مردان کارگر کشورهای پیشرفته، که بسیاری از آن‌ها در قرن بیستم زندگی خوبی ساخته بودند، هزینه‌ی موفقیت دیگران را می‌توان اطرافشان دید، در پوسته شدن رنگ خانه و بسته شدن ویترین‌ها، در شهرهایی که وقتی یکی از دو کارفرمای بزرگ فروشگاهش را تعطیل کرد، سقوط کردند. فشار به اطراف اقیانوس اطلس وارد شد. اندازه‌ی طبقه‌ی متوسط، که با کسانی اندازه‌گیری می‌شود که ۲۵٪ بالا یا پایین تر از درآمد میانه را کسب می‌کنند، از دهه‌ی ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۳ در آمریکا کاهش یافت. هم چنین در اسپانیا و آلمان، هلند و بریتانیا کاهش یافت. این که همه‌ی این کشورها در میانه‌ی تحولات سیاسی هم هستند، تصادفی نیست.

دلایل این تغییرات پیچیده‌تر از برون‌سپاری ساده‌ی کارخانه‌های تولیدی به مکزیک و چین است. تجارت جهانی و فناوری نوین هم در ورای خط تولید، بر درآمدهای شغلی فشار وارد می‌کنند. هم‌چنین با هزینه‌های فزاینده‌ی بیمه‌ی درمانی و تقاضاهای پی‌در‌پی سهام‌داران، شرکت‌ها یا قادر به افزایش حقوق نبودند یا تمایلی به آن نداشتند. با گرایش کارخانه‌ها به سمت ربات‌ها ، خطوط پرداخت مجهز به پایانه‌های خودکار، و تاکسی‌ها و کامیون‌های بدون راننده‌ی مهندسی شده، خودکارسازی نیز شتاب گرفت. بن‌بست سیاسی در واشنگتن، و ریاضت اقتصادی خفیف ناشی از آن، همه چیز را فرونشاند.

۴. ’ من به تغییر امیدوار بودم اما هیچ وقت آن را ندیدم‘

تغییر باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود .

اما اگر جایی زندگی می‌کنید که این مشکل را تحمل کرده است، تشخیص درست آن چندان کمک نمی‌کند. در شهرستان شیاواسه میشیگان، که مثل توقف‌گاهی بین فلینت و لنسینگ است، اوباما در سال ۲۰۰۸ به راحتی و در ۲۰۱۲ با اختلاف اندکی پیروز شد. ترامپ با اختلاف ۲۰ امتیازی پیروز شد. ریک منگل، یک لوله‌کش بازنشسته‌ی ۶۹‌ساله، یکی از اعضای اتحادیه ای بود که در ۲۰۰۸ به سناتور جوان ایلینویز رای داد، که قول داده بود توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی را، که زمانی اوباما ” ویرانگر “ و ” اشتباه بزرگ “ خوانده بود، مجددا مورد مذاکره قرار دهد.

منگل درباره‌ی سال‌های ریاست جمهوری اوباما می‌گوید ”من به تغییر امیدوار بودم اما هیچ وقت آن را ندیدم“. ” از دست رفتن مشاغل را تماشا کردم، و هر شغلی که ایجاد شد در رستوران­های مک‌دونالد بود. من از مک‌دونالد انتقاد نمی‌کنم، اما یک شغل مبتدی است. خرج خانه و ماشین را نمی‌دهد.“ وقتی امسال یک دوست برای او کلاهی آورد که رویش نوشته بود دوباره آمریکا را بهترین کنیم، منگل هرجا که می‌رفت آن را می‌پوشید. هیچ وقت نظرسنجی‌هایی را که می‌گفتند هیلاری کلینتون میشیگان را در دست دارد باور نکرد، چرا که هرگز به خاطر نمی‌آورد با گروهی ۵ یا ۶ نفره نشسته باشد و بیش از یک نفر هوادار او باشد.  منگل می‌گوید ”هیلاری جلو آمد ولی هیچ وقت نگفت می‌خواهد چه کار کند، او فقط از ترامپ بدگویی می‌کرد.“

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶

۵.اول باید آدم بدها را تعریف می‌کرد، بعد باید آن‌ها را زمین می‌زد.

در روزهای پس از انتخابات، پیدا کردن چنین صداهایی در مرکز میشیگان، شمال شرقی پنسیلوانیا و غرب ویسکانسین ساده بود. این‌ها شهرستان‌های دموکراتیکی بودند که اوباما دو بار در آن‌ها برنده شده بود، و بعد ترامپ به راحتی در آن‌ها پیروز شد. آن‌ها تقریبا قسمت های سفیدپوست کشور هستند، با مشاغل سخت و نرخ تحصیلات پایین، که در آن‌ها سالن‌های زیبایی محلی بیشتر از فروشندگان ماشین سود می‌برند. جایی که آدم‌ها قصه‌ی زندگیشان را با تعریف از شغل‌های پردرآمدی شروع می‌کنند که پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان داشتند، یا با یادآوری خانه‌های دومی کنار دریاچه که کودکیشان را آن‌جا گذراندند. در دهه‌ی ۱۹۷۰، پشت‌نوشته‌های روی کامیون‌ها در پریری‌دو‌چیئن، ویسکانسین، چنین چیزهایی بود: اتحادیه‌ای کار کن، بهتر زندگی کن. حالا تابلویی در فروشگاه محلی ولمارت می‌گوید، پول جمع کن، بهتر زندگی کن.

