کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

۱۷ چیز که فقط دانشجویان دکترا درک می‌کنند

مهم نیست پیرامون چه موضوعی پژوهش می‌کنید، بسیاری از دانشجویان دکترا با چیزهای مشترکی مواجه‌اند، بعضی خوب، بعضی بد، و بعضی هم ناپسند.

دکترا

در اینجا به ۱۷ چیز که فقط دانشجویان دکترا درک می‌کنند، اشاره شده است.

۱.همیشه فکر می‌کنید مثل یک تردست هستید.

دوره‌ی دکترای چیزی است که معمولاً افراد باهوش واردش می‌شوند. نخستین ماه‌های ورودتان به این مقطع فکر می‌کنید که مثل آدم‌های باهوش دیگری می‌شوید که نیازی به تمرین و مطالعه‌ی زیاد ندارند، اما هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد و روز فارغ‌التحصیلی‌تان نگران می‌شوید که عذرتان را بخواهند و از اعطای مدرک دکترا یتان امتناع کنند.

۲. می‌ترسید که دانشجویانتان از شما پیش بیفتند.

اگر به دانشجویان مقاطع پایین تر تدریس می‌کنید، نگرانید که کسی از شما باهوش تر باشد و روش‌های هوشمندانه تری را بداند، پس تمرین می‌کنید که باهوش تر به نظر برسید، اما از این بابت مطمئن نیستید….

۳.گاھی اوقات نوشته‌هایتان می‌خوانید و احساس غرور و شایستگی می‌کنید.

شما همواره در اطرافتان مطالب دانشگاهی جالبی می‌بینید که به نظرتان ارزشمند می‌آیند و گاهی حتی نسبت به مطالب خودتان نیز احساس افتخار می‌کنید. گاهی به مطالبی که قبلاً نوشته‌اید رجوع می‌کنید و می‌بینید نظر شما در تأیید نظر یک کارشناس خبره است و فکر می‌کنید آنان واقعاً بسیار باهوش تر هستند و چون کمی بزرگ تر از شما هستند هوش‌شان بیشتر است.

۴.شما به مطالعه کردن اعتیاد دارید.

شما عاشق یادگیری هستید. شما از آن سیراب نمی‌شوید و این اشتیاق را در خودتان می‌بینید که پس از تکمیل دوره‌ی دکترا یتان، مطالعات بعدی‌تان را شروع کنید. شما حتی وقتی دو ماه به پایان دوره‌ی دکتری‌تان مانده است، به این فکر می‌کنید که چه کار دانشگاهی دیگری را بعد از آن انجام دهید.

۵.زمانی که پژوهش‌هایتان خوب پیش می‌رود، انقدر سرتان شلوغ می‌شود که وقت سر خاراندن هم ندارید.

خواب و خوراک ندارید. متوجه صداهای اطرافتان نمی‌شوید، شما در ناحیه‌ی پژوهش هستید و چیز دیگری برایتان مهم نیست.

۶. شب زنده‌داری می‌کنید.

شما چرخه‌ی خواب و بیداری‌تان را به هم می‌زنید و از آنجا که خیلی درگیر کارتان ھستید تا دیروقت بیدار می‌مانید تا کارتان تمام شود و زمان کمی را تا شروع روز بعدی می‌خوابید، شما می‌توانید چند هفته را به همین صورت بگذرانید.

۷.شما خواب پژوهش‌تان را می‌بینید.

شما شبانه‌روز به پژوهش‌تان فکر می‌کنید.گاھی اکتشافات جالبی در خواب دارید و وقتی بیدار می‌شوید احساس نا امیدی می‌کنید از اینکه تمام اکتشافات‌تان فقط رؤیا بوده است.

۸.شما بیشتر تمایل دارید از نقل قول‌های افراد سرشناس بهره بگیرید.

شما هم نگرانید که آیا نامتان در یادها می‌ماند یا نه و اینکه چگونه باید پیشرفت کنید و اثرتان را به حد عالی‌اش برسانید.

۹.شما می‌دانید ارزان‌ترین کافی شاپ‌ها کجا هستند.

