کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

افراد چند شخصیتی آیا وجود دارند؟

افراد چند شخصیتی آیا وجود دارند؟

افراد چند شخصیتی را در روان شناسی به رسمیت می شناسند. در این نوشتار در باره این که آیا اساسا افراد چند شخصیتی وجود دارند بحث می شود.

اگرچه بسیاری از درمان‌گران پاسخ مثبت به این پرسش می‌دهند،و تاکید می کنند که شمار افراد چند شخصیتی رو به تزاید است ولی پژوهش‌گران‌ در صحت این پاسخ شک و تردید افکنده‌اند.

افراد چند شخصیتی

در سریال تلویزیونی به نام ایالات متحده‌ی تارا که از شبکه‌ی تلویزیونی شوتایم پخش می‌شد، تونی کالیت هنرپیشه‌ی زنِ استرالیایی، نقش تارا گرگسون را بازی می‌کرد؛ تارا گرگسون مادری اهلِ کانزاس بود که ازاختلال تجزیه‌ی هویت (هویت‌پریشی.م) یا DID رنج می‌برد؛ پیش از این، این بیماری را با نام اختلال چندهویتی می‌شناختند. تارا مانند همه‌ی بیمارانِ مبتلا به DID، به شکل غیرقابل ‌پیش‌بینی بین شخصیت‌های مختلف‌اش در نوسان بود، که اغلب از این نوسان‌ها با عنوان دگرگونی‌های شخصیتی یاد می‌شود و شخص هیچ کنترلی بر این دگرگونی‌ها ندارد. یکی از دگرگونی‌های شخصیتیِ تارا، یک نوجوانِ عشوه‌گر و شاداب بود؛ دومین دگرگونیِ شخصیت، یک زنِ خانه‌دار سنتی در دهه‌ی ۱۹۵۰، و سومین شخصیت نیز یک کهنه‌سرباز خشن و بی‌ادب در جنگ ویتنام بود. این فیلم در واقع درصدد صحه گذاردن بر وجود افراد چند شخصیتی بود.

مطلب مرتبط: ۵ روش شناسایی آدم روان پلید ( سایکوپت )

بسیاری از فیلم‌ها نظیر “سه چهره‌ی ایو (۱۹۵۷)”، “من، خودم و ایرِنه (۲۰۰۰)” به صورت مشابه، افرادی با بیش از یک شخصیت یا به عبارتی افراد چند شخصیتی را به تصویر می‌کشند. برخی‌ها حتی DID را با اسکیزوفرنی اشتباه می‌گیرند[ مراجعه شود به مقاله‌ی “زندگی با اسکیزوفرنی” نوشته‌ی اسکات او.لیلینفلد و هال آرکویتز؛ ساینتیفیک امریکن مایند، مارس/آوریل ۲۰۱۰]. حتی ویرایشِ چهارم کتابچه‌ی تشخیصیِ انجمن روان‌پزشکی امریکا که در ۲۰۰۰ منتشر شد، ویژگی‌های اصلی این نوع اختلال را این‌گونه ذکر کرد: ” وجودِ دو یا چند هویت متفاوت یا حالات شخصیتی”. ولی با وجود این تعریفِ رایج و عمومی – و تخصصی- از این اختلال، پژوهش‌گران بر این ایده که افراد ممکن است بیش از یک شخصیت درون‌شان شکل بگیرد، شک و تردید افکنده‌اند.