جوزف دوتری، شهردار دموکرات سابق نانتیکوک، پنسیلوانیا، که یک فروشگاه رنگ‌آمیزی خودرو را اداره می‌کند، امسال اطلاعات ثبت‌نام خود را برای رای به ترامپ تغییر داد. او یکی از خیل افرادی بود که در شهرستان لوزرن، دره‌ی باشکوهی با رودخانه و تپه‌های فراوان و معادن قدیمی زغال‌سنگ، صبرشان را از دست داده بودند. ترامپ ۷۸،۰۰۰ رای را در این تپه‌ها درو کرد، ۲۰،۰۰۰ بیش‌تر از رامنی. دوتری با توضیح آن‌که چگونه توانست به حزبی خیانت کند که در آن متولد شده بود، گفت ” حزب دموکراتیک بنیادش را فراموش کرده است. نه برای ما، که برای شخص دیگری است. مردم از تلاش برای زنده ماندن خسته شده‌اند. می‌خواهند به تعطیلات بروند، خانه‌شان را ارتقا دهند، ماشین بهتری بخرند، و برای آینده‌ی بچه‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند.“ و این نکته پنجمی بود که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود .

مطلب مرتبط: آشنایی با خانواده قدرتمند و بزرگ ترامپ و ۳ همسرش

اقتصاددان‌هایی که از روز انتخابات به الگوهای رای دهندگان نگاه کرده‌اند توانسته‌اند ارتباطات مشخصی بین تاثیرات محلی تجارت بین‌المللی و بیم و هراس رای‌دهندگان بیابند. در شهرستان‌هایی که بین ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴ واردات از چین افزایش داشته است، رای به ترامپ بیش از رای پیروزی جرج بوش در سال ۲۰۰۰ افزایش یافته است. برای هر نقطه‌درصد افزایش واردات، اقتصاددانان متوسط ۲ نقطه افزایش را برای نامزد جمهوری‌خواه یافتند.

در برخی مکان‌ها، این تغییر با شتاب بیش‌تری اتفاق افتاد. در شهرستان برنچ، میشیگان، نزدیک مرز ایندیانا، تقریبا در نیمه‌راه بین دیترویت و شیکاگو، یک افزایش ۳٪ در واردات از چین، با ۱۱٪ افزایش برای ترامپ نسبت به بوش مصادف بود. پیام تجدید حمایت از تولیدات داخلی، تعرفه‌های جدید و دور انداختن توافقات تجاری همه‌جا پخش شد. دیوید اوتر، اقتصاددان موسسه‌ی فناوری ماساچوست، که در نوشتن این مطالعه شرکت داشته است، می‌گوید ”رویکرد او درونی‌تر بود، به نظر می‌رسید می‌گوید ‘ لازم نیست با جهانی‌شدن سازگار شویم. می‌توانیم آن را معکوس کنیم’ . “

پیدا کردن اقتصاددان آموزش‌دیده‌ای که باور کند این امکان وجود دارد، کار دشواری است، حداقل از آن جهتی که مدنظر ترامپ است. زنجیره‌های تامین به طرز بسیار گسترده‌ای پراکنده هستند، نفوذ قیمت‌گذاری در زندگی‌مان بسیار تنیده شده است، روبات ها بسیار مقرون به صرفه هستند. بعد با خطرات اختلال گسترده، هزینه‌های غیرقابل سنجش جنگ‌های تجاری، یا جنگ‌های واقعی که ممکن است به دنبال آن‌ها بیاید، مواجه هستیم.

مطلب مرتبط: ۱۱ تاکتیک برنده‌شدن در مذاکرات از کتاب “هنر معامله‌گری” ترامپ

اما ارتقای راهبرد فروش اوباما توسط ترامپ هیچ‌وقت در جزئیات نبود. او در سطحی عمیق‌تر ارتباط برقرار کرد، کاری که در تمام عمرش انجام داده است. کمپین او درباره‌ی اثرات تعرفه‌ها روی قیمت باتری یا کفش‌های بسکتبال نبود. او فقط از پیروزی و باخت، ما و آن‌ها، قوی و ضعیف، حرف می‌زد. ترامپ دانش‌آموخته‌ی روزنامه‌های نیم‌قطع است، یک استاد تلویزیون. او به عنوان یک کشتی‌گیر حرفه‌ای هم کار کرده بود. می‌دانست چطور جمعیت را از آن خود کند. اول باید آدم بدها را تعریف می‌کرد. بعد باید آن‌ها را زمین می‌زد.

۶.ریاست جمهوری به عنوان بدیهه‌گویی

در  اول دسامبر، درست هفته‌ها بعد از پیروزی‌اش، ترامپ به ایندیانا سفر کرد تا اعلام کند یونایتدتکنولوژی، ۴۵مین شرکت بزرگ کشور، با درخواست او برای حفظ ۸۰۰ شغل تولیدی شرکت کریر در ایندیاناپولیس موافق کرده است. این امر تا حدود زیادی یک وعده‌ی انتخاباتی را برآورده کرد که پس از پخش شدن سراسری ویدئویی از ناامیدی کارگرانی که فهمیده بودند کارشان به مکزیک منتقل می‌شود، قول داده بود. او در کارخانه اعلام کرد ” دیگر قرار نیست کارخانه‌ها ایالات متحده را بدون عواقب ترک کنند.“

