کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

چگونه کودک درون تان را درمان کنید

کودک درون چیست؟کودک درون بخشی از عمق وجود ما است؛ چکیده‌ی تجربیات، هیجان‌ها، و افکاری است که از کودکی همراه ما است.

soulmates-640x372

این تجربیات می‌توانند خاطره‌ای مشوش‌کننده، مشکلی حل‌نشده یا سوءتعبیرشده باشند، برای همین در ضمیر نیمه‌آگاه ما باقی می‌مانند و می‌توانند به اعمال کنونی ما راه پیدا کنند. این خاطرات کودکی می‌توانند در بزرگ‌سالی اعمال‌مان را به ما دیکته کنند، حتی اگر متوجه نشویم. وقتی در محیط‌هایی رشد می‌کنیم که احساس می‌کنیم به ما بی‌توجهی می‌شود، سختگیرانه قضاوت یا تنبیه می‌شویم؛ این احساس، اگر برطرف نشود یا همان موقع درک نشود، در درون ما باقی می‌ماند، و می‌تواند بعدها در زندگی، در الگوهای تصمیم‌گیری، انتخاب‌های زندگی، و انتخاب شریک‌زندگی‌مان رخنه کند.

Indigo_Child1

بگذارید ذهن‌تان در کودکی‌تان پرسه بزند، آن تجربیات را با سطح بالاتری از آگاهی عینی و سرشار از عشق دوباره زندگی کنید. کدام اوضاع، احساسات، و افکار کودکی‌تان اول به ذهن‌تان می‌رسد؟ در مغزتان الگوهایی را بسازید که شما را قادر می‌سازد رفتارهای فعلی‌تان، طرز فکرتان و روش زندگی‌تان را با تجربیات گذشته ارتباط دهید. کدام الگوی رفتاری، ‌که به عنوان یک کودک در خردسالی آموختید، اکنون اعمال فعلی‌تان را شکل می‌دهد؟
به این تجربیات سفر کنید، با تمام وجودتان حس کنید در زمان وقوع این تجربیات چه کرده‌اید. فضایِ دائم و همیشگی از “کنونیت” وجود دارد که ما را قادر می‌سازد احساس کنیم فراتر از زمان بودن چگونه است – نه این‌که فقط به آن فکر کنیم، و درک کنیم که تمام لحظات به‌طور هم‌زمان وجود دارند، و وقتی از چشم‌اندازی ‘بالاتر’ به آن نگاه می‌کنید، می‌توانید همه‌ی آن لحظات را به یک‌باره ببینید.
به خودِ کودک‌تان بگویید برای این‌که دوباره احساس امنیت کند نیاز دارد چه چیزی را بشنود. کلیدش این است که آن تجربه را هم از چشم‌انداز خودتان و هم از چشم‌انداز سرمنشأ، خدا، وجود لایتناهی، یا هرچیزی که او را می‌خوانید، ببینید. این خاطرات به یک علت خیلی خاص رخ داده‌اند. این‌ها درس‌هایی اساسی هستند که در خردسالی آموخته‌ایم، که اکنون نیمه‌آگاهانه یا آگاهانه، به اعمال، حرف‌ها، افکار، و هیجانات‌مان راه می‌یابند.
تشویش زیاد در گذشته می‌تواند در انتخاب شریک زندگی‌مان نمود پیدا کند. اگر ما در کودکی هم‌بازی‌ای داشته‌ایم که مدام ما را سرزنش می‌کرده، ممکن است ناآگاهانه در روابط‌مان به سرزنش کردن گرایش داشته‌باشیم. یکی از فلسفه‌های زیگموند فروید این بود که ما به آدم‌هایی جذب می‌شویم که شبیه والدین‌مان هستند چون این چیزی است که ما از نوزادی می‌دانیم، ما به والدین، به‌ویژه مادرها خیلی نزدیک هستیم.
یک درمان کامل‌تر می‌تواند حاصل از درک و پذیرش هر کاری باشد که والدین‌مان در کودکی با ما کرده‌اند و تاثیر شدید روی ما گذاشته‌است. این کاملا مختص شما است، هر فرد کودکی متفاوتی دارد، و چیزی که برای یک فرد ناراحت‌کننده است برای دیگران عادی است.