تفاوت‌های چشم‌گیر

شواهدِ زیادی این ایده را ثابت می‌کنند که DID صرفا تقلید و تغییر شخصیت نیست و بیشتر این‌گونه بیماران فقط به خود تلقین می‌کنند واقعا دارای یک یا چند دگرگونیِ شخصیتی هستند. با وجود این‌که شمار اندکی از بیمارانِ DID فقط یک دگرگونیِ شخصیتی دارند – که شخصیتِ دوگانه نامیده می‌شوند – طبق گزارش‌ها، بقیه‌ی بیماران دارای بیش از یک دگرگونی هستند. در یک بررسی در ۱۹۸۹ که توسط روان‌پزشکی به نام کالین راسدر بیمارستان چارترِ دالاس به همراه همکاران‌اش انجام شد، تعداد میانگینِ دگرگونی‌های شخصیتی به عددِ ۱۶ رسید. نکته‌ی جالبِ توجه این است که این تعداد دگرگونی با تعداد دگرگونی‌هایی که ظاهرا شرلی آردل میسون، مشهور به سایبیل، شخصیت یک کتاب پرفروش در ۱۹۷۳ و دو فیلمِ تلویزیونی که باعث شدند تشخیص اختلال شخصیت چندگانه در میان مردم رایج شود، برابر است. (شواهدی به تازگی نشان می‌دهند درمان‌گرِ اولیه‌ی سایبیل، که وی را به اِبراز شخصیت‌های چندگانه تشویق می‌کرد، تاثیر بزرگی بر وی ایجاد کرد.) در موارد نادر، تعداد دگرگونی‌ها ممکن است به صدها یا هزاران برسد.

تفاوت‌های میانِ دگرگونی‌ها بسیار حیرت‌انگیز باشند. دگرگونی‌های درون یک بیمار می‌توانند از نظر سن، جنسیت، نژاد و حتی گونه‌های جانوری – به صورت جانورانی مثل خرچنگ، اردک و گوریل- متفاوت باشند. حتی دگرگونی‌هایی مانند اسب‌های تک‌شاخ، آقای اسپاک در فیلم پیش‌تازان فضا، خدا، عروسِ شیطان و مدونا گزارش شده‌اند. به علاوه، برخی پزشکان ادعا می‌کنند دگرگونی‌ها می‌توانند توسط ویژگی‌های قابل مشاهدهنظیر دست‌خطِ متفاوت، لحنِ صدا و صحبت، نمره‌ی چشم و آلرژی‌ها شناسایی شوند. طرفداران ایده‌ی شخصیت‌های چندگانه، مطالعات کنترل‌شده‌ای را در مورد تفاوت‌های زیستی میان دگرگونی‌ها انجام دادند که نشان می‌دهند این دگرگونی‌ها در سرعت تنفس، الگوهای امواج مغزی و رساناییِ پوست متفاوت هستند که مورد آخر به عنوان مقیاسِ برانگیختگی مورد پذیرش قرار گرفته است. این پرسش که آیا آدم‌ها می‌توانند بیش از یک شخصیت را درون‌شان نگه دارند، از جهت مفاهیم حقوقی نیز اهمیت بالایی دارد. اگر چنین چیزی صحت داشته باشد و این بیماران از رفتارهای دگرگون‌شده‌شان بی‌اطلاع باشند، دفاع قانونی از آنها از این لحاظ که “به موجب ابتلا به ‌DID تقصیری متوجه‌شان نمی‌شود” منطقی و موجه به نظر می‌رسد.

مطلب مرتبط: ۱۱ خصوصیت که همکار شما یک بیمار روانی است

دانشمندان دیگری نیز اعتقاد دارند هر دگرگونیِ شخصیتی دربردارنده‌ی رفتار قانونی متفاوتی است. رالف اسلوونکو، پروفسور حقوق در دانشگاه وِین استیت در یک مقاله در ۱۹۹۹ بیان می‌کند حتی برخی قضات پیش از شهادت گرفتن از این‌گونه بیماران، هر دگرگونی شخصیتی‌شان را مجبور می‌کنند به صورت جداگانه سوگند یاد کنند.

در درمانِ این بیماران، درمان‌گران تلاش می‌کنند شخصیت‌های گسسته‌شان را در یک شخصیتِ واحد و منسجم ادغام کنند. در این نوع درمان، آنها به بیماران کمک می‌کنند با دگرگونی‌های “کشف‌نشده‌شان” رابطه برقرار کنند و خطوط ارتباطی میان همه‌ی دگرگونی‌های‌شان ایجاد کنند. برای مثال، کالین راس معتقد است برای هر دگرگونی یک نام انتخاب کنیم و جلساتی برگزار کنیم که دگرگونی‌های شخصیتی بتوانند با هم مکالمه کنند، نظرات‌شان را با هم در میان بگذارند و در مورد دگرگونی‌های از دست رفته‌شان اطلاعاتی به‌دست بیاورند.