سه روز قبل، ترامپ در اتاق پذیرایی مرتفع خود با تایم ملاقات داشت. معامله‌ی کریر به لطف ترکیبی از ۷ میلیون دلار معافیت از مالیات دولتی، تهدیدات رئیس جمهوری و وعده‌های اصلاح مالیات و مقررات، اساسا انجام شده بود. اما هنوز یک راز بود. وقتی خبرنگاری در آشپزخانه‌ی مرتفع ترامپ از نامزد انتخاباتی هم حزب او، مایک پنس، فرماندار سابق ایندیانا سوال کرد از حرف زدن درباره‌ی این معامله خودداری کرد. ” آن را پشت دوربین به شما می‌گویم. در صورت اعلام می‌توانید از آن استفاده کنید. “

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶

مطلب مرتبط: ۴ درس کارآفرینی از دونالد ترامپ

برای نظریه‌پردازان محافظه‌کار و آزادی‌خواه، از جمله سارا پیلین و برنی ساندرز، معامله‌ای که ترامپ با شرکت کریر انجام داد یک عمل شنیع بود، مثالی از استفاده‌ی دولت از مالیات‌دهندگان برای تعیین برندگان و بازندگان. اما همان‌طور که ترامپ در برج خود ماجرا را تعریف کرد، ایدئولوژی هیچ ارتباطی با آن ندارد. این تنها قصه‌ی دیگری است از پسر کوچکی است که می‌خواهد صدایش را به گوش بقیه برساند.

ترامپ این طور شروع کرد ”سر شب اخبار تماشا می‌کردم “. لستر هولت از شبکه‌ی ان‌بی‌سی بخشی را درباره‌ی کارخانه‌ی کریر و با حضور یک نماینده‌ی اتحادیه و یک کارگر کارخانه معرفی کرد که در یک مشروب‌فروشی صحبت می‌کردند. مرد نگاهی به دوربین کرد و با ترامپ حرف زد ”ما از تو می‌خوایم به چیزی که گفتی عمل کنی“. ترامپ ادعا کرد این حرف او را حیرت زده کرد:‌ ” به خودم گفتم، من هیچ‌وقت نگفته‌ام آن‌ها جابجا نمی‌شوند.“

مطلب مرتبط: چرا رنگ پوست دونالد ترامپ نارنجی است

اما قطعا این حرف را زده بود، همان‌طور که این بخش خبری نشان داد. پس ترامپ می‌گوید انتخاب دیگری نداشته است. باید به مردمش گوش می‌داده است. رئیس‌جمهور منتخب توضیح داد ” آن مرد من را شناخت، و من با رئیس یونایتدتکنولوژی تماس گرفتم.“

کمی بعد از گفتن این حرف‌ها، راینس پرایباس، رئیس بعدی ستاد کارکنان کاخ سفید، وارد اتاق شد. هم‌زمان با ضبط، ترامپ شروع به صدور دستورالعمل‌های جدید کرد. با صدای بلند گفت ”هی رینس، فهرستی از شرکت‌هایی می‌خوام که ترک کشور را اعلام کرده‌اند. خودم می‌توانم با آن‌ها تماس بگیرم. هرکدام پنج دقیقه. هیچ جا نخواهند رفت. باشه؟ “

طوری حرف می زد انگار تازه فهمیده بود _ در آن لحظه، وسط یک مصاحبه ـ که قدرت داشت به آن‌چه در کمپین انتخاباتی قول داده بود عمل کند. اما این فقط یک نمایش بود. در آن زمان، پیش‌تر گفتگوی مشابهی با بیل فورد از شرکت فوردموتور انجام داده بود، و از تظاهر به برقراری سه تماس دیگر با شرکت‌هایی که برنامه‌ی برون‌سپاری داشتند به خود می‌بالید.

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ : این ریاست جمهوری به عنوان بدیهه‌گویی است، به عنوان هنر اجرا، با آدم‌های خوب، آدم‌های بد و حس تعلیق.

برای ایالات متحده‌ی آمریکا چیز جدیدی است. گزارشگران درون اتاق، رای‌دهندگانی که این نوشتار را خواهند خواند، این ملت، دنیا ـ ما مخاطب هستیم. پرایباس، تیزهوشی که در کنوشا، ویسکانسین بزرگ شد، آن‌قدر میدوسترن (اهل ایالت‌های میانی امریکا) است که نمی‌شود او را با یک مجری شو اشتباه گرفت. اما آن‌چه را ترامپ سعی داشت انجام دهد، فهمید و لبخند زد. به رئيس گفت ” دفعه‌ی آخر که برایتان جواب داد.“

۷.گم کردن پیام

تاریخ ثبت خواهد کرد که کلینتون نیروهای اقتصادی را پیش‌بینی کرد که به ترامپ اجازه‌ی پیر,زی دادند. آ‌ن­چه او و تیمش هرگز به طور کامل درک نکردند آن بود که عمق محبوبیت ترامپ نامشخص بود، که نخبگان در مقابل مردم عادی صف‌آرایی کرده‌ بودند، و آن‌که ترامپ، مرد بزرگ، مرد قوی، مرد اهانت‌گر، مرد تفرقه‌افکن، مرد سرگرم‌کننده، می‌تواند معادلات یک انتخابات را برهم بزند.

