کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۸ روش هوشمندانه برای عملکرد احمقانه

هوشمندانه عمل کردن خوب است. گذشته از این، آدم‌های باهوش پول بیش‌تری به‌دست می‌آورند، ثروت بیش‌تری می‌اندوزند، و حتی طولانی‌تر عمر می‌کنند. ظاهرا وقتی باهوش باشید، زندگی آسان‌تر خواهد بود. اما داستان روی دیگری نیز دارد.

هوشمندانه

معروف است که آدم‌های باهوش مرتکب اشتباهات احمقانه‌ای می‌شوند، به خصوص در شرایطی که مستلزم عقل سلیم است. سادگی این شرایط و هوش سرشار کسانی که ناشیانه عمل می‌کنند، شرایط را کاملا خنده‌دار می‌کند.

دانشمندان بعد از دهه‌ها پژوهش، علت رخ دادن این اتفاق را درک کرده‌اند. شین فردریک در دانشگاه ییل، از نخستین کسانی بود که پژوهشی را هدایت کرد با این موضوع که چرا تفکر منطقی و هوش با هم هماهنگی ندارند.

در این مطالعات، فردریک مسئله‌هایی را به شرکت‌کنندگان داد که حل کنند. مثلا:

یک راکت و یک توپ یک دلار و ده سنت قیمت دارند. راکت یک دلار بیش‌تر از توپ قیمت دارد. قیمت توپ چه‌قدر است؟

فردریک پی برد که برخی از آدم‌ها تمایل دارند که پاسخ غلط را نسنجیده بر زبان بیاورند، و بگویند که توپ ده سنت قیمت دارد. البته شما هم می‌دانید که پاسخ درست این است که توپ ۵ سنت قیمت دارد، و اگر فکر می‌کنید آدم هایی که هوش کمتری دارند نسنجیده پاسخ درست را به زبان می‌آورند، کاملا حق دارید.

روانشناسان از دانشگاه جیمز مدیسون و دانشگاه تورنتو نیز همین‌طور فکر می‌کردند. آنها تست‌های مشابهی را به صدها نفر دادند و درستی پاسخ آنها را با سطح هوش‌شان مقایسه کردند. این پژوهشگران پی بردند که احتمال نسنجیده بر زبان آوردن پاسخ نادرست از سوی آدم‌های باهوش بیش‌تر است زیرا آنها واقعا در زمان حل مسئله، اشتباهات ذهنی بیش‌تری مرتکب می‌شوند.

احتمال سر زدن اشتباهات احمقانه از سوی آدم‌های باهوش بیش‌تر است به دلیل نقاط کوری که در چگونگی استفاده‌ی آنها از منطق وجود دارد. آدم‌های باهوش بیش از حد به توانایی‌های استدلالی خود اطمینان دارند و همین باعث وجود این نقاط کور است. یعنی آنها به حدی به پاسخ درست و سریع دادن عادت دارند که حتی تشخیص نمی‌دهند که با پاسخ دادن بدون فکر خیطی بالا می‌آورند.

کودن‌هایی که سوال توپ و راکت را به درستی متوجه نمی‌شوند، احمق نیستند. زمانی که فردریک سوال را به دانشجویان هاروارد، پرینستون و ام.آی.تی داد، بیش از نیمی از آن‌ها، آن را اشتباه متوجه شدند. حتی دانشجویان برخی از معتبرترین دانشگاه‌های جهان مرتکب اشتباهاتی احمقانه می‌شوند.

شاید ترسناک‌ترین موضوع درباره‌ی اشتباهاتی که آدم‌های بسیار باهوش مرتکب می‌شوند این باشد که آنها اصلا از آن آگاه نیستند. آدم‌ها با هر میزان هوشی که دارند در برابر آن‌چه “نقطه‌ی کور سوگیری” نام دارد، تسلیم می‌شوند. منظور از این اصطلاح این است که ما در تشخیص اشتباهات سایرین خبره و در تشخیص اشتباهات خودمان ناشی هستیم. هر چه‌قدر اشتباه احمقانه‌تر باشد، اعتراف به آن برای شخص باهوش دشوارتر خواهد بود.