شما پول کمی دارید اما قهوه می‌خواهید و نیاز دارید از فضای نسبتاً منظم و روتین آزمایشگاہ یا کتابخانه خارج شوید، یا دوست دارید تنوع و هیجانی داشته باشید، برای همین سراغ کافی شاپ‌ها می‌روید. شما می‌دانید کجا بهترین و ارزان‌ترین قهوه را بیابید. گاهی اوقات مطالعات‌تان را در کافی شاپ انجام می‌دهید.

۱۰. و می‌دانید تمام پریزهای برق ارزان‌ترین کافی شاپ‌ها دقیقاً در کجای‌شان است.

به محض اینکه به کافی شاپ مورد نظرتان می‌رسید مستقیم به جایی می‌روید که خیلی سر و صدا نباشد، نور طبیعی زیادی آنجا باشد و سوکتی برای وصل کردن کامپیوتر به برق باشد. شما دقیقاً می‌دانید پریز خوب کجای کافی شاپ است.

۱۱.شما بیش از هرکس دیگری در دنیا راجع به یک چیز بسیار کوچک می‌دانید…

وقتی در پژوهش‌تان چیزی بیشتر از افراد دیگر دنیا می‌دانید، واقعاً حس خوشایندی پیدا می‌کنید.

۱۲.اما شما تنها کسی هستید که مراقب آن چیز، بسیار کوچک است.

بنابراین هیچ فرد دیگری نمی‌تواند از درون و بیرون آن چیز کوچک مطلع باشد. هربار که با دیگران درباره‌ی پژوهش‌تان حرف می‌زنید، متوجه این موضوع می‌شوید. برخی‌ها متوجه‌اش می‌شوند ولی هیجانی برایش ندارند و برخی‌ها حوصله‌شان سر می‌رود.

۱۳.شما حتی گاهی خودتان را هم خسته می‌کنید.

شما کاملاً مطمئنید که پس از اتمام پایان نامه‌تان هرگز دوست ندارید درباره‌ی موضوع آن دوباره حرفی بزنید.

۱۴.اگر موضوع پژوهش‌تان، حتی خیلی کم هم با زندگی روزمره مرتبط باشد، واقعاً هیجان‌زده می‌شوید.

اغلب این اتفاق نمی‌افتد اما اگر یک یا دوبار در کل زندگی‌تان حس کنید که موضوع کوچک پژوهش‌تان با زندگی روزمره مرتبط است احساس می‌کنید پادشاه دنیا هستید.

۱۵.دوست دارید نامتان را در فهرست “دانشمندان جدید” بیاید و این گونه مشهور شوید

رؤیایی که شما در سر می‌پرورانید این است که آن قدر باهوش باشید که مطالبتان را منتشر کنید تا همه واژه‌هایتان را بخوانند. این اتفاق می‌تواند رخ دهد.

۱۶.نمی‌توانید منتظر بمانید شما را دکتر خطاب کنند.

شما در خلوت، خودتان را با عنوان دکتر تکرار می‌کنید و به همه می‌گویید که این دوره را برای عنوانش نمی‌گذرانید و به موضوع رشته و پژوهش‌تان علاقه مندید، اما هر چه به پایان کار نزدیک تر می‌شوید دیگر نمی‌توانید منتظر بمانید تا دکتر خطاب‌تان کنند و اصرار دارید که همه عنوان صحیح‌تان را به کار ببرند. شما برنده شده‌اید.

۱۷.ایده‌ای ندارید که زندگی تا کجا شما را پیش می‌برد.

اگر چه شما رویای فارغ‌التحصیلی را در سر دارید اما واقعاً درباره‌ی اتفاقات آینده، ایده‌ای ندارید. شما می‌دانید برای چیزهایی که می‌خواهید از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنید و با اراده پیش می‌روید، ولی هنوز هم دانشجوی دکترا هستید و این‌ها فقط در حد فکر هستند

نویسنده: پوکی نایت اسمیت

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده

منبع: فوربس

(مشاهده ۴۷ نفر, فقط امروز)
هرگونه نشر ، بازتولید یا بازنشر تمام یا بخشی از محتوای سایت بازده بدون کسب مجوز، غیرقانونی است و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
راحت و سریع با زدن دکمه + انتشار بده

برچسب ها

0 دیدگاه در “۱۷ چیز که فقط دانشجویان دکترا درک می‌کنند”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ترین های هفته

No top posts yet

Page generated in 1٫284 seconds. Stats plugin by www.blog.ca

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

پشتیبانی سایت