کلین کانوی، که به عنوان آخرین مدیر کمپین ترامپ کار می‌کرد، توضیح می‌دهد که ” نمی‌توانید نقش واکنش را علیه صحت سیاسی دست کم بگیرید ـ ما علیه نخبگان“ . مدیر کمپین پیشین او، پل منفورت، این امر را به نوعی مستقیم بیان می‌کند: ” ما همیشه احساس راحتی می‌کردیم که وقتی کسی او را به خاطر روراست بودنش مورد انتقاد قرار می‌داد، رای‌دهندگان آمریکایی هم صدای او را می‌شنیدند.“

در ژوئن ۲۰۱۵، جوئل بنسون، تحلیل‌گر نظرسنجی‌های کلینتون، وضعیت کشور را در یادداشتی خصوصی به کارکنان ارشد بیان کرد که بعدها توسط ویکی‌لیکس برای عموم منتشر شد. تصویر رای‌دهندگان بسیار شبیه آن‌چیزی بود که در ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ برای اوباما توصیف کرده بود. بنسون نوشت ” وقتی به آینده می‌نگرند، موانع روبه‌رشد می‌بینند، اما هیچ کسی هوای آن‌ها را ندارد، نمی‌توانند ادامه دهند؛ سخت کار می‌کنند اما نمی‌توانند پیشرفت کنند. “برترین اولویتی که او برای رای‌دهندگان فهرست کرده بود ”محافظت از مشاغل آمریکایی، همین‌جا در خانه بود.“

مطلب مرتبط: با استفاده تجاری از ملانیا ترامپ برخورد قانونی می شود

این پیام مبنای راه‌اندازی کمپین کلینتون بود، و در اجرای سه مناظره‌ی او تنیده شده بود. اما در هفته‌های پایانی، آن را به چیز دیگری تغییر داد. هیچ نامزد ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا به اندازه‌ی ترامپ کارها و سخنان توهین‌آمیز انجام نداده و نگفته بود. وقتی معترضان در تجمعاتش کتک خوردند خوشحال شد، از توهین‌های جنسیتی برای اعضای مطبوعات استفاده کرد، می‌گفت یک قاضی آمریکایی باید به خاطر ریشه‌ی مکزیکی‌اش رد صلاحیت شود.

ثمیلی درباره‌ی پناهندگان مسلمانی گفت که به ایالات متحده وارد می‌شدند، و این که این خانواده‌های گریزان از خشونت مثل مارهای سمی هستند که منتظرند دندان‌هایشان را به بدن زنان ”خوش‌قلب“وارد سازند. و این داستان‌ها را به قصه‌های خون‌آلودی از مهاجران مکزیکی غیرقانونی ارتباط می‌داد که آمریکایی‌ها را با خونسردی به قتل رسانده‌اند. کلینتون گفت ” بی‌احترامی او به ارزش‌هایی که کشورمان را عالی می‌سازد، به شدت خطرناک است. “

مطلب مرتبط: ۲۵ عدد که دونالد ترامپ را تعریف می کند

لفاظی او در واقع یک میدان عمومی جدید گشود که در آن نژادپرستان و زن‌ستیزان بتوانند به نگرش‌هایشان ببالند و مدعی شوند حق با آنها است. و برای آن‌که آمریکایی‌ها را بیش‌تر خشمگین کند، مرتبا و بدون ارائه‌ی هیچ مدرکی دروغ می‌گفت، و بعد از پس گرفتن ادعاهایش سر باز می‌زد. او قول داد یک دوجین زنی را که پیش آمده و گفتند طی سال‌ها توسط او مورد بدرفتاری‌های جنسی قرار گرفته‌اند، تحت تعقیب قانونی قرار دهد. گفت اگر انتخابات مطابق میلش پیش نرود شاید نتیجه‌ی آن را قبول نکند. بر اساس مطالعه‌ی گزینشی آمارها، موجی از جرائم را توصیف کرد که کشور را در چنگال خود گرفته است.

برای کمپین انتخاباتی کلینتون با هدف تجدید شرایط پیروزی اوباما، تمام این‌ها ثابت می‌کرد که این هدف برای صرف‌نظرکردن زیادی بزرگ است. کلینتون ثابت کرده بود یک مبارز انتخاباتی متوسط است، بنابراین با شروع و پایان مجدد تحقیقات جنایی در رفتارهای ایمیلی‌اش، پیام پایانی‌اش روی بحث اخلاقی درباره‌ی شخصیت ترامپ تمرکز داشت. شب قبل از انتخابات، در فیلادلفیا گفت ”ارزش‌های اصلی ما در این انتخاب مورد آزمون قرار می‌گیرد، درباره‌ی رقیبم به اندازه‌ی کافی می‌دانیم. می‌دانیم او کیست. سوال واقعی برای ما آن است می‌خواهیم چه جور کشوری باشیم؟ “

مطلب مرتبط: ۸ دلیل برنده شدن ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

این راهبرد به نوعی پاسخ داد. کلینتون حدود ۲.۵ میلیون رای بیش‌تر از ترامپ دریافت کرد، و در روز انتخابات، بیش از ۶ نفر از ۱۰ رای‌دهنده به تحلیل‌گر نظرسنجی بعد از رای دادن، گفتند ترامپ خلق‌وخوی شغل ریاست جمهوری را ندارد. اما این راهبرد کلینتون را هم از مسئله‌ی اصلی کشور دور کرد: کاهش مداوم استاندارد زندگی آمریکایی. او جایگاه‌هایی را که بیش از همه مهم می‌شمرد از دست داد. کانوی بعد پایان انتخابات امیدوارانه گفت ” برای رای‌دهندگان بین آن‌چه به شما توهین می‌کند و آن‌چه شما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد تفاوت وجود دارد. “