ببینید چگونه می‌توانید از آن‌چه در گذشته‌تان اتفاق افتاده است، رشد بیابید. از آن به عنوان الهام و انگیزه برای رشد استفاده کنید، نه دلیلی برای ناراحت بودن. آسان است که برای خودمان غصه بخوریم؛ بسیاری از ما خیلی از این غصه‌ها داشته‌ایم. سعی کنید آگاهانه این چشم‌انداز را به دلیلی مثبت برای ادامه دادن به زندگی تبدیل کنید. شما می‌توانید به کسانی که چنین احساسی دارند کمک کنید، شما درک عمیقی از درد دارید؛ برای همین می‌توانید درک عمیق‌تری از خوشی داشته‌باشید.

innerlijk-kind-672x372

اگر می‌توانید ببینید محیط‌تان در کودکی چگونه روی شما تاثیر منفی داشته‌است، آن احساس را کندوکاو کنید. در مقابل هر دردی که خاطرات نهفته را به یادتان می‌آورد مقاومت نکنید. آن را از چشم آدم‌هایی ببینید که اطراف‌تان بوده‌اند. آنها چه احساسی داشتند؛ چه‌چیزی آنها را وادار کرده‌بود دست به آن کارها بزنند؟ آیا متوجه شده‌بودند که چه می‌کنند؟

به زمان حال بیایید. اکنون اطراف‌تان را با چه کسانی پر کرده‌اید؟ کدام رفتارها، انتخاب‌ها، و الگوهای فکری تحت تاثیر آن رویدادهای خاص کودکی بوده‌است؟ نگاهی عینی به آن داشته‌باشید، هیچ نقصی وجود ندارد. ما همیشه در حال رشد هستیم، و اشتباه‌ها یکی از روش‌هایی هستند که ما به ادراک می‌رسیم و واقعیت را می‌فهمیم. اگر می‌توانید برای نفس کشیدن به اندازه‌ی کافی وقت بگذارید، در ذهن‌تان به گذشته سفر کنید و کودکی‌تان را دوباره تجربه کنید، شما می‌توانید دقیقا ببینید چرا فردی هستید که امروز هستید.
این می‌تواند کمک‌تان کند برای اعمال‌تان حساب‌پذیر باشید. من این را در طول ۲ سال گذشته شدیدا یاد گرفته‌ام. من دیدم تک‌فرزند بودن من چگونه باعث شد آدم خودخواهی باشم که همیشه راه خودش را می‌رود، من دیدم چگونه اعمال‌ام به عنوان یک بزرگ‌سال کاملا توسط تجربیات کودکی من دیکته شده‌است.

هیچ مراقبت خاص یا آموزش ویژه‌ای برای درمان کودک درون‌تان وجود ندارد. این کاملا به عهده‌ی خودتان است که تمرکز کنید، احساس کنید، و در مغزتان مسیرهای عصبی جدید ایجاد کنید که جای الگوهای رفتاری قدیمی را بگیرد. ممکن است برای این کار، بسته به آن‌چه در زندگی‌تان رخ داده‌است، به زمان کافی نیاز داشته‌باشید.
مهم است هر برداشتی که از این نوشتار به‌دست می‌آورید، منشأ ایجاد تغییرات فیزیکی واقعی در شما باشد. اگر می‌توانید ببینید آدم‌هایی که اطراف‌تان هستند تا چه حد برای‌تان سمی هستند، به عهده‌ی خودتان است که دست به کار شوید و به چیزهایی روی بیاورید که برای رشد شخصی‌تان سودمندتر است. تسلیم نشوید، شما یک نور مطلق هستید که موقتا در این جسم فیزیکی قرار گرفته‌اید.

ترجمه:تحریریه سایت کسب و کار بازده_مینا بنادکوکی

منبع: د اسپیریت ساینس

موضوع محوری:

کودک درون

(مشاهده ۱۱۳ نفر, فقط امروز)
هرگونه نشر ، بازتولید یا بازنشر تمام یا بخشی از محتوای سایت بازده بدون کسب مجوز، غیرقانونی است و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
راحت و سریع با زدن دکمه + انتشار بده

برچسب ها

0 دیدگاه در “چگونه کودک درون تان را درمان کنید”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدید ترین های هفته

No top posts yet

Page generated in 4٫705 seconds. Stats plugin by www.blog.ca

کسب و کار

کسب و کار,بازاریابی

پشتیبانی سایت