فرانک پوتنام، روان‌شناسِ بیمارستان کودکان سینسیناتی معتقد است برای بیماران DID از “تابلوی اعلانات” استفاده شود و دگرگونی‌ها بتوانند در دفترچه‌های یادداشت یا هر وسیله‌ی دیگری برای یکدیگر پیام بگذراند.

چندشخصیتی

ترکیب همه‌ی اجزا

علی‌رغم همه‌ی نظرات و راهکارهای بالا، هنوز هیچ مدرک قابل‌قبولی برای وجود هم‌زمانِ شخصیت‌های مجزا در یک نفر ( افراد چند شخصیتی ) پیدا نشده است. تفاوت‌های گزارش‌شده در میان دگرگونی‌های شخصیتی غالبا بر اساس روایات شخصی، تاییدنشده و غیرقابل تفسیر هستند. برای مثال، دست‌خط و صداهای آدم‌های سالم نیز ممکن است در دوره‌های کوتاه‌مدت، به ویژه به سبب تغییر در برخی رفتارها، دگرگون ‌شوند.

به عقیده‌ی جان جی. بی. آلن و هالام ال. موویوس تفاوت در واکنش‌های روان‌شناختی، از قبیل امواج مغزی یا رساناییِ پوست به سادگی می‌توانند به دلیل ایجاد تفاوت در خلق‌وخو و افکار افراد در طول زمان باشند. بیمارانِ DID غالبا یقین دارند در شرایط مختلف، تغییرات روان‌شناختیِ چشم‌گیری را تجربه می‌کنند، بنابراین بسیار تعجب‌آور است اگر از لحاظ بدنی نیز دچار تغییر نشوند.

اگر دگرگونی‌های شخصیتی حقیقتا شخصیت‌های مجزایی هستند، پس قطعا باید حافظه‌ای داشته باشند که در دسترس دگرگونی‌های دیگر نباشد. با وجود این‌که جان جی. بی. آلن و ویلیام جی. یاکونو از دانشگاهمینه‌سوتا در ۲۰۰۱ در یک نشریه گزارش دادند علی‌رغم این‌که بیشتر آزمون‌های حافظه‌ی مستقیم – نظیر این‌که از بیماران خواسته می‌شود فهرستی از واژ‌ه‌ّهایی که در حالت دگرگونیِ شخصیتیِ پیشین دیده بودند را در حالت دگرگونیِ فعلی بازگو کنند – نشان‌دهنده‌ی عدم انتقال حافظه میان دگرگونی‌های مختلف هستند، معمولا آزمون‌های دقیق‌تر حاکی از این واقعیت هستند که حافظه‌ای که توسط یک دگرگونی شخصیتی ساخته می‌شود، برای دگرگونی‌های دیگر نیز قابل دسترس است. در آزمون‌های تقریبا غیرمستقیم، که حساسیت بیش‌تری دارند و کم‌تر در معرض دستکاریِ عمدی پاسخ‌ها هستند، به عنوان مثال از افراد خواسته می‌شود تا واژه‌ای مثل “کود… ” را کامل کنند؛ پس از آن‌که دگرگونیِ شخصیتیِ دیگری با کلمه‌ی مرتبطی آشنا شد، به سرعت واژه‌ی “کودکستان” را به زبان آورد. بیشتر مطالعاتی که پس از این آزمایش صورت گرفتند نیز به همین نتیجه دست یافتند، و به این‌گونه نشان دادند دگرگونی‌های شخصیتی را نمی‌توان موجوداتِ کاملا مجزایی دانست.