استنلی گرینبرگ، غول پژوهش افکار برای بیل کلینتون در ۱۹۹۲، یک نظرسنجی را نزدیک به روز انتخابات برگزار کرد و شواهد کافی پیدا کرد که انحراف پیام کلینتون از اقتصاد در هفته‌های پایانی، رای سرنوشت‌ساز در کمربند زنگار را رقم زده است. گرینبرگ نوشت ”داده‌ها از این ایده حمایت نمی‌کند که طبقه‌ی کارگر سفیدپوست ناگزیر از دست رفته بود، تا زمانی‌که کمپین کلینتون دست از صحبت کردن درباره‌ی تغییر اقتصادی کشید و از مردم خواست به اتحاد، اخلاق و تجربه رای دهند، و به پیشرفت رئیس جمهور اوباما ادامه دهند.“ جالب آن‌که گرینبرگ گفت وقتی‌که پیام اقتصادی که اوباما استفاده کرده بود کنار گذاشته شد، این مشارکت در میان رای‌دهندگان جوان، اقلیت‌ و زنان مجرد نیز کاهش یافت.

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶

۸.حکایت، نه تحلیل

طعنه‌ی این نتیجه‌گیری خیلی عمیق است. با تلاش برای محکوم کردن نیمه‌ی تاریک سیاست، کمپین کلینتون ممکن است تصادفا آن را تایید کرده باشد. با باور به این باور غلط که انتخابات اوباما نمایان‌گر یک تغییر دائمی برای کشور بود، بی‌دوام بودن آن را تایید کردند. در پایان، ترامپ از این بدگویی‌ها لذت برد که کمک کرد تصمیمش را برای درهم کوبیدن نخبگان، به حامیان اصلی‌اش تبلیغ کند. پس از انتخابات، استفن بنن مدیر کمپین ترامپ ـ رئیس سابق وب‌گاهی که به ترویج دشمنی نژادی و تحریک خشم آزادی‌خواهان شناخته می‌شود ـ آن را به سادگی توضیح می‌دهد. او به هالیوودریپورتر گفت ”تاریکی خوب است “.

این شیوه‌ی یک عوام‌فریب است. هرچه نخبگان بیش‌تری از تخلفات و قانون‌شکنی‌های او گفتند، جنبش رو به رشد او بیش‌تر احساس اعتبار می‌کرد. کمی بعد از پایان مبارزات، ترامپ در ۸ نوامبر توئیت کرد که ۳ میلیون رای به صورت غیرقانونی رقم خورده‌اند. ادعای کذبی که برای آن هیچ مدرکی نداشت. اما زمانی که در پنت‌هاوسش درباره‌ی آن سوال شد، برای صحبت درباره‌ی جنجالی که به پا کرده بود، مشتاق به نظر می‌رسید : ”من شکایات خیلی خیلی زیادی دیده‌ام، سیل عظیمی از شکایات.“

مطلب مرتبط: ۱۸ سلبریتی که با پیروزی ترامپ قصد ترک آمریکا را دارند

در اتاق پذیرایی، یک خبرنگار تایم یکی از نقل‌قول‌های تکرارشده‌ی اوباما را درباره‌ی تلاش برای جذب فرشتگان بهتر کشور و مبارزه با غرایز قبیله‌ای، برای ترامپ قرائت کرد. ترامپ بی‌درنگ مصاحبه را متوقف می‌کند. مغز انسان برای حکایات درست شده است، نه تحلیل، و تمام حرفه‌ی ترامپ گواهی بر بینش او است. حتی وقتی شکست‌های کاری‌اش روی هم انباشته می‌شد، همیشه می‌توانست به رده‌بندی شوی واقع‌نمای خود به نام کارآموز، یا پایان ساخت پیست یخ والمن فخر بفروشد که از پنجره‌اش پیدا است. گفت چندثانیه اجازه بدهید بروم طبقه‌ی بالا و یک مقاله‌ی روزنامه را برایتان بیاورم، اشکالی که ندارد چند ثانیه استراحت کنیم؟ و بعد در اتاق‌های بالایی ناپدید شد.

چند دقیقه بعد با روزنامه‌ی نیوزدی آن صبح برمی‌گردد، روزنامه‌ی نیم‌قطع لانگ‌آیلند. سرتیتر صفحه‌ی اول این است ”شدیدا خشونت‌آمیز :‌ داستان گنگسترها، با مقاله‌ای درباره‌ی موجی از جرائم محلی توسط مهاجمان خارجی‌تبار. منظورش، به نظر می رسد، آن است که دنیا بازی یک سر برد و یک سر باخت است، پر از قاتلان بی‌پایانی که ایده‌آل‌گرایی اوباما آن‌ها را نمی‌بیند. جزئیات، از هر تصویر کلی متقاعدکننده‌تر هستند. ترامپ می‌گوید ” آن‌ها از آمریکای مرکزی می‌آیند. خشن‌تر از تمام کسانی هستند که تا به حال دیده‌ای. به هرکسی که آن بیرون است تجاوز می‌کنند و آن‌ها را به قتل می‌رسانند. آن‌ها غیرقانونی هستند و کارشان تمام است.“