“من می‌دانم که باهوش هستم، زیرا می‌دانم که هیچ نمی‌دانم.”- سقراط

هرچند ممکن است به نظر برسد که ما روزهای‌مان را صرف حل کردن مسئله‌های منطقی مانند مسئله‌ی توپ و راکت نمی‌کنیم، اما عملکردهای مغز در حل کردن این مشکلات همان‌هایی هستند که در فکر کردن روزمره‌مان به کار می‌بریم. بنابراین، گرایش به انجام کارهای احمقانه، آدم‌های باهوش را در محل کار هم رها نمی‌کند. در ادامه برخی از شایع‌ترین روش‌هایی را که آدم‌های به خودشان آسیب می‌زنند، می‌بینید.

۱. آدم‌های باهوش بیش از اندازه به خودشان اعتماد دارند. یک عمر ستایش شدن و تایید شدن از سوی دیگران باعث می‌شود که آدم‌های باهوش ایمانی تزلزل‌ناپذیر به هوش و توانایی‌های خود داشته باشند. زمانی که شما به موفقیت‌ها دست پیدا می‌کنید و دیگران شما را تحسین می‌کنند، طبیعی است که انتظار داشته‌ باشید کارها همیشه طبق میل شما پیش خواهد رفت. اما این یک انتظار خطرناک است. آدم‌های باهوش اغلب نمی‌توانند تشخیص بدهند که چه زمانی به کمک نیاز دارند، و زمانی که این را تشخیص می‌دهند، فکر می‌کنند از دست هیچ‌کس کاری برای آنها برنمی‌آید.

۲. آنها آدم‌ها را بیش از حد تحت فشار می‌گذارند. آدم‌های باهوش در انجام کارها بهتر از حد انتظار ظاهر می‌شوند زیرا همه چیز برای‌شان آسان است. آنها درک نمی‌کنند که آدم‌های دیگر برای رسیدن به همان چیزها چه‌قدر باید تلاش کنند، و به همین دلیل آدم‌ها را بیش از اندازه تحت فشار می‌گذارند. آنها اهداف بسیار دشواری را تعیین می‌کنند، و از نظر آنها عدم تلاش است که باعث می‌شود برخی از آدم‌ها زیادی کارشان را طول بدهند یا اصلا به آن اهداف نرسند. بنابراین فشار بیش‌تری اعمال می‌کنند و فرصت کمک به دیگران را برای دستیابی به اهدافی که رسیدن به آنها اضطراب زیادی برای‌شان دارد، از دست می‌دهند.

۳. آنها نیاز دارند که همیشه کارها را به درستی انجام بدهند. پذیرفتن بزرگ‌منشانه‌ی این حقیقت که در اشتباه هستیم برای همه دشوار است. برای آدم‌های باهوش این اعتراف حتی دشوارتر است زیرا عادت دارند که هیچ وقت اشتباه نکنند و این تبدیل به بخشی از هویت آنها شده‌است. برای آدم‌های باهوش، اشتباه کردن مانند یک حمله‌ی شخصی است، و اشتباه نکردن یک ضرئرت.

۴. آنها فاقد هوش هیجانی هستند. در حالی که بهره‌ی هوشی (آی‌کیو) و هوش هیجانی (ای‌کیو) به هیچ شیوه‌ی معناداری همراه با هم رخ نمی‌دهد (آدم‌های باهوش به طور میانگین به اندازه‌ی سایر آدم‌ها آی‌کیو دارند)، وقتی آدم‌های باهوش فاقد هوش هیجانی باشند، به طرز دردناکی مشخص است. آدم‌هایی که آی‌کیوی بالا و هوش هیجانی پایینی دارند، جهان را بر اساس نخبه‌سالاری می‌بینند. موفقیت‌ها، بسیار مهم هستند و آدم‌ها و عواطف فقط نقش موانع را دارند. و این شرم‌آور است زیرا حتی پژوهش وب‌گاه تلنت اسمارت با بیش از یک میلیون شرکت‌کننده نشان می‌دهد که –حتی از میان افراد دارای آی‌کیوی بالا- بهترین‌ها کسانی هستند که هوش هیجانی بالایی دارند.