مطلب مرتبط: ۵۰ واقعیت روان شناسی که همه باید بدانند

اگر دگرگونی‌های شخصیتی، شخصیت‌های مجزایی نباشند، پس چه عنوانی را باید برای‌شان انتخاب کرد؟ یک تذکر: افرادی که DID پیشرفته دارند اغلب معیارهای تشخیصی اختلال شخصیتیِ مرزی، اختلال دوقطبی (افسردگی‌شیدایی.م) و دیگر شرایط بی‌ثباتی شخصیتی را نیز دارا هستند. در حقیقت، لیلینفلد و همکاران‌اش در یک بررسی در ۱۹۹۹ دریافتند ۳۵ تا ۷۱ درصد از بیماران DID از اختلال شخصیتیِ مرزی نیز رنج می‌برند. بنابراین، بسیاری از بیمارانی که در معرض DID قرار دارند با حالات ناپایدار، رفتارِ خودمخرب، تکانش‌گری و دمدمی‌مزاجی سردرگم هستند و برای چنین اختلالاتی دنبال توضیح می‌گردند. اگر روان‌درمان‌گران یا دیگران از بیماران‌ DID پرسش‌های نامناسبی بپرسند؛ مثلا بپرسند “آیا امکان دارد بخش از شما که از آن بی‌خبر هستید، باعث شود کاری انجام دهید یا احساس خاصی داشته باشید؟”، در این صورت شاید بیمار کم‌کم متقاعد شود ذهن‌اش واقعا میزبان هویت‌های مختلفی است.

بر اساس آمارها، بسیاری از درمان‌گرانی که با بیماران DID سروکار دارند از هیپنوتیزم استفاده می‌کنند، که می‌تواند مشکلات چنین افرادی را در مورد تفکیک خیال از واقعیت تشدید کند. بنابراین، طبق یک فرضیه‌ی پیشنهادی از جانب نیکولاس اسپانوس، روان‌شناس از دانشگاه کارلتون، DID شاید انعکاس تلاش‌های فردیِ بیمار برای موجه کردن رفتارها و احساساتِ به‌شدت آشفته‌شان باشد.

در این صورت، راهکارهایی که در آنها دگرگونی‌های شخصیتی را وادار به صحبت با یکدیگر می‌کنند، شاید جواب معکوس بدهند؛ زیرا بیماران را ترغیب می‌کنند تا به اشتباه باور داشته باشند افکار و احساسات مختلفی در غالب شخصیت‌های جداگانه در ذهن‌شان وجود دارد و بنابراین ادغام شخصیت‌های مختلف‌شان را با دشواری‌های بیش‌تری مواجه ‌می‌کند. برای مثال، بیمار ممکن است متقاعد شود یکی از دگرگونی‌های‌اش مسئول رفتارهای عصبانی‌اش نسبت به همسرش است و همین عامل باعث می‌شود حس واقعی‌اش را نادیده بگیرد.

ولی روش مناسب‌تر آن است که این آگاهی را به این‌گونه بیماران بدهیم که تجربه‌های دردناکِ روان‌شناختی‌شان توسط شخصیت‌های مختلف‌شان ایجاد نمی‌شوند بلکه توسط جنبه‌های مختلفِ یک شخصیتِ مشکل‌دارِ واحد ایجاد می‌شوند. با این روش، بیماران به‌تدریج به مبارزه با چنین تجربه‌های برمی‌خیزند و متوجه‌ می‌شوند افکار و احساسات‌شان حقیقتا متعلق به شخصیت واحدشان است.

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – امیررضا مصطفایی

منبع: ساینس الرت – sciencealert

نویسنده: جاناتان جانگ

افراد چند شخصیتی آیا وجود دارند؟

 

(مشاهده ۱۳۲ نفر, % فقط امروز% visits today)
راحت و سریع با زدن دکمه + انتشار بده

برچسب ها

0 دیدگاه در “افراد چند شخصیتی آیا وجود دارند؟”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Page generated in 1٫170 seconds. Stats plugin by www.blog.ca

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

پشتیبانی سایت