مطلب مرتبط: ترامپ مهاجران غیرقانونی را اخراج یا زندانی می کند

گزارشگری متذکر می‌شود آن‌چه ترامپ می‌گوید بازتاب‌دهنده‌ی سخنان رئيس‌جمهور فیلیپین، رودریگو دوترته، است که قتل فراقضایی هزاران فروشنده‌ و مصرف‌کننده‌ی مواد مخدر را در ماه‌های اخیر پیش‌بینی کرده است. رئیس جمهور منتخب هیچ مخالفتی با این مقایسه ندارد. او می‌گوید ” خب، ببینید، این‌ها آدم‌های بدی هستند، آن‌ها را تکه‌تکه می‌کنند، حروف اول اسمشان را روی پیشانی دخترها حک می‌کنند. خب، قرار چه کار کنیم؟ با آن‌ها مهربان باشیم؟“

چند روز بعد، ترامپ تماسی تلفنی با رئیس‌جمهور فیلیپین داشت، که چند ماه قبل اوباما را ”پسر یک فاحشه“ خوانده بود. نوار ضبط شده از دولت فیلیپین متعاقبا نشان می‌دهد که طی این تماس، ترامپ سرکوب مرگبار موادمخدر از سوی دوترته را به عنوان یک ”راه درست“ تحسین کرده است.

۹.عوام‌گرایی در معرض توجه

یک سال بعد، زمانی که ترامپ به سازمان ملل می‌رود تا رهبران دنیا را مورد خطاب قرار دهد، احتمالا خیلی بیش‌تر از هر آن‌چه در ۲۰۰۸ کسی فکرش را می‌کرد، به خاطر این عوام‌گرایی شدید مورد همدردی قرار می‌گیرد. ترامپ سرتاپا طرفدار آن است. او قبل از توصیف واکنش سیاسی علیه مهاجرت مسلمانان به فرانسه، بلژیک و آلمان می‌گوید ”آدم‌ها به کشورشان می‌بالند، و فکر می‌کنم میهن‌پرستی را درک می‌کنید، بسیاری از آدم‌ها ایده‌هایی را که به آن‌ها تحمیل شده است رد می‌کنند. و قطعا این یکی از دلایلی است که حق این رای را داشتید، و هیچ ارتباطی هم به اتحادیه‌ی اروپا ندارد مگر در مورد چنین مسئله‌ای.“

از این منظر، ترامپ دلایل مشترکی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور مستبد روسیه خواهد یافت که مثل ترامپ به دنبال به چالش کشاندن هنجارهای دموکراتیک و دیپلماتیک است. به دلایلی که مشخص نیست، ترامپ هنوز از اذعان به نتیجه‌گیری جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا مبنی بر آن‌که آژانس‌های پوتین مسئول سرقت ایمیل‌های کمیته‌ی ملی دموکراتیک و کلینتون بودند که در ویکی‌لیکس منتشر شدند، خودداری می‌کند. ترامپ می‌گوید ”من باور نمی‌کنم. باور نمی‌کنم آن‌ها دخالتی داشته‌اند.“ وقتی از او سوال شد آیا فکر می‌کند نتیجه‌گیری جاسوسان آمریکا انگیزه‌ي سیاسی دارد، گفت ”همین‌طور فکر می‌کنم.“ از زمان انتخابات، ترامپ تصمیم گرفته است دائما در دسترس جلسات اطلاعاتی و دستیاران نباشد.

مطلب مرتبط: تفسیر زبان بدن ترامپ و اوباما :چرا اوباما بازتر از ترامپ نشسته بود

هم‌چنین تاکنون از پذیرش مرزهای دیپلماتیک ایجاد شده، خودداری کرده است. وقتی دولت پاکستان بازخوانی کلمه‌به‌کلمه‌ی تماس رئیس‌جمهورش را با ترامپ منتشر کرد، رهبران هند با ناراحتی واکنش نشان دادند. سپس ترامپ تماسی با تسای اینگ‌ون رئیس جمهور تایوان را قبول کرد، و عامدانه سیاست اجرا شده از زمان جیمی کارتر را کنار گذاشت، که باعث برانگیختن یک شکایت رسمی از سوی چین شد. در پاسخ، یک توئیت فرستاد که نشان می‌داد چنین تشریفاتی، تعظیمی در برابر حساسیت چینی‌ها،‌ مسخره است. متن توئیت چنین بود ”جالب است که ایالات متحده چه‌طور میلیاردها دلار تجهیزات نظامی به تایوان می‌فروشد اما نباید یک تماس تبریک آن‌ها را قبول کنم.“

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ : همان‌طور که ترامپ در مبارزات انتخاباتی اثبات کرد، گاهی اوقات توهین یا ترسیم تصویر غلطی از واقعیت عواقبی منفی در سیاست دارد.

تاریخ نشان می دهد این امر در روابط بین‌المللی کمتر صحت دارد، زیرا در آن­ها معیار فقط رای­های روی برگه­ی رای نیست بلکه حرکت ارتش­ها و زندگی شهروندان نیز هست. در میان جمع انبوهی که اطراف ترامپ را گرفته­اند، می توان کمی معذب بودن را احساس کرد زیرا سعی می­کنند یک رئیس متلون را به سوی یک دوره­ی اول موفق هدایت کنند.