۵. وقتی موفق نمی‌شوند، عقب‌نشینی می‌کنند. آیا تا به حال یک رویداد ورزشی را تماشا کرده‌اید و نگاه سراسیمه‌ی ورزشکاری را که همه انتظار دارند برنده شود، اما برنده نشده‌است، دیده‌اید؟ آدم‌های باهوش احتمالا شکست را آخر دنیا می‌دانند و این دامی است که ممکن است به راحتی گرفتارش شوند زیرا موفقیت‌های دائمی انتطاراتی خلق می‌کند که تحمل شکست را برای آنها دشوار می‌کند. آدم‌هایی که سخت برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند چیزهای زیادی برای کنار آمدن با شکست می‌توانند یاد بگیرند. آنها یاد می‌گیرند که شکست را با آغوش باز بپذیرند زیرا می‌دانند شکست یکی از مراحل پیروزی است.

۶. آنها نمی‌توانند در خود دل و جرات ایجاد کنند. زمانی که کارها واقعا برای شما آسان است، منفی دیدن کارهای سخت بسیار راحت است (نشانه‌ای بر این‌که آن‌چه برای رسیدن به این هدف لازم است را ندارید). زمانی که آدم‌های باهوش نمی‌توانند چیزی را بدون تلاش زیاد تکمیل کنند، احساس ناامیدی و دستپاچگی می‌کنند. این باعث می‌شود که آنها به اشتباه تصور کنند که اگر نمی‌توانند کاری را به آسانی انجام دهند، مشکلی در آن کار وجود دارد. در نتیجه، سراغ کار دیگری می‌روند تا حس ارزشمندی‌شان را تأیید کند، پیش از آن که دل و جرأت لازم برای رسیدن به بالاترین سطح ممکن از موفقیت را به‌دست آورند.

۷. آنها چندوظیفه‌ای هستند. آدم‌های باهوش واقعا خیلی سریع فکر می‌کنند، و همین باعث می‌شود که عجول باشند. دوست دارند چند کار همزمان با هم پیش برود و بنابراین تعطیلی ندارند. آنها چنان سریع فکر می‌کنند که وقتی چند کار را همزمان انجام می‌دهند، به نظر می‌رسد که همه چیز خوب پیش می‌رود و کارهای بیش‌تری را به انجام می‌رسانند، اما پژوهش استانفورد نشان می‌دهد که اصلا این‌طور نیست. انجام همزمان چند کار نه تنها از کارآمدی شما کم می‌کند، بلکه آدم‌هایی که اغلب به این دلیل که فکر می‌کنند کارشان خوب است، چند کار را به طور همزمان انجام می‌دهند، در واقع عملکرد بدتری دارند در مقایسه با کسانی که کارها را یک به یک انجام می‌دهند.

۸. آنها در پذیرش بازخوردها مشکل دارند. آدم‌های باهوش معمولا عقاید دیگران را نادیده می‌گیرند؛ یعنی نمی‌توانند باور کنند که کسی شایستگی دادن بازخورد به آنها را دارد. این گرایش نه تنها مانع رشد و عملکرد آنها می‌شود، بلکه می‌تواند روابط شخصی و حرفه‌ای آنها را سمی کند.

جمع‌بندی

شاید برخی فکر کنند که این مطلب را برای تخریب آدم‌های باهوش نوشته‌ام در حالی که این‌طور نیست. برخی از بزرگ‌ترین موهبت‌های زندگی، از جمله هوش بالا، می‌تواند چالش‌هایی با خود داشته باشد. اگر نمی‌خواهید نگاهی صادقانه به کل تصویر داشته باشید، پس خودتان را کم‌ارزش کرده‌اید. این کار عاقلانه نیست.

ترجمه:تحریریه سایت کسب و کار – سارا فیضی

نویسنده:تراویس برادبری

منبع: فوربز

بازده

موضوع محوری:

هوشمندانه رفتار کردن

(مشاهده ۷۶ نفر, فقط امروز)
هرگونه نشر ، بازتولید یا بازنشر تمام یا بخشی از محتوای سایت بازده بدون کسب مجوز، غیرقانونی است و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
راحت و سریع با زدن دکمه + انتشار بده

برچسب ها

3 دیدگاه در “۸ روش هوشمندانه برای عملکرد احمقانه”

  1. مینیون می‌گه:

    من باهوشم سریع جواب سوالو رو اشتباه دادم

  2. نیما می‌گه:

    مگه عملکرد احمقانه هم روش میخواد؟؟؟
    احمق باشی حله دیگه
    هوش نمیخواد چیزی هم که زیاده احمق

  3. محمد می‌گه:

    خیلی مطلب جالبی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ترین های هفته

No top posts yet

Page generated in 2٫798 seconds. Stats plugin by www.blog.ca

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

پشتیبانی سایت