از راهبردهایی برای کنترل او به هنگام اشتباه صحبت می‌شود، که برای نیت او برای موفقیت جذاب باشند. و خود ترامپ، مطابق شخصیت شوی واقع­نمای خود، سابقه دارد که برای جلب توجه او، به کارکنانش اجازه‌ی مبارزه می‌داد. پرایباس می‌گوید ,” اگر مجبور بودم سبک تعمق‌گرایانه‌ی او را توصیف کنم، می‌گفتم خیلی شبیه شیوه­ی سقراط است، درست مثل مدرسه‌ی حقوق، سوالات زیادی می‌پرسد، برای آن­ها جواب­های کامل و سریع می­خواهد به صحت آدم­هایی که به او جواب می­دهند اعتماد می­کند.“

مطلب مرتبط: پیشنهاد ترامپ به مخالفان : بلیط رایگان یک طرفه به آفریقا و مکزیک

درست یک روز قبل، کانوی به تلویزیون رفته بود تا بگوید انتخاب رامنی، دشمن دیرینه‌ی ترامپ، به عنوان وزیر امور خارجه ایده‌ی افتضاحی بوده است. برخی از دستیاران ترامپ به خبرنگاران گفتند این کار مساوی با خیانت به رئیس بود که هنوز تصمیمش را نگرفته بود. به نظر می‌رسید ترامپ از دیدن این منظره لذت می‌برد. او پشت میز اتاق پذیرایی گفت ”ممکن است از آن خوشم نیامده باشد، اما فکر کردم اشکالی ندارد، در غیر این صورت باید احضارش می‌کردم.“

همزمان، ترامپ از زمان مبارزات تلاش کرده است گستاخی‌اش را مقداری محدود کند. پرایباس می‌گوید، روز بعد از انتخابات ترامپ در آپارتمانش به دستیارانش گفت ”رفقا، من در خدمت همه‌ی آدم‌های این کشور هستم“. سال گذشته، ترامپ درباره‌ی غرایز فوق‌العاده­ای پز می‌داد که او را به حمایت از خروج اجباری تمام مهاجران غیرقانونی و منع ورود مسلمانان به کشور ترغیب می‌کرد. از آن زمان از هردوی این مواضع عقب‌نشینی کرده است. او می‌گوید” منظورم آن است، در مبارزات لحظات بدی هم داشتم“. اما متوجه شده است ظاهرا ارقام نظرسنجی‌هایش بعد از تعدادی از این موارد افزایش یافته است، از جمله توهینش به خدمت جنگ جان مک‌کین، سناتور آریزونا.

مطلب مرتبط: ۲۵ کار که برای رئيس جمهور امریکا ممنوع است

ترامپ ادعا می‌کند که غیرقابل پیش‌بینی بودنش نقطه‌ی قدرت او در این سمت خواهد بود. قطعا دنیای سیاست را به حدس‌وگمان مشغول کرده است. تاکنون از توصیف چگونگی جدایی خود از درگیری با مالکیت یک شرکت و استخدام فرزندانش که دائما با خارجی‌ها کار می‌کنند، خودداری می‌کند. از یک سو، از بستر سیاسی گسترده‌ای حمایت می‌کند که با محافظه‌کاران کنگره مشترک است: کاهش مقررات، مالیات‌های کمتر، عقب کشیدن از مبارزه با گرمایش جهانی، و کابینه‌ای مملو از نظریه‌پردازان بازار آزاد. از سوی دیگر، تمایل به گریز از آموزه‌های جمهوری‌خواه را نشان داده است. استیو میوچین، بانک دار سابق گلدمن ساکس و وزیر خزانه‌داری دست‌نشانده‌ی او، گفته است ترامپ از پیشنهاد مبارزاتی‌اش مبنی بر وضع مالیات عظیم‌ بر ثروت خالص ثروتمندترین‌ها عقب خواهد کشید. میوچین گفت ”هر کاهشی که در مالیات‌های پردرآمدها داریم با کسری‌های کمتر تقلیل می‌یابد.“

در حالی‌که ترامپ در زمان جنگ عراق حمایت خود را به صورت عمومی اعلام کرد، ماجراجویی بزرگ جرج دبلیو بوش را یک فاجعه‌ی عظیم می‌داند. او کمپین محافظه‌کاران اجتماعی برای دور نگه داشتن افراد تراجنسیتی از سرویس‌های بهداشتی را کاملا رد می‌کند، اما به نظریه­پردازان محافظه‌کار قول می‌دهد با یک دیوان عالی عدالت به میل آن‌ها، به آنان مژده دهد. و برای اصل سازماندهی تی‌پارتی بی‌قرار است: ایده­ی آن که دولت فدرال نباید ولخرجی کند و باید از بدهی‌هایش بکاهد.

در عوض، به نظر می‌رسد او طرفدار هزینه‌های بالای زیرساخت‌های جدید و کاهش مالیات‌ها به عنوان یک محرک اقتصادی است، که بسیار شبیه به کار اوباما در ۲۰۰۹ است. او می گوید خب بعضی وقت ها باید ولخرجی کرد، همین‌طور گاهی برای راه‌اندازی کارها و چرخیدن مملکت، چون، ۱٪ رشد داریم. روز بعد تولید ناخالص داخلی سه ماه اول سال منتشر شد، که افزایش ۳.۲٪ را از ۱.۴٪ پیشین نشان می‌داد.

مطلب مرتبط: موضع ترامپ برای مجازات سوزاندن پرچم آمریکا:زندان یا از دست دادن تابعیت

هم‌چنین می‌گوید برخی تحلیل‌گران سهام ممکن است مقاصد او را بد تعبیر کرده باشند. ارزش سهام بیوتکنولوژی، برای مثال، که تحت قانون فعلی از حاشیه‌های سود بسیاری بهره می‌برد، روز بعد از انتخاب ترامپ، و آسودگی از آن­که کنترل‌های قیمت پیشنهادی کلینتون اتفاق نخواهد افتاد، ۹٪ افزایش یافت. اما ترامپ می‌گوید هدفش تغییر نکرده است. او می‌گوید ”می‌خواهم قیمت دارو را پایین بیاورم، از آن‌چه بر سر قیمت دارو آمده است خوشم نمی‌آید. “

برای کسانی که به صورت غیرقانونی و در نوجوانی به ایالات متحده برده شده‌اند، حالا به دستور اوباما ویزای کار دارند، ترامپ از قولش برای پایان دادن به دستورات اجرایی اوباما عقب‌نشینی نکرد. اما به وضوح اعلام کرده است مایل است محل اقامتی برای آینده‌ی آن‌ها پیدا کند. او با ابراز همدردی برای مهاجران جوانانی که اغلب طی کمپین غایب بودند می‌گوید ” می‌خواهیم فکری بکنیم که مردم را خوشحال و سربلند کند. آن‌ها در سنین خیلی پایین به اینجا آورده شده‌اند، اینجا کار کرده‌اند و به مدرسه رفته‌اند. بعضی دانش‌آموزان خوبی بودند. بعضی شغل‌های فوق‌العاده دارند. و در رویا زندگی می‌کنند چراکه نمی‌دانند چه اتفاقی قرار است بیفتد.“

۱۰.آمریکای ترامپ، بهتر و بدتر

حقیقت آن است که هیچ کس از جمله ساکنان برج ترامپ نمی‌داند چه اتفاقی قرار است بیفتد، و همه‌چیز به آن‌ها بستگی دارد. در حالی‌که کشور هنوز سعی دارد با آن‌چه ترامپ به دست آورده است کنار بیاد، ترامپ می‌گوید ”زمان بسیار هیجان‌انگیزی است. واقعا زمان خارق‌العاده‌ای بوده است. خوشبختانه می‌توانیم کمی از مشکلات بکاهیم.“

احتمال ندارد خیلی زود اتفاق بیفتد. با پیروی از رئیس جمهوری که از گذراندن مشکلات از صافی ملاحظه‌ی دقیق به خود می‌بالد، شیوه‌ی ترامپ، بهتر یا بدتر، به سمت مخالف نزدیک‌تر است. و حالا اداره‌ی این آمریکا در دست ترامپ است، پیروزی که یا به خاطر جبر تاریخی بود یا ذکاوت فردی یا ترکیبی از هردو.

دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ :این آمریکایی است با بازارهای سهام روبه‌رشد علیرغم لرزه‌های یک جنگ تجاری.

کشوری که در آن نجات چند شغل، در آن لحظه برای هزاران نفری که هنوز در حال رفتن هستند کافی است. این‌جا سرزمینی است که یک مرد در هواپیمایی به مقصد الن‌تاون، پنسیلوانیا، می‌ایستد تا برای رهبر جدید مشروعیت تقاضا کند ـ کدوم حرومزاده ای این‌جا طرفدار هیلاریه؟ دست بردارید، ترامپ! اون رئیس جمهورتونه، رئیس جمهور تک‌تک شما لعنتیا! ـ و بعد توسط خطوط هوایی از پرواز مجدد برای همیشه منع می‌شود.

جایی‌که یک دانشجوی محجبه در نیویورک گزارش می‌دهد که به نام رئیس جمهور آینده مورد حمله و تمسخر قرار گرفته است، جایی که کودکان متولد آمریکا از والدین شهروندشان می‌پرسند آیا ترامپ آن‌ها را بیرون خواهد کرد، جایی که سفیدپوستان طرفدار برتری نژادی در سالن‌های همایش واشنگتن برای رئیس جمهور منتخب سلام نازی می‌فرستند.

مطلب مرتبط: ملانیا ترامپ : ۱۲ نکته خواندنی از بانوی اول آمریکا

این‌جا کشوری است که در آن عده‌ی زیادی که احساس ضعف می‌کردند یک قهرمان جدید دارند، جایی که ناامیدی جایش را به هیجان داده است و سیاست به بزرگ‌ترین نمایش روی زمین تبدیل شده است. حالا اینجا مردانی با کلاه‌ و تفنگ‌های نظامی در خیابان‌های بیرون یک برج مسکونی طلایی در قلب منهتن، گشت می‌زنند. و تقریبا هرروز حول‌و‌حوش یک زمان خاص به یک هنرمند خیابانی اجازه‌ی می‌دهند بدون شلوار، با زیرپوش تنگ سفید و چکمه‌های گاوچرانی رد شود تا بتواند در لابی، و با نام ترامپ که با حروف قرمز و آبی رو پشتش نوشته شده است، مقابل دوربین های تلویزیونی آواز بخواند.

این‌جا آمریکای با امید تازه و ترس فلج‌کننده است، کشوری که کمتر از یک سال قبل کسی فکرش را نمی‌کرد. با وجود دونالد جان ترامپ، هرچه بعدا اتفاق بیفتد، هرگز مثل چیزهایی نخواهد بود که در گذشته اتفاق افتاده است.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – اسما حسنی

منبع: time

۱۰ نکته که باعث شد دونالد ترامپ شخصیت برتر سال ۲۰۱۶ شود


 

برچسب ها

بازده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جامانا

پربازدیدترین ها

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی